رفتن به محتوای اصلی
دوشنبه، ۴ آبان ۱۴۰۵نسخه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلیسایت خبری 120 واحد، خبرهای به روز و معتبر
جستجو در آرشیو رسانه
تازه‌ترین
فال حافظ

فال حافظ امروز ۳ آبان ۱۴۰۵ غزل شماره ۲۱۵

· 3 دقیقه مطالعه

به کوی ميکده يا رب سحر چه مشغله بود
که جوش شاهد و ساقی و شمع و مشعله بود

حديث عشق که از حرف و صوت مستغنيست
به ناله دف و نی در خروش و ولوله بود

مباحثی که در آن مجلس جنون می‌رفت
ورای مدرسه و قال و قيل مسله بود

دل از کرشمه ساقی به شکر بود ولی
ز نامساعدی بختش اندکی گله بود

قياس کردم و آن چشم جادوانه مست
هزار ساحر چون سامريش در گله بود

بگفتمش به لبم بوسه‌ای حوالت کن
به خنده گفت کی ات با من اين معامله بود

ز اخترم نظری سعد در ره است که دوش
ميان ماه و رخ يار من مقابله بود

دهان يار که درمان درد حافظ داشت
فغان که وقت مروت چه تنگ حوصله بود

شما در سایت ۱۲۰ واحد می توانید در لحظه فال حافظ بگیرید.

تفسیر غزل

**بیت اول:**
در کوچه میکده، ای پروردگار، سحرگاهان چه غوغایی به پا بود؟ چنان که از شور و هیجان شاهد (معشوق)، ساقی، شمع فروزان و مشعل‌های افروخته، عالمی به هم ریخته بود. این بیت تصویرگر یک محفل عارفانه یا عاشقانه پرشور در لحظه طلوع معنوی است.

**بیت دوم:**
آن حکایت عشق که خود بی‌نیاز از هر کلام و آوایی است و ماهیتش فراتر از بیان است، در آن مجلس با نوای پر سوز و گداز دف و نی به اوج شور و غوغا رسیده و خود را متجلی می‌ساخت.

**بیت سوم:**
گفت‌وگوهایی که در آن محفل جنون‌آمیز و بی‌قید و بند جریان داشت، از مباحث خشک و قال و قیل مدرسه‌ای و مسائل فقهی فراتر بود؛ سخن از عشق بود و معرفتی ناب که در بند عقل جزوی نمی‌گنجید.

**بیت چهارم:**
دل حافظ از عشوه و کرشمه‌های ساقی (که استعاره از فیض الهی یا جلوه‌های معشوق است) سپاسگزار و شاکر بود، اما در عین حال، اندکی هم از ناسازگاری و بیداد بخت و سرنوشت خود گلایه داشت.

**بیت پنجم:**
با خود سنجیدم و به این نتیجه رسیدم که آن چشم مست و جادوگر معشوق چنان افسونگری دارد که گویی هزاران ساحر زبردست، حتی ساحری چون سامری (که گوساله سامری را ساخت)، در گله و تحت فرمان آن چشم قرار دارند.

**بیت ششم:**
به معشوق گفتم: بوسه‌ای بر لبانم حواله کن. او با خنده پاسخ داد: “چه زمانی با من چنین معامله‌ای داشته‌ای که اکنون چنین درخواستی می‌کنی؟” این سخن نشان از ناز معشوق و دشواری وصال دارد.

**بیت هفتم:**
نشانه‌ای از اقبال نیک در بخت من دیده می‌شود؛ زیرا شب گذشته، ماه در مقابل و در برابر رخسار دلبر من قرار گرفته بود، و این هم‌ترازی یا مقایسه، نویدبخشِ گشایشی در کار من است.

**بیت هشتم:**
آه و فغان از این که دهان معشوق که می‌توانست درمان درد بی‌درمان حافظ باشد، در لحظه کرامت و بخشش، چه تنگ‌حوصله و بخیل بود و از لطف و مروت خود دریغ کرد.

گفت‌وگو با خوانندگان

دیدگاه شما