مزرع سبز فلک ديدم و داس مه نو
يادم از کشته خويش آمد و هنگام درو
گفتم ای بخت بخفتيدی و خورشيد دميد
گفت با اين همه از سابقه نوميد مشو
گر روی پاک و مجرد چو مسيحا به فلک
از چراغ تو به خورشيد رسد صد پرتو
تکيه بر اختر شب دزد مکن کاين عيار
تاج کاووس ببرد و کمر کيخسرو
گوشوار زر و لعل ار چه گران دارد گوش
دور خوبی گذران است نصيحت بشنو
چشم بد دور ز خال تو که در عرصه حسن
بيدقی راند که برد از مه و خورشيد گرو
آسمان گو مفروش اين عظمت کاندر عشق
خرمن مه به جوی خوشه پروين به دو جو
آتش زهد و ريا خرمن دين خواهد سوخت
حافظ اين خرقه پشمينه بينداز و برو
شما در سایت ۱۲۰ واحد می توانید در لحظه فال حافظ بگیرید.
تفسیر غزل
با مشاهده آسمان همچون مزرعهای سبز که هلال ماه نو (داس مه نو) آن را درو میکند، یاد حاصل عمر و کردار خود افتادم و به زمان برداشت و حسابرسی اعمال خویش اندیشیدم. این بیت استعارهای عمیق از گذر زمان، سرنوشت و لزوم تأمل در عواقب اعمال انسانی است.
به بخت خود گله کردم که غفلت کردی و فرصتها از دست رفت و صبح دمید، اما پاسخی آمد (گویی از درون یا از بخت) که: “با وجود این غفلتها، از سوابق و گذشته خود مأیوس نباش.” این بیانگر امیدواری به فضل الهی و ارزش اعمال نیک گذشته در برابر خطاهای احتمالی است.
اگر انسان با پاکی و تجرد کامل، همانند عیسی مسیح، به اوج تعالی معنوی و فلک روحانی دست یابد، آنگاه نور باطن و چراغ وجود او چنان قدرتی پیدا میکند که صدها پرتو از آن به خورشید حقیقت میرسد. این بیت بر قدرت نورانیت باطنی و تأثیر تعالی روحی انسان تأکید دارد.
بر ستارهی شبدزد (عطارد در نجوم قدیم که نماد عیاری و بیوفایی است) تکیه مکن، زیرا این دغلباز (روزگار یا بخت فریبنده) میتواند تاج پادشاهی کاووس و کمر قدرت کیخسرو را نیز برباید. این هشدار در مورد بیثباتی دنیا و عدم اتکاء به ظواهر فریبنده و قدرتهای ناپایدار دنیوی است.
اگرچه گوشوارههای زرین و لعلین (نماد زیباییها و دلبستگیهای دنیوی) گوش را سنگین میکنند و مانع شنیدن میشوند، اما دوران جوانی و فرصتهای نیکو گذراست؛ پس نصیحت را بپذیر و به حکمت گوش فرا ده. تأکیدی بر ارزش زمان و رجحان معنویت بر مادیات فانی است.
بلا از خال لب یا روی تو (معشوق/حقیقت) به دور باد، که این خال در میدان زیبایی چنان حرکتی (بیدق راندن در شطرنج) کرد که از ماه و خورشید نیز گوی سبقت ربود و شرط زیبایی را برد. این بیت به زیبایی بینظیر معشوق اشاره دارد که حتی کوچکترین جزئیاتش، برترین جلوههای عالم را تحتالشعاع قرار میدهد.
به آسمان بگو این همه عظمت و بزرگی خود را نفروشد (ارزش و ادعایی نکند)، چرا که در وادی عشق، یک خرمن ماه به یک جو و خوشهی پروین به دو جو ارزش ندارد. این بیانگر برتری بیچون و چرای ارزش عشق بر تمامی شکوه و عظمتهای مادی و کیهانی است.
آتش زهد فروشی و ریاکاری، اساس و بنیاد دین را خواهد سوزاند و از بین خواهد برد. ای حافظ، این جامهی پشمینه (که نماد زهد ظاهری و تصوف ریاکارانه است) را از تن به در کن و از این راه ظاهری و ریاکارانه دوری گزین و به سوی حقیقت روی آور. این بیت نقد صریح حافظ بر زهد ریایی و دعوت به اصالت و رهایی از قید ظواهر است.




