رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه، ۳ آبان ۱۴۰۵نسخه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلیسایت خبری 120 واحد، خبرهای به روز و معتبر
جستجو در آرشیو رسانه
تازه‌ترین
فال حافظ

فال حافظ امروز ۱۴ مرداد ۱۴۰۵ غزل شماره ۱۳۹

· 4 دقیقه مطالعه

رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد
صد لطف چشم داشتم و يک نظر نکرد

سيل سرشک ما ز دلش کين به درنبرد
در سنگ خاره قطره باران اثر نکرد

يا رب تو آن جوان دلاور نگاه دار
کز تير آه گوشه نشينان حذر نکرد

ماهی و مرغ دوش ز افغان من نخفت
وان شوخ ديده بين که سر از خواب برنکرد

می‌خواستم که ميرمش اندر قدم چو شمع
او خود گذر به ما چو نسيم سحر نکرد

جانا کدام سنگ‌دل بی‌کفايتيست
کو پيش زخم تيغ تو جان را سپر نکرد

کلک زبان بريده حافظ در انجمن
با کس نگفت راز تو تا ترک سر نکرد

شما در سایت ۱۲۰ واحد می توانید در لحظه فال حافظ بگیرید.

تفسیر غزل

**بیت اول:**
رو بر رهش نهادم و بر من گذر نکرد
صد لطف چشم داشتم و يک نظر نکرد

جان و هستی خود را یکپارچه و با تواضعی بی‌حد در مسیر معشوق نهادم، به امید آنکه شاید نظری یا گذری از او شامل حال من شود. با صد امید و انتظار لطف، چشم به راهش بودم، اما او حتی یک نگاه گذرا هم به سویم نینداخت و از کنار من گذشت. این بیت، اوج ایثار و انتظار عاشق در برابر بی‌اعتنایی مطلق معشوق را به تصویر می‌کشد.

**بیت دوم:**
سيل سرشک ما ز دلش کين به درنبرد
در سنگ خاره قطره باران اثر نکرد

سیل اشک‌های ما که از شدت اندوه جاری بود، نتوانست ذره‌ای از قساوت و بی‌مهری (کین) را از دل سخت او بیرون کند. همچون قطرات باران که بر سنگی خارا و نفوذناپذیر فرو می‌ریزند و هیچ اثری از خود بر جای نمی‌گذارند، اشک‌ها و ناله‌های عاشق نیز بر دل سنگی معشوق بی‌تأثیر ماند. این تشبیه، دل معشوق را به سختی و نفوذناپذیری بی‌حد تشبیه می‌کند.

**بیت سوم:**
يا رب تو آن جوان دلاور نگاه دار
کز تير آه گوشه نشينان حذر نکرد

پروردگارا، تو آن جوان زیبا و بی‌پروا را از هر گزندی نگاه دار! او که با غرور و بی‌باکی، از تیر آه سوزناکِ دل‌شکستگان گوشه‌نشین (عاشقانی که در خلوت خود رنج می‌برند) هیچ باکی نداشت و از پیامدهای ستمگری خود حذر نکرد. این بیت، اوج ایثار عاشق را نشان می‌دهد که حتی با وجود ستم معشوق، باز هم برای سلامت او دعا می‌کند و در عین حال، به او از پیامدهای بی‌اعتنایی‌اش هشدار می‌دهد.

**بیت چهارم:**
ماهی و مرغ دوش ز افغان من نخفت
وان شوخ ديده بين که سر از خواب برنکرد

دیشب از شدت ناله‌ها و فغان‌های من، حتی ماهی در آب و پرنده در هوا از خواب بازماندند، کنایه از اینکه تمام طبیعت با من هم‌نوا شد. اما ببین آن معشوق بی‌پروا و شوخ‌دیده را که چطور با وجود این همه آشوب و ناله، حتی سر از خواب راحتش برنمی‌داشت و کاملاً بی‌اعتنا بود. این تقابل، عمق رنج عاشق و بی‌تفاوتی معشوق را به وضوح نشان می‌دهد.

**بیت پنجم:**
می‌خواستم که ميرمش اندر قدم چو شمع
او خود گذر به ما چو نسيم سحر نکرد

آرزو داشتم که همچون شمعی بسوزم و جانم را فدای قدم‌های او کنم، یعنی با تمام وجود و با فنای خویش، فدایی او شوم. اما او حتی به اندازه‌ی نسیم دلنواز سحرگاهی که لحظه‌ای می‌وزد و می‌گذرد، از کنار ما عبور نکرد و کوچک‌ترین التفاتی به ما نداشت. این بیت، نهایت ارادت و قربانی‌پذیری عاشق را در برابر غیبت مطلق و بی‌رحمانه معشوق به تصویر می‌کشد.

**بیت ششم:**
جانا کدام سنگ‌دل بی‌کفايتيست
کو پيش زخم تيغ تو جان را سپر نکرد

ای جان من، (خطاب به معشوق) کدام انسان سنگ‌دل و بی‌مایه‌ای است که در برابر زخم شمشیر نگاه یا کرشمه‌ی کشنده‌ی تو، جان خود را سپر نکرد؟ این بیت یک پرسش بلاغی است که در واقع تأکید می‌کند هیچ عاشق راستینی وجود ندارد که از زخم شمشیر عشق تو روی برگرداند و جان فدا نکند؛ هر که جز این کند، لایق عشق تو نیست. این ابراز، ضمن ستایش معشوق، ارادت عاشق را نیز دوباره تأکید می‌کند.

**بیت هفتم:**
کلک زبان بريده حافظ در انجمن
با کس نگفت راز تو تا ترک سر نکرد

قلم حافظ، که گویی از شدت تواضع یا حفظ حرمت اسرار تو زبانش بریده شده است، در هیچ محفلی و به هیچ کس راز عشق تو را فاش نکرد، تا زمانی که سر خود را (یعنی هستی و جان خویش را) فدا نکرد و در این راه از خود گذشتگی کامل نشان نداد. این بیت نشان‌دهنده وفاداری مطلق حافظ به اسرار معشوق و عشق است، تا حدی که مرگ را بر فاش ساختن راز ترجیح می‌دهد. این قلم، نمادی از خود حافظ است که رازدار و وفادار به پیمان عشق است.

گفت‌وگو با خوانندگان

دیدگاه شما