ای دل مباش يک دم خالی ز عشق و مستی
وان گه برو که رستی از نيستی و هستی
گر جان به تن ببينی مشغول کار او شو
هر قبلهای که بينی بهتر ز خودپرستی
با ضعف و ناتوانی همچون نسيم خوش باش
بيماری اندر اين ره بهتر ز تندرستی
در مذهب طريقت خامی نشان کفر است
آری طريق دولت چالاکی است و چستی
تا فضل و عقل بينی بیمعرفت نشينی
يک نکتهات بگويم خود را مبين که رستی
در آستان جانان از آسمان مينديش
کز اوج سربلندی افتی به خاک پستی
خار ار چه جان بکاهد گل عذر آن بخواهد
سهل است تلخی می در جنب ذوق مستی
صوفی پياله پيما حافظ قرابه پرهيز
ای کوته آستينان تا کی درازدستی
شما در سایت ۱۲۰ واحد می توانید در لحظه فال حافظ بگیرید.
تفسیر غزل
**ای دل مباش يک دم خالی ز عشق و مستی
وان گه برو که رستی از نيستی و هستی**
ای دل، حتی برای لحظهای از عشق شورانگیز و سرمستی روحانی فارغ نباش، چرا که تنها در این حالت است که میتوانی از قید و بندهای وجود و عدم، و دوگانگیهای هستی و نیستی رهایی یابی و به آزادی حقیقی دست پیدا کنی. این عشق و مستی راهی برای فراتر رفتن از محدودیتهای مادی و ذهنی است.
**گر جان به تن ببينی مشغول کار او شو
هر قبلهای که بينی بهتر ز خودپرستی**
اگر حقیقت جان و روح را در کالبد خود درک کردی، تمام وجودت را وقف هدف و مقصد آن، یعنی معبود ازلی، کن. هر راه و طریقی برای پرستش و کرنش در برابر معشوق که بیابی، از خودبینی و غرور نفسانی که حجاب راه وصال است، برتر و پسندیدهتر است.
**با ضعف و ناتوانی همچون نسيم خوش باش
بيماری اندر اين ره بهتر ز تندرستی**
در مسیر سلوک و عشق، ضعف و ناتوانی خود را با لطافت و خرامندگی نسیم بپذیر و از آن خشنود باش. در این طریق، حالت نیاز و عجز (بیماری) به درگاه معشوق، از تندرستی و توانمندیای که ممکن است به خودکفایی و غفلت بینجامد، برتر و راهگشاتر است؛ چرا که عجز موجب توجه و عنایت بیشتر میشود.
**در مذهب طريقت خامی نشان کفر است
آری طريق دولت چالاکی است و چستی**
در مکتب عرفان و طریقت، ناپختگی و عدم جدیت در راه، نشانهٔ نوعی کفر باطنی و بیمعرفتی است. آری، راه رسیدن به سعادت و بختیاری الهی، نیازمند سرعت عمل، هوشیاری و چابکی در درک و اجرای احوال و مقامات عرفانی است.
**تا فضل و عقل بينی بیمعرفت نشينی
يک نکتهات بگويم خود را مبين که رستی**
تا زمانی که به فضل و خرد خود متکی باشی و آنها را برتر ببینی، از معرفت حقیقی بیبهره خواهی ماند. به تو یک نکتهی کلیدی بگویم: خود را نبین و از منیّت رها شو، چرا که تنها در این صورت است که از بند نفس رهایی مییابی و رستگار میشوی.
**در آستان جانان از آسمان مينديش
کز اوج سربلندی افتی به خاک پستی**
در برابر درگاه معشوق حقیقی، به عظمتها و مقامهای ظاهری و حتی اندیشههای بلند و جاهطلبانهٔ دنیوی و اخروی فکر نکن. زیرا اگر سر به هوای چنین سربلندیهایی باشی، از اوج منزلت و قرب معشوق به پستی و خواریِ دوری از او سقوط خواهی کرد.
**خار ار چه جان بکاهد گل عذر آن بخواهد
سهل است تلخی می در جنب ذوق مستی**
اگرچه خار راه عشق ممکن است روح را آزرده و خسته کند، اما سرانجام گلِ وصال و تجلیات الهی، آن آزار را جبران خواهد کرد و عذر آن را خواهد خواست. تلخی ظاهری شراب دنیا و سختیهای مسیر عرفان، در مقایسه با لذت و ذوق بینهایت سرمستی و وصال الهی، بسیار ناچیز و بیاهمیت است.
**صوفی پياله پيما حافظ قرابه پرهيز
ای کوته آستينان تا کی درازدستی**
ای صوفی که تنها به اندازه یک پیاله، با آداب و رسوم ظاهری سلوک مشغول هستی، در حالی که حافظ از پیمانههای بزرگ (قرابه) پرهیز میکند و به عمق و حقیقت میپردازد. ای کسانی که دستهای کوتاه و تنگنظری دارید (کنایه از بخیلان و متظاهران)، تا کی میخواهید با ریا و ادعای دروغین خود، در کارهای معنوی و عرفانی دخالت کنید و دستدرازی نمایید؟




