این نرمافزار به گونهای طراحی شده بود که در نقش یک درمانگر روانشناس عمل کرده و با طرح پرسشهای ساده، گفتوگویی شبیه به تعاملات انسانی را شبیهسازی کند.

یکی از مشهورترین مکالمات این برنامه با چنین جملهای آغاز شد: کاربر: «همه مردان یکساناند.» الیزا پاسخ داد: «از چه منظری؟» در ادامه این گفتوگو، کاربر فاش کرد که دوستپسرش او را وادار به شرکت در این جلسات کرده و احساس افسردگی دارد. با وجود پاسخهای بسیار ابتدایی الیزا، همین تبادل کوتاه کافی بود تا بسیاری گمان کنند رایانه واقعاً احساسات آنها را درک میکند.
پردهبرداری از راز ۶۰ ساله: کدهای اصلی الیزا کشف شد
اگرچه الیزا به عنوان نخستین چتبات تاریخ شناخته میشود، اما تا به امروز کد منبع اصلی آن برای عموم در دسترس نبود. اکنون، نویسندگان کتاب «ابداع الیزا» اعلام کردهاند که پس از کاوشی دقیق در آرشیوهای MIT، موفق به کشف نسخه اصلی این کد شدهاند. بررسیهای انجام شده روی این کد، نشان میدهد الیزا بسیار پیچیدهتر از تصورات قبلی بوده و تنها به یک شخصیت «دکتر» محدود نمیشد؛ بلکه قادر به ایفای نقشها و شخصیتهای متعددی بوده است.
به گفته محققان، تاریخچه الیزا در طول سالیان متمادی دستخوش سادهسازیهایی شده و بسیاری از توانمندیهای واقعی آن نادیده گرفته شده بود.
چرا کاربران الیزا را درککننده میپنداشتند؟
یکی از مهمترین مشاهدات ویزنباوم این بود که کاربران به سرعت با برنامهای که هیچ فهمی از معنای واقعی کلمات نداشت، ارتباط عاطفی برقرار میکردند. حتی منشی آزمایشگاه MIT، که از نزدیک شاهد روند ساخت الیزا بود، هنگام گفتوگو با این برنامه از دیگران خواست اتاق را ترک کنند تا بتواند خلوتتر با آن صحبت کند.
این رخداد ویزنباوم را به شدت متحیر کرد. او بر این باور بود که انسانها به اشتباه تصور میکنند رایانه دارای احساس، همدلی و درک واقعی است؛ حال آنکه برنامه صرفاً الگوهای زبانی ساده را تکرار میکند.
اثر الیزا: پدیدهای دیرینه که در ChatGPT نیز تکرار میشود
این نوع رفتار بعدها تحت عنوان «اثر الیزا» (ELIZA Effect) شناخته شد. این اصطلاح به گرایش انسان به نسبت دادن هوش، احساسات و درک حقیقی به برنامههایی اطلاق میشود که در واقع تنها پاسخهای از پیش تعیینشده یا مبتنی بر الگوهای مشخص تولید میکنند. شری ترکل، جامعهشناس نامدار، این پدیده را چنین تشریح میکند: انسانها حتی با اندک تعاملی، پیچیدگیهای ذهن خود را به یک نرمافزار نسبت میدهند.
داگلاس هافستادر نیز همعقیده است که کاربران اغلب معنا و فهم بسیار بیشتری از آنچه واقعاً وجود دارد، برای خروجیهای متنی رایانه قائل میشوند. به اعتقاد نویسندگان کتاب، همین پدیده امروزه در مورد چتباتهای پیشرفتهای چون ChatGPT، Gemini و Claude و سایر مدلهای زبان بزرگ نیز به وضوح قابل مشاهده است.

پیوند الیزا با آزمون مشهور تورینگ
پژوهشگران، ریشههای برنامه الیزا را به ایده معروف «آلن تورینگ» درباره آزمون تورینگ مرتبط میدانند؛ آزمایشی که هدف آن سنجش توانایی ماشین در متقاعد کردن انسان برای گفتوگو با یک هوش انسانی دیگر بود. با این حال، خود ویزنباوم بارها تأکید کرده بود که هدفش هرگز ساخت ماشینی هوشمند نبوده است.
او در مقالهای که به معرفی ELIZA اختصاص داشت، نوشت: «هدف این برنامه پنهان کردن ناتوانی خود در فهم واقعی زبان است.» به عبارت دیگر، الیزا عمداً به گونهای طراحی شده بود که کاربران گمان کنند رایانه آنها را درک میکند؛ در حالی که چنین درکی وجود نداشت.
ردپای الیزا در هوش مصنوعی نوین: تأثیرگذاری یک پیشگام
به اعتقاد نویسندگان کتاب، اهمیت الیزا تنها به دلیل اولین چتبات بودن آن محدود نمیشود. این پروژه نقش بسزایی در شکلگیری و پیشرفت بسیاری از شاخههای علوم کامپیوتر، از جمله پردازش زبان طبیعی (NLP)، تحلیل متن، تشخیص موجودیتها، تحلیل احساسات، ترجمه ماشینی، تشخیص گفتار و تولید متن ایفا کرده است.
رابط کاربری مبتنی بر گفتوگوی ChatGPT نیز از لحاظ ظاهری همچنان شباهت زیادی به همان ایدهای دارد که ویزنباوم شش دهه پیش معرفی کرد؛ اگرچه موتور پردازشی پشت این دو فناوری تفاوتهای بنیادینی دارد.
هشدار خالق الیزا: آینده هوش مصنوعی و مخاطرات آن
شاید مهمترین بخش این روایت، هشدارهایی باشد که خود ویزنباوم سالها پیش مطرح کرده بود. او معتقد بود که اگر مردم تصور کنند ماشین واقعاً آنها را میفهمد، ممکن است بیش از حد به آن اعتماد کنند و جایگزین کردن انسانها با سامانههای خودکار، پیامدهای اجتماعی و اخلاقی گستردهای به همراه خواهد داشت.
به باور او، زبان انسانی تنها مجموعهای از کلمات نیست؛ بلکه معنا، تجربه، فرهنگ و روابط اجتماعی نیز در آن نقش دارند؛ عناصری که رایانه به طور کامل قادر به درک آنها نیست.
از الیزا تا ChatGPT: چالشی که همچنان پابرجاست
نویسندگان کتاب در نهایت تأکید میکنند که اگرچه مدلهای زبانی امروزی از نظر قدرت پردازش و توانایی تولید متن قابل مقایسه با الیزای دهه ۱۹۶۰ نیستند، اما یک ویژگی مشترک همچنان برقرار است: انسانها به سادگی فراموش میکنند که پشت پاسخهای روان و طبیعی این چتباتها، لزوماً «فهم انسانی» وجود ندارد.
به همین دلیل، بررسی تاریخچه الیزا صرفاً مرور گذشته نیست؛ بلکه میتواند به درک بهتر رابطه امروز انسان با هوش مصنوعی و چالشهای اخلاقی، اجتماعی و روانشناختی آن کمک شایانی کند.




