رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه، ۳ آبان ۱۴۰۵نسخه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلیسایت خبری 120 واحد، خبرهای به روز و معتبر
جستجو در آرشیو رسانه
تازه‌ترین
فال حافظ

فال حافظ امروز ۸ اسفند ۱۴۰۴ غزل شماره ۴۴۸

· 4 دقیقه مطالعه

ای که در کوی خرابات مقامی داری
جم وقت خودی ار دست به جامی داری

ای که با زلف و رخ يار گذاری شب و روز
فرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری

ای صبا سوختگان بر سر ره منتظرند
گر از آن يار سفرکرده پيامی داری

خال سرسبز تو خوش دانه عيشيست ولی
بر کنار چمنش وه که چه دامی داری

بوی جان از لب خندان قدح می‌شنوم
بشنو ای خواجه اگر زان که مشامی داری

چون به هنگام وفا هيچ ثباتيت نبود
می‌کنم شکر که بر جور دوامی داری

نام نيک ار طلبد از تو غريبی چه شود
تويی امروز در اين شهر که نامی داری

بس دعای سحرت مونس جان خواهد بود
تو که چون حافظ شبخيز غلامی داری

شما در سایت ۱۲۰ واحد می توانید در لحظه فال حافظ بگیرید.

تفسیر غزل

**ای که در کوی خرابات مقامی داری / جم وقت خودی ار دست به جامی داری**
ای کسی که در ساحت معنوی خرابات، که نماد رهایی از قید و بندها و غرق شدن در عشق الهی است، جایگاه ویژه‌ای داری؛ تو خود جمشید زمانه خویشی، اگر که دست به جام ببری – جامی که می‌تواند نماد باده معرفت، لذت‌های حلال دنیوی، یا حتی جام جهان‌نمای خرد و بصیرت باشد. این بیت دعوتی است به درک و استفاده از فرصت‌ها و توانایی‌های درونی.

**ای که با زلف و رخ يار گذاری شب و روز / فرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری**
ای آنکه تمام شب و روزت را به تماشای گیسوی دلربا (نماد پیچیدگی‌های عشق یا حجاب‌های الهی) و روی زیبای یار (نماد تجلی جمال حق) می‌گذرانی؛ شاد و خوش بهره‌مند باشی از این فرصت گرانبها، چرا که هر صبح و شامت در پرتو این عشق و زیبایی، دلنشین و مبارک است.

**ای صبا سوختگان بر سر ره منتظرند / گر از آن يار سفرکرده پيامی داری**
ای باد صبا که پیک عاشقان هستی، عاشقانِ دل‌سوخته و فراق‌کشیده بر سر راه تو چشم‌انتظارند؛ اگر از آن یار غایب یا از سفر رفته (که می‌تواند معشوق زمینی یا حقیقت الهی باشد) خبری یا پیامی داری، آن را به ما برسان که در اشتیاق وصالیم.

**خال سرسبز تو خوش دانه عيشيست ولی / بر کنار چمنش وه که چه دامی داری**
آن خال زیبا و سبز رنگ روی چهره‌ات، همچون دانه دل‌نشینی برای جذب عاشقان و وعده لذت است؛ اما افسوس که بر حاشیه چمنزار صورتت (که مظهر زیبایی است)، چه دام دل‌فریبی برای به بند کشیدن دل‌ها گسترانده‌ای. زیبایی‌ات هم جاذب و هم فریبنده است.

**بوی جان از لب خندان قدح می‌شنوم / بشنو ای خواجه اگر زان که مشامی داری**
من از لب خندان جام شراب (که مظهر شور و مستی و رهایی است)، بوی جان و هستی و سرزندگی معنوی را استشمام می‌کنم؛ ای خواجه (یا ای شیخ ظاهر‌بین) این حقیقت را تو نیز بشنو و درک کن، اگر که حس بویایی (بصیرت و درک معنوی) داری.

**چون به هنگام وفا هيچ ثباتيت نبود / می‌کنم شکر که بر جور دوامی داری**
از آنجا که در زمان وفاداری و پیمان‌داری، هیچ پایداری و ثباتی نداشتی (و بی‌وفا بودی)؛ حالا شکر می‌کنم که دست‌کم در جفا و ستمگری، دوام و ثبات داری. این بیتی است که با لحنی متناقض‌نما، عمق پذیرش عاشق از معشوق و حتی یافتن زیبایی در خصلت‌های متناقض او را بیان می‌کند.

**نام نيک ار طلبد از تو غريبی چه شود / تويی امروز در اين شهر که نامی داری**
چه اتفاقی می‌افتد یا چه ضرری دارد اگر یک غریب و بی‌کس (یا کسی که شهرت و اعتباری ندارد) از تو درخواست یاری و کسب نام نیک (اعتبار و شهرت) کند؟ زیرا تو تنها کسی هستی که امروز در این شهر صاحب نام و آوازه و اعتبار هستی و می‌توانی چنین لطفی کنی.

**بس دعای سحرت مونس جان خواهد بود / تو که چون حافظ شبخيز غلامی داری**
دعاهای خالصانه و سحری تو (که در سحرگاهان بلند می‌شوند)، مونس و آرامش‌بخش جان تو خواهند بود؛ تویی که بخت یاریت کرده و غلام و عاشقی مانند حافظ داری که او نیز شب‌ها از خواب برمی‌خیزد و به عبادت و نیایش مشغول است. (حافظ با این بیت، هم به مقام معنوی مخاطب اشاره می‌کند و هم ارزش معنوی خویش و دعاهایش را یادآور می‌شود).

گفت‌وگو با خوانندگان

دیدگاه شما