آن پيک نامور که رسيد از ديار دوست
آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست
خوش میدهد نشان جلال و جمال يار
خوش میکند حکايت عز و وقار دوست
دل دادمش به مژده و خجلت همیبرم
زين نقد قلب خويش که کردم نثار دوست
شکر خدا که از مدد بخت کارساز
بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست
سير سپهر و دور قمر را چه اختيار
در گردشند بر حسب اختيار دوست
گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند
ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست
کحل الجواهری به من آر ای نسيم صبح
زان خاک نيکبخت که شد رهگذار دوست
ماييم و آستانه عشق و سر نياز
تا خواب خوش که را برد اندر کنار دوست
دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باک
منت خدای را که نيم شرمسار دوست
شما در سایت ۱۲۰ واحد می توانید در لحظه فال حافظ بگیرید.
تفسیر غزل
**آن پيک نامور که رسيد از ديار دوست**
**آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست**
پيک نامور (پيامبر، الهام غيبي، يا نسيم سحري) که از سرزمين محبوب (حقتعالی) فرا رسيد، با خود حرز جان و محافظ روح آورد که از نامهها يا نشانههای معطر و دلربای يار (تجلیات الهی) نشأت گرفته بود. اين بيت اشاره به دريافت فيض يا پيام الهی دارد که مايه حيات و آرامش جان است.
**خوش میدهد نشان جلال و جمال يار**
**خوش میکند حکايت عز و وقار دوست**
آن پيک و پيام، به نيکوترين شکل ممکن، نشانههای عظمت و شکوه (جلال) و زيبايی و دلربايی (جمال) محبوب را آشکار میسازد و به شايستگی از سرافرازی و بزرگی (عز) و متانت و ارجمندی (وقار) يار سخن میگويد. در اين بيت، جامعيت صفات الهی در تجلی پيام مد نظر است.
**دل دادمش به مژده و خجلت همیبرم**
**زين نقد قلب خويش که کردم نثار دوست**
در برابر اين مژده خوش، بیدرنگ دلم را نثار کردم، اما از اينکه نقد وجود ناخالص و قلب ناسره خود را (با تورية نقد و قلب به معنای سکه تقلبی و دل) فدای يار کردم، سخت شرمندهام. اين بيت اوج فروتنی عاشق در برابر عظمت معشوق و اعتراف به ناچيزی خويش است.
**شکر خدا که از مدد بخت کارساز**
**بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست**
خدا را شکر که به ياری تقدير سازنده و بخت يار، تمامی امور و احوال مربوط به يار (يا رابطه با يار) مطابق با آرزوها و خواستههای قلبی پيش میرود. اين بيت بيانگر رضايت و آرامش خاطر از لطف و عنايت الهی است.
**سير سپهر و دور قمر را چه اختيار**
**در گردشند بر حسب اختيار دوست**
چرخش کيهان و گردش ماه چه اراده و اختياری از خود دارند؟ همگی آنها نيز بر اساس مشيت و اراده مطلق محبوب در حرکت و جريانند. اين بيت به جبر و قدرت مطلق الهی بر تمامی کائنات و موجودات اشاره دارد.
**گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند**
**ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست**
اگر طوفان فتنه و آشوب، هر دو جهان (دنيای مادی و معنوی) را نيز به هم بريزد، ما همچنان با چراغ چشمان بينا و دل اميدوار، به راه انتظار يار خواهيم ايستاد. اين بيت نشاندهنده استقامت بیکران و وفاداری عاشق در برابر هر گونه بلا و فتنه است.
**کحل الجواهری به من آر ای نسيم صبح**
**زان خاک نيکبخت که شد رهگذار دوست**
ای نسيم سحری، از آن خاک خوشبخت و مبارکی که گذرگاه و جايگاه پاهای يار بوده است، سرمهای از جنس جواهر برای چشمان من بياور (يا به چشم من بکش) تا با آن، چشم دل خود را روشن و بينا سازم. اين بيت بيانگر تمنای بينايی معنوی و برکتجويی از آثار محبوب است.
**ماييم و آستانه عشق و سر نياز**
**تا خواب خوش که را برد اندر کنار دوست**
ما (با تواضع) به آستان عشق (به مفهوم نهايت فروتنی و جایگاه وصال) پناه آوردهایم و سر تسليم و نياز بر آن میساييم، تا ببينيم چه کسی (با مرگ يا فنای عرفانی) به خواب خوش جاودانه در آغوش يار دست میيابد. اين بيت نهايت ارادت و انتظار وصال ابدی است.
**دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باک**
**منت خدای را که نيم شرمسار دوست**
اگر دشمن به قصد و نيت بد، حرفی عليه حافظ بر زبان آورد، چه باکی است؟ سپاس و منت خداوند را که من در پيشگاه محبوب، شرمنده و سرافکنده نيستم. اين بيت بيانگر اطمينان حافظ به خلوص نيت و پاکی عمل خويش در پيشگاه معشوق ازلی است.




