در ازل هر کو به فيض دولت ارزانی بود
تا ابد جام مرادش همدم جانی بود
من همان ساعت که از می خواستم شد توبه کار
گفتم اين شاخ ار دهد باری پشيمانی بود
خود گرفتم کافکنم سجاده چون سوسن به دوش
همچو گل بر خرقه رنگ می مسلمانی بود
بی چراغ جام در خلوت نمیيارم نشست
زان که کنج اهل دل بايد که نورانی بود
همت عالی طلب جام مرصع گو مباش
رند را آب عنب ياقوت رمانی بود
گر چه بیسامان نمايد کار ما سهلش مبين
کاندر اين کشور گدايی رشک سلطانی بود
نيک نامی خواهی ای دل با بدان صحبت مدار
خودپسندی جان من برهان نادانی بود
مجلس انس و بهار و بحث شعر اندر ميان
نستدن جام می از جانان گران جانی بود
دی عزيزی گفت حافظ میخورد پنهان شراب
ای عزيز من نه عيب آن به که پنهانی بود
شما در سایت ۱۲۰ واحد می توانید در لحظه فال حافظ بگیرید.
تفسیر غزل
هر کس از ابتدا (ازل) لیاقت سعادت و نیکبختی را داشت، همیشه (تا ابد) به آرزوهایش میرسد و کامیابی یار او خواهد بود.
همان لحظه که میخواستم از می نوشیدن توبه کنم، با خودم گفتم اگر این توبه نتیجهای داشته باشد، جز پشیمانی نخواهد بود (پس توبه نکردم).
تصمیم گرفتم مانند زاهدان، سجاده بر دوش بیندازم (و تظاهر به پارسایی کنم)، اما برای من، همچون گل که از شراب بویی دارد، رنگ و نشانهی می بر جامهام، دینداری واقعی من بود.
در تنهایی و خلوت خود، بدون نور و صفای جام شراب نمیتوانم بنشینم، زیرا خلوتگاه اهل دل باید همیشه روشن و پرنور باشد.
همت بلند داشته باش و به دنبال جام گرانبها و جواهرنشان نباش؛ برای رند و عاشق، حتی شراب ساده و ارزان به اندازهی یاقوت گرانبها ارزشمند است.
اگرچه کار و زندگی ما (رندان) بیسامان و بینظم به نظر میرسد، آن را دستکم نگیر، زیرا در این راه عرفان و عشق، فقر و بینیازی از دنیا، چیزی است که حتی پادشاهان هم به آن حسادت میکنند.
ای دل، اگر میخواهی خوشنام باشی، با افراد بد و نااهل دوستی نکن. ای جان من، غرور و خودپسندی، نشانهی واضح نادانی است.
وقتی مجلس گرم و صمیمی است، بهار است و بحث شعر در میان، اگر از یار و دلبر جام شراب را نگیری و ننوشی، این کار نشانهی بیحالی و بیذوقی است.
دیروز عزیزی گفت که حافظ پنهانی شراب مینوشد. ای دوست عزیز من، مگر نه این است که اگر گناهی وجود داشته باشد، بهتر است که پنهان بماند؟




