ای که با سلسله زلف دراز آمدهای
فرصتت باد که ديوانه نواز آمدهای
ساعتی ناز مفرما و بگردان عادت
چون به پرسيدن ارباب نياز آمدهای
پيش بالای تو ميرم چه به صلح و چه به جنگ
چون به هر حال برازنده ناز آمدهای
آب و آتش به هم آميختهای از لب لعل
چشم بد دور که بس شعبده بازآمدهای
آفرين بر دل نرم تو که از بهر ثواب
کشته غمزه خود را به نماز آمدهای
زهد من با تو چه سنجد که به يغمای دلم
مست و آشفته به خلوتگه راز آمدهای
گفت حافظ دگرت خرقه شراب آلودهست
مگر از مذهب اين طايفه بازآمدهای
شما در سایت ۱۲۰ واحد می توانید در لحظه فال حافظ بگیرید.
تفسیر غزل
ای که با سلسله زلف دراز آمدهای
فرصتت باد که ديوانه نواز آمدهای
ای معشوق که با گیسوان دراز و فریبنده، همچون زنجیری که دلها را به بند میکشد، به سوی ما آمدهای. حضورت فرخنده باد، چرا که تو آمدهای تا بر دلهای شیفته و دیوانگان عشق لطف و نوازش کنی.
ساعتی ناز مفرما و بگردان عادت
چون به پرسيدن ارباب نياز آمدهای
لحظهای از رفتار پرناز و کرشمهات دست بردار و عادت دیرین خود را تغییر ده. زیرا تو اکنون به عیادت و پرسش از عشاق نیازمند (که در عشق خود ارباب نیازند) آمدهای و در این مقام، ناز و غرور شایسته نیست.
پيش بالای تو ميرم چه به صلح و چه به جنگ
چون به هر حال برازنده ناز آمدهای
جانم فدای قامت دلربای تو باد، چه با من به صلح و آشتی باشی و چه به قهر و جنگ. چرا که در هر حال و هر وضعیتی، زیبایی و شکوه تو چنان است که سزاوار ناز و کرشمهای.
آب و آتش به هم آميختهای از لب لعل
چشم بد دور که بس شعبده بازآمدهای
از لبان سرخت چنان ترکیب شگفتانگیزی از آب (لطافت و حیاتبخشی) و آتش (شور و سوزندگی) پدید آوردهای. چشم بد از تو دور باد، که حقیقتاً چون ساحری شگفتآور و فریبا آمدهای.
آفرين بر دل نرم تو که از بهر ثواب
کشته غمزه خود را به نماز آمدهای
آفرین بر دل مهربان و با مروت تو، که برای کسب ثواب و پاداش اخروی، بر بالین آن عاشقی که با ناز و غمزه چشمان تو جان باخته است، به نماز و دعا آمدهای (نشان از رحمت و التفات نادر معشوق).
زهد من با تو چه سنجد که به يغمای دلم
مست و آشفته به خلوتگه راز آمدهای
پارسایی و پرهیزگاری من در برابر جاذبه تو چه ارزشی دارد؟ حال آنکه تو برای غارت دلم، مست و پریشان، به خلوتگاه و سرای اسرار درونم قدم گذاشتهای.
گفت حافظ دگرت خرقه شراب آلودهست
مگر از مذهب اين طايفه بازآمدهای
(کسی به حافظ خطاب میکند یا حافظ خود را خطاب قرار میدهد:) حافظ! جامه پارسایی تو دوباره آلوده به شراب گشته است. آیا از طریقت و مذهب این جمع (زاهدان و اهل صلاح ظاهری) روی برگرداندهای؟




