رفتن به محتوای اصلی
شنبه، ۲ آبان ۱۴۰۵نسخه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلیسایت خبری 120 واحد، خبرهای به روز و معتبر
جستجو در آرشیو رسانه
تازه‌ترین
فال حافظ

فال حافظ امروز ۲۳ مرداد ۱۴۰۵ غزل شماره ۱۹۷

· 4 دقیقه مطالعه

شاهدان گر دلبری زين سان کنند
زاهدان را رخنه در ايمان کنند

هر کجا آن شاخ نرگس بشکفد
گلرخانش ديده نرگسدان کنند

ای جوان سروقد گويی ببر
پيش از آن کز قامتت چوگان کنند

عاشقان را بر سر خود حکم نيست
هر چه فرمان تو باشد آن کنند

پيش چشمم کمتر است از قطره‌ای
اين حکايت‌ها که از طوفان کنند

يار ما چون گيرد آغاز سماع
قدسيان بر عرش دست افشان کنند

مردم چشمم به خون آغشته شد
در کجا اين ظلم بر انسان کنند

خوش برآ با غصه‌ای دل کاهل راز
عيش خوش در بوته هجران کنند

سر مکش حافظ ز آه نيم شب
تا چو صبحت آينه رخشان کنند

شما در سایت ۱۲۰ واحد می توانید در لحظه فال حافظ بگیرید.

تفسیر غزل

**شاهدان گر دلبری زين سان کنند / زاهدان را رخنه در ايمان کنند**
اگر زیبایی‌ها و دلبری‌های معشوق (چه زمینی و چه الهی) با چنین جلوه و فریبندگی‌ای ظاهر شوند، آنچنان قدرتی دارند که حتی ایمان راسخ و سخت‌گیرانه زاهدان را نیز در هم می‌شکنند و آنان را از مسیر تقوای خشک بازمی‌دارند. این بیت به قدرت بی‌بدیل زیبایی و عشق در نفوذ به قلب‌ها اشاره دارد.

**هر کجا آن شاخ نرگس بشکفد / گلرخانش ديده نرگسدان کنند**
هرجا که آن چشم دلربا و مست‌کننده معشوق (که به نرگس تشبیه شده) جلوه‌گر شود، حتی زیبارویان دیگر نیز از شدت شیفتگی و حیرت، چشمان خود را همچون ظرفی برای تماشای آن نرگس زیبا (چشم معشوق) قرار می‌دهند؛ به بیان دیگر، محو تماشای او می‌شوند و جز او چیزی نمی‌بینند.

**ای جوان سروقد گويی ببر / پيش از آن کز قامتت چوگان کنند**
ای معشوق جوان و رعنا با قامت سروگونه، تا فرصت داری و در اوج زیبایی و طراوتی، گوی سبقت را در میدان عشق و زندگی بربا و از جوانی خود بهره گیر، پیش از آنکه پیری و گذر زمان قامت رشیدت را خمیده و به شکل چوگان درآورد.

**عاشقان را بر سر خود حکم نيست / هر چه فرمان تو باشد آن کنند**
عاشقان حقیقی بر سرنوشت و اراده خود هیچ تسلطی ندارند؛ اراده و وجودشان چنان در معشوق فانی شده که هر فرمانی از سوی تو صادر شود، بدون چون و چرا آن را به جا می‌آورند و تسلیم محض هستند.

**پيش چشمم کمتر است از قطره‌ای / اين حکايت‌ها که از طوفان کنند**
در مقایسه با دریای بی‌کران غم و اندوهی که در دل من است و آن را تجربه کرده‌ام، حکایت‌ها و سخنانی که مردم از عظمت و ویرانگری طوفان‌ها بر زبان می‌آورند، در نظر من از یک قطره ناچیزتر است؛ این نشان از عمق بی‌نهایت رنج و درد عاشق است.

**يار ما چون گيرد آغاز سماع / قدسيان بر عرش دست افشان کنند**
هنگامی که معشوق ما (که می‌تواند معشوق ازلی و الهی باشد) رقص سماع و وجد عارفانه را آغاز می‌کند، شور و حال او چنان عظیم و فراگیر است که حتی فرشتگان و پاکان نیز در بالاترین مرتبه هستی، یعنی بر عرش الهی، از سر وجد و شادی به دست‌افشانی می‌پردازند.

**مردم چشمم به خون آغشته شد / در کجا اين ظلم بر انسان کنند**
از شدت گریه و اندوه بی‌حد، مردمک چشمان من (که گران‌بهاترین گوهر دیدگان است) به خون آغشته شده است. چنین ستم و ظلمی، که منجر به این میزان از رنج و مصیبت شود، در کدام دیار و بر کدامین انسان روا می‌دارند؟ این بیت عمق جانکاه رنج عاشق را بیان می‌کند.

**خوش برآ با غصه‌ای دل کاهل راز / عيش خوش در بوته هجران کنند**
ای دل که اسرار پنهان را در خود داری، با وجود این غم‌ها به زیبایی و سرور برخیز. برای عشاق حقیقی، لذت و شادمانی واقعی در کوره داغ هجران و فراق، آبدیده و آشکار می‌شود؛ زیرا جدایی راهی است برای رسیدن به وصال و فهم عمیق‌تر عشق.

**سر مکش حافظ ز آه نيم شب / تا چو صبحت آينه رخشان کنند**
ای حافظ، از آه و ناله‌های نیمه‌شب و مناجات‌های سحرگاهی روی مگردان و به آن پشت مکن. زیرا این آه و ناله‌ها و دعاهای شبانه هستند که همچون آینه‌ای صیقل یافته، جان و درون تو را در سپیده‌دم صبحگاهی (اشاره به نور معرفت و روشنایی باطن) روشن و درخشان خواهند کرد.

گفت‌وگو با خوانندگان

دیدگاه شما