رفتن به محتوای اصلی
شنبه، ۲ آبان ۱۴۰۵نسخه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلیسایت خبری 120 واحد، خبرهای به روز و معتبر
جستجو در آرشیو رسانه
تازه‌ترین
فال حافظ

فال حافظ امروز ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ غزل شماره ۱۹۸

· 5 دقیقه مطالعه

گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند
گفتا به چشم هر چه تو گويی چنان کنند

گفتم خراج مصر طلب می‌کند لبت
گفتا در اين معامله کمتر زيان کنند

گفتم به نقطه دهنت خود که برد راه
گفت اين حکايتيست که با نکته دان کنند

گفتم صنم پرست مشو با صمد نشين
گفتا به کوی عشق هم اين و هم آن کنند

گفتم هوای ميکده غم می‌برد ز دل
گفتا خوش آن کسان که دلی شادمان کنند

گفتم شراب و خرقه نه آيين مذهب است
گفت اين عمل به مذهب پير مغان کنند

گفتم ز لعل نوش لبان پير را چه سود
گفتا به بوسه شکرينش جوان کنند

گفتم که خواجه کی به سر حجله می‌رود
گفت آن زمان که مشتری و مه قران کنند

گفتم دعای دولت او ورد حافظ است
گفت اين دعا ملايک هفت آسمان کنند

شما در سایت ۱۲۰ واحد می توانید در لحظه فال حافظ بگیرید.

تفسیر غزل

**گفتم کی ام دهان و لبت کامران کنند**
**گفتا به چشم هر چه تو گويی چنان کنند**

(حافظ/عاشق) پرسیدم: «چه زمانی دهان من و لبان تو به مراد دل می‌رسند (کی وصال و بوسه میسر می‌شود)؟»
(معشوق/محبوب) پاسخ داد: «به روی چشم؛ هر آنچه تو بگویی، همان خواهد شد.» این پاسخ، نهایت رضایت و تسلیم معشوق را در برابر آرزوی عاشق نشان می‌دهد.

**گفتم خراج مصر طلب می‌کند لبت**
**گفتا در اين معامله کمتر زيان کنند**

(حافظ/عاشق) گفتم: «لبان تو (از بس گرانبهاست) گویی خراج و باج مصر را طلب می‌کند (یعنی بهای آن بسیار سنگین است).»
(معشوق/محبوب) پاسخ داد: «در این معامله (وصال و عشق)، ضرر و زیان عاشقان کمتر از سودی است که می‌برند (اشاره به ارزش بی‌کران عشق که هر بهایی را توجیه می‌کند).»

**گفتم به نقطه دهنت خود که برد راه**
**گفت اين حکايتيست که با نکته دان کنند**

(حافظ/عاشق) پرسیدم: «چه کسی می‌تواند به نقطه دهان تو (که نماد لطافت، ظرافت و اسرار نهفته معشوق است) راه پیدا کند؟» (نقطه دهان در ادبیات فارسی کنایه از زیبایی بسیار ظریف و دشوار یاب معشوق است.)
(معشوق/محبوب) پاسخ داد: «این داستانی است که تنها با نکته‌دانان (یعنی افراد دارای بینش عمیق و فهم ظرایف) می‌توان در میان گذاشت.» این اشاره به این است که درک اسرار عشق و زیبایی معشوق، نیازمند بصیرت و اهل دل بودن است.

**گفتم صنم پرست مشو با صمد نشين**
**گفتا به کوی عشق هم اين و هم آن کنند**

(حافظ/عاشق) گفتم: «بت‌پرست مشو (به زیبایی‌های زودگذر و فانی دل مبند)؛ بلکه با “صمد” (خداوند بی‌نیاز و جاودان) همنشین باش.»
(معشوق/محبوب) پاسخ داد: «در کوی عشق (طریقت عاشقی)، هم این (عشق به صنم و زیبایی‌های ظاهری) و هم آن (معرفت و پرستش صمد و حقیقت مطلق) هر دو انجام می‌شود.» این بیت اشاره به وحدت وجودی و دیدگاه عارفانه حافظ دارد که عشق مجازی را پلی به سوی عشق حقیقی می‌داند.

**گفتم هوای ميکده غم می‌برد ز دل**
**گفتا خوش آن کسان که دلی شادمان کنند**

(حافظ/عاشق) گفتم: «فضای میکده (که نماد رهایی از قیود و رسیدن به سرمستی عرفانی است) غم را از دل می‌زداید.»
(معشوق/محبوب) پاسخ داد: «خوشا به حال کسانی که دلی را شاد می‌کنند (چه دل خودشان و چه دل دیگران).» این پاسخ، ماهیت اصلی شادمانی را نه در مکان خاص (مانند میکده) بلکه در حالت درونی و نیت و عمل نیکو می‌داند.

**گفتم شراب و خرقه نه آيين مذهب است**
**گفت اين عمل به مذهب پير مغان کنند**

(حافظ/عاشق) گفتم: «شراب‌نوشی و پوشیدن خرقه (که نماد زهد و در عین حال گاهی ریاکاری است) با آیین دین متعارف سازگار نیست.»
(معشوق/محبوب) پاسخ داد: «این گونه اعمال (که در ظاهر با شرع در تعارض است)، در مذهب پیر مغان (که نماد مرشد کامل، صاحب‌نظر و آزاد از قیود ظاهری دین است) جایز و پسندیده است.» این بیت اشاره به فرا رفتن از ظواهر دین و رسیدن به باطن آن در طریقت عشق است.

**گفتم ز لعل نوش لبان پير را چه سود**
**گفتا به بوسه شکرينش جوان کنند**

(حافظ/عاشق) گفتم: «پیر را از لعل لبان شیرین (معشوق جوان) چه سودی است (که این زیبایی و طراوت به حال او چه کار می‌آید)؟»
(معشوق/محبوب) پاسخ داد: «با بوسه شکرین او، پیر را جوان می‌کنند.» این بیانگر قدرت احیاکننده و نشاط‌بخش عشق و زیبایی است که حتی پیری را نیز به جوانی بدل می‌سازد، چه از نظر جسمی و چه از نظر روحی و روانی.

**گفتم که خواجه کی به سر حجله می‌رود**
**گفت آن زمان که مشتری و مه قران کنند**

(حافظ/عاشق) گفتم: «خواجه (که می‌تواند نماد هر سالک یا جوینده‌ای باشد) چه زمانی به حجله (خانه بخت، اوج وصال و مراد) می‌رود؟»
(معشوق/محبوب) پاسخ داد: «زمانی که مشتری (سیاره مشتری) و ماه با هم قران (در یک برج فلکی هم‌راستا) شوند.» این پاسخ اشاره به این دارد که وصال نهایی و کامیابی بزرگ، به دست تقدیر و زمان و اوضاع فلکی (در نگاه نجومی آن زمان) وابسته است و تنها در زمان فرخنده و مبارک رخ می‌دهد.

**گفتم دعای دولت او ورد حافظ است**
**گفت اين دعا ملايک هفت آسمان کنند**

(حافظ/عاشق) گفتم: «دعای دوام دولت و اقبال او (ممدوح یا معشوق) ورد و ذکر همیشگی حافظ است.»
(معشوق/محبوب) پاسخ داد: «این دعا را فرشتگان هفت آسمان نیز انجام می‌دهند.» این بیت عظمت و مقام ممدوح یا معشوق را تا بدان حد بالا می‌برد که دعای حافظ برای او، با دعای فرشتگان هم‌سنگ و هم‌جهت می‌شود و نشان از مقبولیت و اهمیت فوق‌العاده او دارد.

گفت‌وگو با خوانندگان

دیدگاه شما