يا رب آن آهوی مشکين به ختن بازرسان
وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان
دل آزرده ما را به نسيمی بنواز
يعنی آن جان ز تن رفته به تن بازرسان
ماه و خورشيد به منزل چو به امر تو رسند
يار مه روی مرا نيز به من بازرسان
ديدهها در طلب لعل يمانی خون شد
يا رب آن کوکب رخشان به يمن بازرسان
برو ای طاير ميمون همايون آثار
پيش عنقا سخن زاغ و زغن بازرسان
سخن اين است که ما بی تو نخواهيم حيات
بشنو ای پيک خبرگير و سخن بازرسان
آن که بودی وطنش ديده حافظ يا رب
به مرادش ز غريبی به وطن بازرسان
شما در سایت ۱۲۰ واحد می توانید در لحظه فال حافظ بگیرید.
تفسیر غزل
**یا رب آن آهوی مشکین به ختن بازرسان / وان سهی سرو خرامان به چمن بازرسان**
ای پروردگار، آن معشوق زیبا و دلربایی که همچون آهوی ختن، منبع عطر دلنشین و نایاب است، به دیار و جایگاه اصلیاش، به ختن وجود ما بازگردان. و آن دلبر بلندبالا و خوشخَرام که مانند سروی استوار و باوقار راه میرود، به باغ هستی ما، به چمن حضور ما برسان. این بیت دعایی است برای بازگشت محبوب و استقرار او در جایگاه شایسته خود، که همان دل و جان عاشق است.
**دل آزرده ما را به نسیمی بنواز / یعنی آن جان ز تن رفته به تن بازرسان**
دل زخمخورده و غمگین ما را حتی با یک نسیم ملایم از جانب خود نوازش کن و آرامش بخش. این خواسته را بیشتر توضیح میدهد: مقصودم این است که آن جانی را که از شدت فراق از تن ما رخت بربسته، دوباره به کالبد بیجان ما بازگردانی. محبوب در اینجا تجلی حیات و روح عاشق است.
**ماه و خورشید به منزل چو به امر تو رسند / یار مه روی مرا نیز به من بازرسان**
ای پروردگار، همچنان که ماه و خورشید با نظم و حکم تو به مدار و منزلگاه خویش میرسند و حرکت میکنند، یار ما را که رویش چون ماه زیبا و درخشان است، نیز به فرمان تو به سوی من بازگردان. حافظ با تمسک به نظام و قدرت الهی در هستی، بازگشت محبوب را طلب میکند.
**دیدهها در طلب لعل یمانی خون شد / یا رب آن کوکب رخشان به یمن بازرسان**
چشمان ما در جستجوی لبهای گرانبهای محبوب که همچون یاقوت سرخ یمنی است، آنقدر اشک خونین ریختهاند که گویی خون شدهاند. ای پروردگار، آن ستارهی تابان و درخشان (اشاره به محبوب) را به سوی یمن (جایگاه اصلی و ارزشمندش) بازگردان. یمن در اینجا میتواند کنایه از جایگاه ارزشمند محبوب نزد خدا یا حتی نزد عاشق باشد.
**برو ای طایر میمون همایون آثار / پیش عنقا سخن زاغ و زغن بازرسان**
ای مرغ فرخنده و مبارک که نشانههای نیکبختی داری (احتمالاً اشاره به هما یا پیک الهی)، برو و پیام و سخن ما را، هر چند که در مقابل بزرگی تو ناچیز و چون کلام کلاغ و سار باشد، به پیشگاه عنقا (سیمرغ، که نماد حقیقت مطلق، محبوب الهی یا معشوق دستنیافتنی است) برسان. این بیت بیانگر جسارت عاشق در رساندن پیام حقیر خود به پیشگاه بزرگ و بینهایت است.
**سخن این است که ما بیتو نخواهیم حیات / بشنو ای پیک خبرگیر و سخن بازرسان**
خلاصه و اصل کلام ما این است که ما بدون تو (محبوب) هرگز زندگی نمیخواهیم و حیات برایمان بیمعناست. ای پیامبر که خبرها را میرسانی، این سخن را بشنو و به گوش (محبوب یا خدا) بازگو. این بیت اوج بیان ارادت و وابستگی وجودی عاشق به معشوق است.
**آن که بودی وطنش دیده حافظ یا رب / به مرادش ز غریبی به وطن بازرسان**
ای پروردگار، آن کسی را که دیدگان حافظ وطن و جایگاه همیشگیاش بود (یعنی همیشه در نظر و قلب حافظ حضور داشت)، به آرزوی دل حافظ، از این دوری و غربت به وطن اصلیاش (یعنی به چشم و دل حافظ) بازگردان. این بیت با بازگشت به جایگاه حافظ، دعای بازگشت محبوب به آشیانهی اصلیاش را که همان دل عاشق است، خاتمه میدهد.




