رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه، ۴ آبان ۱۴۰۵نسخه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلیسایت خبری 120 واحد، خبرهای به روز و معتبر
جستجو در آرشیو رسانه
تازه‌ترین
فال حافظ

فال حافظ امروز ۶ اسفند ۱۴۰۴ غزل شماره ۱۵۹

· 5 دقیقه مطالعه

نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد

صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی
شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد

خوش بود گر محک تجربه آيد به ميان
تا سيه روی شود هر که در او غش باشد

خط ساقی گر از اين گونه زند نقش بر آب
ای بسا رخ که به خونابه منقش باشد

ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شيوه رندان بلاکش باشد

غم دنيی دنی چند خوری باده بخور
حيف باشد دل دانا که مشوش باشد

دلق و سجاده حافظ ببرد باده فروش
گر شرابش ز کف ساقی مه وش باشد

شما در سایت ۱۲۰ واحد می توانید در لحظه فال حافظ بگیرید.

تفسیر غزل

**بیت ۱:**
نقد صوفی نه همه صافی بی‌غش باشد
ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد

حافظ در این بیت به نقد ریاکاری و تزویر در میان مدعیان طریقت می‌پردازد. “نقد صوفی” به معنای ذات و حقیقت وجود صوفی است، یا سنجش و ارزیابی او. شاعر می‌گوید که نه هر صوفی و هر مدعی طریقت، وجودی پاک و بی‌غش دارد. “خرقه” که نماد و نشانه‌ی ظاهری تصوف و زهد است، در بسیاری موارد فقط پوششی برای ریا و نفاق است و سزاوار آن است که در آتش پاک‌کننده حقیقت بسوزد.

**بیت ۲:**
صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی
شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد

این بیت به تفصیل بیشتری به تضاد میان ظاهر و باطن می‌پردازد. “صوفی ما” با لحنی کنایه‌آمیز به آن دسته از صوفیان اشاره دارد که صبحگاهان با ذکر و ورد و تظاهر به زهد و عبادت، حالت مستی و خلسه معنوی به خود می‌گیرند. اما حافظ هشدار می‌دهد که باید مراقب احوال این “صوفی” در شامگاه بود؛ چرا که ممکن است در پایان روز، به جای ذکر و عبادت، غرق در لذت‌های دنیوی و مستی از شراب مادی یا خوشی‌های دیگر باشد و سرخوشی او از جنس دیگری باشد. این تضاد، ماهیت ریاکارانه چنین افرادی را برملا می‌کند.

**بیت ۳:**
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سيه روی شود هر که در او غش باشد

حافظ در اینجا آرزو می‌کند که کاش معیار و “محک تجربه” در میان آید تا حقیقت افراد آشکار شود. این “محک” می‌تواند امتحان الهی یا آزمایش‌های زندگی باشد. آرزوی شاعر این است که هر کسی که در باطن خود “غش” و ناپاکی و دورویی دارد، “سیه روی” و رسوا شود و چهره حقیقی او بر همگان آشکار گردد. این بیت بر ضرورت آزمون و ارایه‌ی حقیقت تأکید دارد.

**بیت ۴:**
خط ساقی گر از اين گونه زند نقش بر آب
ای بسا رخ که به خونابه منقش باشد

“خط ساقی” در اینجا می‌تواند اشاره به اراده یا حکم الهی باشد که گاهی پیچیده و دشوار می‌نماید. “نقش بر آب زدن” کنایه از کاری است که ظاهراً دشوار یا ناممکن به نظر می‌رسد و نیازمند تلاشی حقیقی و خلوص نیت است. حافظ می‌گوید اگر ساقی از این راه، یعنی با امتحانی دشوار و نیازمند خلوص، بر ما “نقش” زند، بسیاری از مدعیان در این امتحان ناکام مانده و از روی حسرت و اندوه یا پشیمانی، اشک خونابه‌گون خواهند ریخت و صورتشان با این اشک‌ها “منقش” خواهد شد. این بیت نشان می‌دهد که مسیر حقیقت، آسان نیست و تنها مدعیان را رسوا می‌کند.

**بیت ۵:**
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شيوه رندان بلاکش باشد

حافظ در این بیت به صراحت بیان می‌کند که راه رسیدن به “دوست” (معشوق ازلی، حقیقت الهی) با آسایش‌طلبی و زندگی در ناز و نعمت میسر نیست. کسی که “ناز پرورد تنعم” است، یعنی به راحتی و رفاه عادت کرده، نمی‌تواند در این مسیر قدم بردارد. “عاشقی” حقیقی، روش و منش “رندان بلاکش” است. “رند” در ادبیات حافظ، کسی است که از قید و بند ظواهر رهاست، با سنت‌شکن است و “بلاکش” کسی است که رنج و سختی را به جان می‌خرد. پس، تنها کسانی که حاضر به تحمل رنج و سختی در راه عشق‌اند، به دوست می‌رسند.

**بیت ۶:**
غم دنيی دنی چند خوری باده بخور
حيف باشد دل دانا که مشوش باشد

این بیت دعوتی است به رهایی از تعلقات دنیوی و جستجوی آرامش و شادی حقیقی. حافظ به انسان هوشیار توصیه می‌کند که تا کی باید “غم دنیای پست و بی‌ارزش” را خورد؟ به جای آن، “باده بخور”؛ منظور از باده در اینجا، نه لزوماً شراب مادی، بلکه شراب معرفت، عشق الهی، و نشاط معنوی است که دل را از غم‌های فانی می‌رهاند. حیف است که “دل دانا” و خردمند، اسیر تشویش‌ها و نگرانی‌های بی‌ارزش دنیوی باشد، در حالی که می‌تواند با معرفت به مقام آرامش حقیقی دست یابد.

**بیت ۷:**
دلق و سجاده حافظ ببرد باده فروش
گر شرابش ز کف ساقی مه وش باشد

این بیت، بیت پایانی و امضای حافظ است که اوج خلوص و ترک تعلق او را نشان می‌دهد. “دلق و سجاده” نمادهای ظاهری زهد و تقوا هستند. حافظ می‌گوید که اگر “شراب” (یعنی معرفت ناب و عشق الهی) از دست “ساقی مه وش” (معشوق زیباروی الهی) به او برسد، آنقدر غرق در این فیض می‌شود که حاضر است تمام این نشانه‌های ظاهری زهد را به “باده‌فروش” (که در اینجا می‌تواند واسطه رسیدن به این معرفت باشد) ببخشد یا بهایی برای آن بپردازد. این تعبیری عمیق از ترک ریا و نفاق و فدای ظواهر در راه وصول به حقیقت است.

گفت‌وگو با خوانندگان

دیدگاه شما