رفتن به محتوای اصلی
جمعه، ۱ آبان ۱۴۰۵نسخه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلیسایت خبری 120 واحد، خبرهای به روز و معتبر
جستجو در آرشیو رسانه
تازه‌ترین
فال حافظ

فال حافظ امروز ۲۳ خرداد ۱۴۰۵ غزل شماره ۴۱۴

· 3 دقیقه مطالعه

گلبن عيش می‌دمد ساقی گلعذار کو
باد بهار می‌وزد باده خوشگوار کو

هر گل نو ز گلرخی ياد همی‌کند ولی
گوش سخن شنو کجا ديده اعتبار کو

مجلس بزم عيش را غاليه مراد نيست
ای دم صبح خوش نفس نافه زلف يار کو

حسن فروشی گلم نيست تحمل ای صبا
دست زدم به خون دل بهر خدا نگار کو

شمع سحرگهی اگر لاف ز عارض تو زد
خصم زبان دراز شد خنجر آبدار کو

گفت مگر ز لعل من بوسه نداری آرزو
مردم از اين هوس ولی قدرت و اختيار کو

حافظ اگر چه در سخن خازن گنج حکمت است
از غم روزگار دون طبع سخن گزار کو

شما در سایت ۱۲۰ واحد می توانید در لحظه فال حافظ بگیرید.

تفسیر غزل

**بیت اول:**
فضای طبیعت با شکفتن گلبن عیش و وزیدن نسیم بهاری، نویدبخش شادی و سرور است؛ اما در این میان، ساقی زیبارو و باده گوارای وصال یا معرفت، که کمال‌بخش این بزم روحانی‌اند، غایب‌اند و حسرت شاعر را برانگیخته‌اند.

**بیت دوم:**
هر گل تازه‌رو از زیبایی چهره معشوق حکایت می‌کند و هر منظره‌ای یادآور روی دلبر است؛ اما افسوس که در این میان، گوش شنونده‌ای که این راز طبیعت و پیغام دلدار را درک کند و چشمی که به اعتبار و ارزش حقیقی این زیبایی‌ها پی ببرد، کمیاب است.

**بیت سوم:**
بزم شادمانی و عیش، بدون بوی خوش دلبر، به کمال و مراد نمی‌رسد. ای باد سحرگاهی خوش‌نفس که عطرها را با خود می‌آوری، پیام‌آور حضور یار باش و بگو آن نافه زلف معشوق که مشام جان را معطر می‌کند، کجاست؟

**بیت چهارم:**
ای باد صبا، تحمل فروش و عیان شدن گل وجودم (یا معشوقم) را ندارم؛ این عشق، والاتر از آن است که به هر نسیمی سپرده شود. من به خاطر این عشق، دست به خون دل خود آغشته‌ام؛ پس به خاطر خدا، آن نگار دلربا کجاست که این رنج را تسکین بخشد؟

**بیت پنجم:**
اگر شمعی که در آستانه خاموشی است و فروغی فانی دارد، جرأت کرده و درباره روشنایی و زیبایی رخسار تو لاف زده است، اکنون این رقیب جسور و پررو شده است. پس آن خنجر آبدار (تیز و برّان) کجاست تا این جسارت را پاسخ دهد و مانع از مقایسه‌ای ناروا با زیبایی بی‌نظیر تو شود؟

**بیت ششم:**
معشوق به طعنه یا پرسش، از آرزوی بوسه از لعل لب خود سؤال کرد. من از شدت این هوس و میل جان‌سوز، گویی جان باختم؛ اما افسوس که برای رسیدن به این آرزوی محال، نه قدرت و توان دارم و نه اختیار عمل.

**بیت هفتم:**
اگرچه حافظ در سرودن شعر، گنج‌دار حکمت و معرفت است و کلامش سرشار از معانی بلند است، اما از اندوه و ستم روزگار فرومایه و ناگوار، طبع لطیف و شوق سخن‌گویی او پریشان شده و آن شور و حال سابق برای ابراز کلام حکمت‌آمیز را از دست داده است.

گفت‌وگو با خوانندگان

دیدگاه شما