به گزارش سایت ۱۲۰ واحد، سازمان جهانی گردشگری با تعیین شعار «دستورکار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری» برای سال ۲۰۲۶، افق جدیدی از آینده این صنعت پیشروی فعالان جهان قرار داده است. کارشناسان معتقدند این رویکرد به معنای لزوم تغییر در بنیانها و شیوههای سنتی مدیریت سفر با تکیه بر فناوریهای نوین است.
حبیب محمودی چناری، عضو هیئت علمی پژوهشکده محیطزیست جهاد دانشگاهی، با اشاره به این تحول تأکید کرد که ادغام نوآوری، هوش مصنوعی، حاکمیت داده و اصول اخلاقی نشاندهنده یک دگرگونی ساختاری است؛ روندی که در آن دیگر صرفاً الکترونیکی کردن خدمات گذشته کفایت نمیکند، بلکه کل نظام گردشگری نیازمند بازطراحی اساسی است.
گذر از دیجیتالیسازی ساده به بازطراحی ساختاری
در سالهای ابتدایی حضور اینترنت در گردشگری، تمرکز شرکتها روی ارائه آنلاین بلیت، ساخت اپلیکیشنها و رزرواسیون اینترنتی بود. اما مرحله فعلی از این اقدامات فراتر رفته است. پرسش اصلی عصر حاضر این است که اگر قرار بود صنعت گردشگری از ابتدا با اتکا به ظرفیتهای داده و مدلهای هوش مصنوعی ساخته شود، ساختار آن چه شکلی به خود میگرفت؟ هوش مصنوعی امروزه از نخستین جرقههای انگیزه برای سفر تا تحلیل احساسات و بازخوردهای مسافر پس از اتمام مسافرت حضور دارد و به عنصری کلیدی در تاروپود این حوزه تبدیل شده است.
هوش مصنوعی؛ هدایتگر تمایلات و انتخابهای مسافر
در گذشته دیدهشدن یک مکان تفریحی تا حد زیادی وابسته به تبلیغات پرهزینه، دفاتر آژانس و نتایج جستوجوهای ساده بود، اما امروز سامانههای هوشمند بر انگیزه، تصمیم و سلیقه مسافران اثر میگذارند. هوش مصنوعی صرفاً مقصد را به کاربر نشان نمیدهد، بلکه با شناخت نیازمندیها، علایق، بودجه و شرایط فردی هر گردشگر، تجربیات منطبق بر ویژگیهای او را پیشنهاد میدهد. به این ترتیب، الگوریتمها به دروازه اصلی گزینش مقصد و تعامل مسافران با بازار بدل میشوند.
خداحافظی با بستههای یکشکل و ظهور تجارب شخصیسازیشده
یکی از بزرگترین دستاوردهای این تحول، پایان دوران تورهای همگن و قالبهای استاندارد گروهی است. هوش مصنوعی بستری را مهیا میسازد که جزئیات سفر اعم از اقامت، تغذیه، تفریحات و حتی زمانبندی بازدیدها بر اساس ویژگیهای هر فرد یا جمع خانوادگی—نظیر حضور کودکان یا سالمندان و علایق فرهنگی و بومگردی—طراحی شود. بدین ترتیب مرزهای میان رزرو عادی سفر و خلق یک تجربه بینظیر برای مسافر در هم میآمیزد.
ضرورت یکپارچگی دادهها در تحقق مقصد هوشمند
تبدیل یک منطقه به مقصد هوشمند تنها با نصب کیوسکهای دیجیتال، ارائه کد QR یا طراحی رباتهای پاسخگو میسر نمیشود. شرط اساسی، متصل بودن جریان دادههای حملونقل، اسکان، پذیرایی، رویدادها و ظرفیتهای محیطی است. با ایجاد این پیوستگی، مدیریت مقاصد میتواند از رویکرد انفعالی خارج شده و با پیشبینی الگوهای تقاضا و ازدحام جمعیت، از فشار مضاعف بر زیرساختها و منابع طبیعی جلوگیری کند و مسیرهای جایگزین را به گردشگران معرفی نماید.
عدالت دیجیتال و چالشهای حاکمیت فناوری
در کنار تمامی فرصتها، خطر انحصار پلتفرمهای کلان و حذف کسبوکارهای بومی یا مناطق دورافتاده از صحنه رقابت وجود دارد. اگر الگوریتمها به شکلی طراحی شوند که تنها مقاصد مشهور و پرمخاطب را پررنگ کنند، بومگردیها و مناطق ناشناخته دیده نخواهند شد. از همین رو، بازطراحی صنعت سفر باید شمولگرا، انسانمحور و متکی بر تقویت مهارتهای جوامع محلی باشد تا منافع حاصل از اقتصاد دیجیتال سفر به صورت عادلانه توزیع شود.




