رفتن به محتوای اصلی
جمعه، ۱ آبان ۱۴۰۵نسخه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلیسایت خبری 120 واحد، خبرهای به روز و معتبر
جستجو در آرشیو رسانه
تازه‌ترین
خودرو

بنزین در ایران: چرا قیمت‌گذاری سوخت به معمای لاینحل اقتصاد تبدیل شده است؟

· 15 دقیقه مطالعه
بنزین در ایران: چرا قیمت‌گذاری سوخت به معمای لاینحل اقتصاد تبدیل شده است؟

در حال حاضر، نظام قیمت‌گذاری بنزین در کشور بر اساس سه نرخ متفاوت بنا شده است. سهمیه اولیه برای وسایل نقلیه سواری شخصی با بهای هر لیتر ۱۵۰۰ تومان، و سهمیه مرحله دوم با قیمت ۳۰۰۰ تومان عرضه می‌گردد. نرخ سوم که ۵۰۰۰ تومان تعیین شده، به مصرف از طریق کارت اضطراری جایگاه‌ها و موارد خاص تعلق می‌گیرد. این شیوه قیمت‌گذاری از تاریخ ۲۲ آذر ۱۴۰۴ به مرحله عملیاتی درآمد؛ در آن زمان، سهمیه نرخ اول ۶۰ لیتر و سهمیه نرخ دوم ۱۰۰ لیتر به صورت ماهانه برای هر خودرو تعیین شده بود.
با این حال، وضعیت فعلی بنزین تنها به این سه نرخ محدود نمی‌شود. در مرداد ماه ۱۴۰۵، دولت تأکید کرد که نرخ ۱۵۰۰ تومانی و سهمیه ۶۰ لیتری آن ثابت خواهد ماند. اما سهمیه نرخ ۳۰۰۰ تومانی که در ابتدا ۱۰۰ لیتر در نظر گرفته شده بود، در پی تحولات دوران جنگ به ۷۰ لیتر و هم‌اکنون به ۵۰ لیتر تقلیل یافته است.
همین روزها شاهد برداشتن گام دیگری در سیاست‌گذاری بنزین به سوی آزمایش‌های جدید بودیم. برخی رسانه‌ها گزارش دادند که از صبحگاه ۲۲ مرداد ۱۴۰۵، عرضه بنزین با نرخ نهایی پالایشگاهی، یعنی ۸۷ هزار و ۲۰۰ تومان، در ۲۰۴ جایگاه استان کرمان آغاز شده است؛ اما تنها پس از گذشت چند ساعت، اعلام شد که اجرای این طرح موقتاً متوقف گردیده است.

پرسش اساسی: ریشه وضعیت کنونی بنزین کجاست؟

برای یافتن پاسخ این پرسش، لازم است از تحلیل زمان حال فاصله گرفته و به گذشته رجوع کنیم؛ به دورانی که دغدغه اصلی نه قیمت‌های ۵۰۰۰، ۳۰۰۰ یا حتی ۱۵۰۰ تومانی بود. در آن زمان، چالش اصلی، افزایش شتابان مصرف و اتکای فزاینده به واردات بنزین به شمار می‌رفت. با بررسی تاریخ بنزین در ایران از این منظر، در واقع شاهد روایت تلاش‌های پیوسته دولت‌ها برای حل یک معادله پیچیده هستیم: چگونه می‌توان سوخت را با قیمتی ارزان در دسترس مردم قرار داد، بدون اینکه میزان مصرف از توان تولید داخلی پیشی بگیرد؟

تبدیل بنزین از کالایی نفتی به محصولی استراتژیک اقتصادی

با وجود پیشینه‌ای بیش از یک سده در صنعت پالایش نفت ایران، اهمیت اقتصادی بنزین عمدتاً از زمانی فزونی یافت که خودرو و سیستم حمل‌ونقل جاده‌ای به جزء لاینفک ساختار اقتصادی و زندگی روزمره بدل گشتند. از آن نقطه به بعد، میزان تقاضا برای بنزین صرفاً تابعی از حجم نفت خام در دسترس و توان پالایشگاه‌ها نبود؛ بلکه عواملی همچون شمار خودروها، میزان تردد، ساختار شهری، استانداردهای کیفی خودروها و قیمت سوخت نیز به همان اندازه در این معادله نقش‌آفرین شدند.
در یک سیستم اقتصادی که سوخت با قیمت‌های نازل عرضه می‌گردد، بخش قابل توجهی از هزینه بنزین از سبد هزینه‌ای خانوار حذف می‌شود که خود می‌تواند به پایداری تقاضای بالا منجر شود. اما این موضوع در مقیاس کلان اقتصادی، چالش‌های متفاوتی را در پی دارد.
قیمت به ظاهر «ارزان» بنزین که مصرف‌کننده از آن بهره می‌برد، برای دولت می‌تواند به معنای پرداخت یارانه‌های سنگین، رشد افسارگسیخته مصرف، تحت فشار قرار گرفتن ظرفیت‌های پالایشگاهی و در نهایت، در شرایط کمبود، لزوم واردات باشد.
از این رو، معضل بنزین هرگز صرفاً به موضوع تولید محدود نشده است. در صورتی که وسایل نقلیه از مصرف بالایی برخوردار باشند، ناوگان حمل‌ونقل فرسوده باشد و سیستم حمل‌ونقل عمومی نتواند جایگزین مناسبی برای خودروی شخصی ارائه دهد، صرف افزایش تولید به تنهایی قادر به حل پایدار معضل ناترازی نخواهد بود.

دهه ۱۳۸۰: آغاز بحران واردات بنزین

در سال‌هایی که به میانه دهه ۱۳۸۰ منتهی می‌شد، افزایش چشمگیر مصرف بنزین به یکی از نگرانی‌های اصلی سیاست‌گذاران بدل گشت. در سال ۱۳۸۳، تولید بنزین در داخل کشور تقریباً ۴۰ میلیون لیتر در روز بود، در حالی که واردات روزانه حدود ۲۳.۱ میلیون لیتر را شامل می‌شد؛ این ارقام نشان می‌داد بخش قابل توجهی از نیاز داخلی از منابع خارجی تأمین می‌گردید.
علاوه بر این، پیش‌بینی می‌شد که مصرف روزانه در سال ۱۳۸۴ به حدود ۶۶.۵ میلیون لیتر برسد که ۲۶ میلیون لیتر از این مقدار می‌بایست از طریق واردات پوشش داده شود.
این آمار و ارقام حکایت از یک دگرگونی اساسی داشت. بنزین از یک موضوع صرفاً مرتبط با وزارت نفت فراتر رفته و به حوزه‌های منابع ارزی کشور و بودجه عمومی دولت نیز راه یافته بود. حتی پیش از این دوره، دولت برای واردات بنزین یارانه‌هایی را پرداخت می‌کرد؛ به عنوان مثال، در سال ۱۳۸۴، بیش از ۴.۱۸ تریلیون ریال به منظور تأمین یارانه واردات بنزین تخصیص داده شد.
به عبارتی، با هر افزایش در میزان مصرف، این چالش از پمپ بنزین‌ها به ترازنامه مالی دولت منتقل می‌گشت. بنزین ارزان، گرچه در نگاه اول بار مالی کمی بر دوش مصرف‌کننده می‌نهاد، اما پیامدهای اقتصادی واقعی آن در بخش‌های دیگری از اقتصاد خود را نمایان می‌ساخت.

سال ۱۳۸۶؛ معرفی کارت سوخت برای کنترل مصرف

پاسخ مهم از سوی سیاست‌گذاران در سال ۱۳۸۶ با اجرای طرح سهمیه‌بندی و معرفی کارت هوشمند سوخت محقق شد. طبق مصوبه بودجه همان سال، بنزین سهمیه‌ای با نرخ ۱۰۰ تومان برای هر لیتر عرضه گردید و دولت موظف شد این سهمیه‌بندی را با تأکید بر بهره‌گیری از کارت هوشمند به مرحله اجرا درآورد.
نقش کارت سوخت تنها به محدودسازی مقدار بنزین مصرفی خلاصه نمی‌شد. این سامانه همچنین قابلیت ثبت و پایش دقیق مصرف را مهیا ساخت و برای اولین بار، مدیریت تقاضای سوخت به روشی مبتنی بر داده‌های آماری وارد مرحله جدیدی گشت.
در آن برهه، سیاست‌گذاران به این نتیجه عملی رسیدند که صرفاً پایین نگه داشتن قیمت نمی‌تواند مصرف را مهار کند. از این رو، سازوکار سهمیه‌بندی به عنوان ابزاری جدید وارد عرصه شد؛ به طوری که هر وسیله نقلیه میزان معینی سوخت ارزان‌قیمت دریافت می‌کرد و مصرف اضافی از سهمیه با نرخ گران‌تر صورت می‌گرفت. این الگو، حامل پیامی اقتصادی واضح بود: در شرایطی که دولت توانایی یا تمایل به استفاده انحصاری از قیمت برای تنظیم بازار را ندارد، سهمیه‌بندی به عنوان راهکاری برای مدیریت تقاضا مورد بهره‌برداری قرار می‌گیرد.

۱۳۸۹: هدفمندسازی یارانه‌ها و شوک قیمتی بی‌سابقه

پس از گذشت سه سال، سیاست‌گذاری در حوزه بنزین وارد فاز تازه‌ای شد. با آغاز به کار قانون هدفمندسازی یارانه‌ها در آذرماه ۱۳۸۹، نرخ بنزین سهمیه‌ای به ۴۰۰ تومان و بنزین آزاد به ۷۰۰ تومان افزایش یافت. در آن مقطع، میانگین مصرف روزانه بنزین با نرخ ۴۰۰ تومان تقریباً ۲۲ میلیون لیتر و مصرف بنزین با نرخ ۷۰۰ تومان به طور متوسط ۲.۳ میلیون لیتر گزارش شد؛ همچنین، ۷۵ درصد از شهروندان، سوخت مورد نیاز خود را با نرخ ۴۰۰ تومان تهیه می‌کردند.
این آزمون از منظر اقتصادی حاوی نکته‌ای اساسی بود: قیمت‌های بالاتر قادرند رفتار مصرفی را دگرگون سازند. اما آنچه در سال‌های بعدی مشاهده شد، این حقیقت را روشن ساخت که تعدیل قیمت، اگر با بهبود وضعیت خودروها، توسعه حمل‌ونقل عمومی و تغییر الگوهای مصرفی توأم نشود، تأثیرگذاری آن ممکن است به تدریج کاسته شود.

۱۳۹۳ و ۱۳۹۴: حرکت از نظام دو نرخی به تک نرخی

در سال ۱۳۹۳، قیمت‌ها مجدداً روند افزایشی به خود گرفتند؛ بنزین سهمیه‌ای به ۷۰۰ تومان و بنزین آزاد به ۱۰۰۰ تومان رسید. سپس، در سال ۱۳۹۴، دولت رویکرد تک‌نرخی را در پیش گرفت و قیمت بنزین معمولی را ۱۰۰۰ تومان اعلام کرد. بدین ترتیب, نظام سهمیه‌بندی که در سال ۱۳۸۶ به عنوان یکی از مؤثرترین ابزارهای مدیریت مصرف شناخته می‌شد، برای مدتی به کنار نهاده شد. با این حال، معضل ناترازی همچنان پابرجا ماند؛ آنچه تغییر کرد، صرفاً ابزارهای در دسترس سیاست‌گذاران بود.

آبان ۱۳۹۸: احیای سهمیه‌بندی و نظام دو نرخی

چهار سال بعد، وضعیت مجدداً دگرگون شد. در آبان ماه ۱۳۹۸، قیمت بنزین سهمیه‌ای به ۱۵۰۰ تومان و بنزین آزاد به ۳۰۰۰ تومان افزایش یافت و کارت سوخت شخصی بار دیگر به محور اصلی سیاست‌گذاری بنزین بدل گشت.
این تحول، بنزین را بیش از هر زمان دیگری به یک چالش چندوجهی اقتصادی-اجتماعی تبدیل کرد؛ چرا که افزایش بهای سوخت در اقتصادی با نرخ تورم فزاینده، نه تنها بهای مستقیم سفر را دستخوش تغییر می‌کند، بلکه از طریق تأثیر بر هزینه‌های حمل‌ونقل و انتظارات عمومی، می‌تواند بر قیمت سایر محصولات و خدمات نیز تأثیر بگذارد.
از آن تاریخ تا سال ۱۴۰۴، ساختار قیمت‌گذاری ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی ثابت ماند. با این وجود، چالشی که سیاست‌گذاران با آن روبرو بودند، دستخوش تغییر نشد: مصرف فزاینده و شکاف میان عرضه و تقاضا.

ناترازی: شکاف عمیق میان ظرفیت تولید و حجم مصرف

در آغاز سال ۱۴۰۴، میانگین تولید روزانه بنزین تقریباً ۱۰۵ میلیون لیتر، در حالی که میانگین توزیع حدود ۱۲۴ میلیون لیتر به ثبت رسید. این اختلاف تقریباً ۱۹ میلیون لیتری، به وضوح نشان‌دهنده یک ناترازی جدی در این بخش بود.
در سوی دیگر، در بخش تقاضا نیز شاهد شکستن رکوردهای پیشین بودیم. در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۴۰۳، میزان توزیع روزانه بنزین به ۱۴۴ میلیون و ۲۰۰ هزار لیتر افزایش یافت؛ این در حالی است که متوسط مصرف از ابتدای همان سال، حدود ۱۲۴ میلیون لیتر در روز گزارش شده بود.
در تعطیلات نوروز ۱۴۰۴ نیز، مصرف در سطح بالایی باقی ماند؛ میانگین توزیع روزانه بنزین از اول تا پنجم فروردین به ۱۲۴ میلیون و ۲۰۰ هزار لیتر رسید و در ششم فروردین این رقم به ۱۳۴ میلیون و ۸۰۰ هزار لیتر افزایش یافت.
این آمار به وضوح نشان می‌دهد که ناترازی صرفاً نتیجه یک روز خاص نیست. حتی با کنار گذاشتن روزهای اوج مصرف، حجم روزانه بنزین مصرفی آنقدر بالاست که هرگونه اختلال جزئی در فرآیند تولید یا افزایش غیرمنتظره در تقاضا می‌تواند فشار مضاعفی بر تعادل عرضه و تقاضای سوخت وارد آورد.

سال ۱۴۰۴: ظهور نرخ سوم بنزین

در چنین اوضاعی، دولت در سال ۱۴۰۴ به سراغ راهکاری رفت که از منظر ساختار قیمت‌گذاری، با رویکردهای پیشین تفاوت داشت: معرفی نرخ سوم.
از تاریخ ۲۲ آذر ۱۴۰۴، نرخ بنزین در کارت‌های جایگاه به ۵۰۰۰ تومان افزایش یافت، در حالی که سهمیه ۶۰ لیتری ۱۵۰۰ تومانی و سهمیه ۱۰۰ لیتری ۳۰۰۰ تومانی در آغاز طرح بدون تغییر حفظ شدند. هدف اصلی از این اقدام، مدیریت مؤثرتر مصرف، پایش دقیق‌تر الگوهای مصرف و مقابله با سوءاستفاده از کارت‌های جایگاه‌های سوخت بود.
اما در این میان، نکته‌ای کلیدی حائز اهمیت است: نباید نرخ ۵۰۰۰ تومانی را به عنوان «قیمت آزاد جدید برای تمامی اقشار جامعه» تلقی کرد. این نرخ در ابتدا برای کارت اضطراری جایگاه‌ها و مصارفی که فراتر از چارچوب سهمیه کارت شخصی بودند، تعریف شد و برای دسته‌های خاصی از مصرف‌کنندگان نیز مقررات متفاوتی لحاظ گردید.
در مردادماه ۱۴۰۵ نیز، ساختار سهمیه‌ها دستخوش تغییرات دیگری شد و سهمیه نرخ ۳۰۰۰ تومانی از ۱۰۰ لیتر اولیه به ۵۰ لیتر در وضعیت کنونی کاهش یافت، در حالی که سهمیه ۶۰ لیتری ۱۵۰۰ تومانی بدون تغییر باقی ماند.

معضل اصلی: قیمت یا الگوی مصرف؟

در این بخش، پرسش اساسی این تحلیل مطرح می‌شود: آیا ریشه مشکلات بنزین در ایران، به قیمت‌گذاری آن بازمی‌گردد یا به الگوی مصرف؟ واقعیت آن است که هر دو عامل در این معادله نقش دارند، اما هیچ‌یک به تنهایی قادر به حل مشکل نیستند. قیمت‌های پایین می‌توانند مصرف را تشویق کنند، اما افزایش قیمت‌ها بدون اصلاح زیرساخت‌های خودرو و حمل‌ونقل عمومی، صرفاً به افزایش هزینه‌های خانوار منجر خواهد شد.
از طرف دیگر، هرچند افزایش تولید امری لازم است، اما در صورت ادامه روند صعودی مصرف، تولید بیشتر تنها زمان بروز ناترازی بعدی را به تعویق خواهد انداخت. آمارهای رسمی این واقعیت را به خوبی تأیید می‌کنند: در دوره‌هایی که ظرفیت تولید افزایش یافته، تقاضا نیز به موازات آن رشد کرده است.
حتی در سال ۱۴۰۵ نیز، میزان مصرف همچنان در سطح بالایی قرار دارد. در اردیبهشت ماه سال جاری، متوسط مصرف روزانه بنزین از ابتدای سال تقریباً ۱۲۴ میلیون لیتر اعلام شد؛ این در حالی است که در مدت مشابه سال قبل، این رقم حدود ۱۲۸ میلیون لیتر بود. بدین معنا که اگرچه مصرف حدود ۳ درصد کاهش یافته، اما حجم کلی مصرف همچنان بسیار چشمگیر است.

بنزین ارزان: هزینه‌های پنهان آن

آنچه مهم‌تر از بهای درج‌شده بر تابلوها است، هزینه واقعی بنزین برای بدنه اقتصاد کشور است. هنگامی که دولت بنزین را با قیمتی پایین‌تر از بهای تمام‌شده واقعی عرضه می‌دارد، اختلاف میان این دو قیمت ناپدید نمی‌شود؛ بلکه به شیوه‌ای دیگر و از محلی دیگر پرداخت می‌گردد.
این هزینه پنهان می‌تواند در قالب نیاز فزاینده به واردات، فشار بر منابع مالی عمومی دولت، عدم کفایت سرمایه‌گذاری در بخش‌های مرتبط، فرسودگی زیرساخت‌ها، شیوع پدیده قاچاق سوخت، و از دست رفتن فرصت‌های صادراتی فرآورده‌های نفتی نمایان شود.
در مقابل، افزایش ناگهانی قیمت‌ها نیز بدون اتخاذ سیاست‌های جبرانی می‌تواند بار سنگینی را بر دوش خانوارها تحمیل کند. از این رو، راه‌حل اقتصادی پایدار، نه در «پایین نگه داشتن دائمی قیمت‌ها» خلاصه می‌شود و نه در «گران کردن ناگهانی». چاره کار در یک اصلاح تدریجی و قابل پیش‌بینی نهفته است که به صورت همزمان، هم جنبه عرضه و هم جنبه تقاضا را مد نظر قرار دهد.

یک قرن تجربه؛ سرآغاز معضلی نوین

با مرور اجمالی تاریخچه بنزین در ایران، یک الگوی تکراری و مشخص به چشم می‌خورد: مصرف رو به افزایش گذاشت، سهمیه‌بندی اعمال شد. قیمت‌ها بالا رفت، اما مصرف مجدداً رشد کرد. بنزین تک‌نرخی شد، کارت سوخت بازگشت. قیمت‌های ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی تثبیت شد، ناترازی اوج گرفت. نرخ سوم ۵۰۰۰ تومانی معرفی شد؛ و اکنون حتی آزمایش نرخ تمام‌شده پالایشگاهی نیز در یکی از استان‌ها به اجرا درآمد. این روند نشان می‌دهد که چالش بنزین همچنان حل‌نشده باقی مانده است؛ تنها ابزارهای مورد استفاده سیاست‌گذاران دستخوش تغییر شده‌اند.
امروز، پرسش محوری دیگر این نیست که «قیمت بنزین چند تومان است؟» بلکه سوال مهم‌تر این است که چرا اقتصاد ایران، با وجود برخورداری از ذخایر عظیم نفت و گاز، برای تأمین سوخت مورد نیاز ناوگان حمل‌ونقل خود، با چنین شکاف عمیقی میان تولید و مصرف مواجه است؟
پاسخ به این معضل را باید در ترکیبی از عوامل متعدد جستجو نمود: وسایل نقلیه با مصرف سوخت بالا، ناوگان حمل‌ونقل فرسوده، افزایش فزاینده تعداد خودروها، توسعه نامکفی شبکه حمل‌ونقل عمومی، نظام قیمت‌گذاری مبتنی بر یارانه، پدیده قاچاق سوخت، محدودیت‌های موجود در سرمایه‌گذاری و مجموعه سیاست‌هایی که طی دهه‌های متمادی به کرات دستخوش تغییر شده‌اند.
لذا، بنزین در ایران صرفاً روایت یک فرآورده نفتی نیست؛ بلکه حکایت پیچیده ارتباط میان دولت و مردم در بستر یارانه‌ها، قیمت‌ها و الگوهای مصرفی است.
از نرخ ۱۰۰ تومانی در سال ۱۳۸۶ تا قیمت‌های ۱۵۰۰، ۳۰۰۰ و ۵۰۰۰ تومانی امروز، بهای بنزین بارها دگرگون شده است؛ اما یک چالش همیشگی و پایدار باقی مانده: مصرف بنزین با سرعتی فراتر از توانایی اقتصاد برای تأمین پایدار آن، افزایش یافته است.
شاید به همین خاطر، معرفی نظام سه‌نرخی بنزین پایانی بر این داستان نباشد؛ بلکه صرفاً فصلی تازه در تاریخی باشد که سال‌ها پیش با این پرسش اساسی آغاز گشت:
چگونه می‌توان بنزین را با قیمتی متعادل و قابل تحمل برای شهروندان حفظ کرد، بدون آنکه بار مالی واقعی آن به نسل‌های آینده اقتصاد ایران منتقل شود؟

گفت‌وگو با خوانندگان

دیدگاه شما