این پرسش کلیدی مطرح است که این درگیریها، که هیچ جنگی بیفرجام نمیماند، چه زمانی و چگونه به پایان خواهد رسید؟ در حالی که هزینهها و پیامدهای ویرانگر جنگ بر کسی پوشیده نیست، برخی با تردید به مسیر صلح و گفتگو نیز مینگرند.
برای بررسی دقیقتر ابعاد و تبعات ادامه تنشها و همچنین امکان بازگشت به دیپلماسی، سایت ۱۲۰ واحد گفتگویی با عزتالله یوسفیانملا، نماینده پیشین مجلس، ترتیب داده است.
یوسفیانملا، که سابقه نمایندگی در چندین دوره مجلس را دارد، بر این باور است که رویکرد دیپلماتیک و صلحآمیز، در صورتی که با حفظ کرامت و منافع ملی ایران همراه باشد، بهترین راهکار برای عبور از شرایط پیچیده کنونی است. او قاطعانه تأکید میکند که باب مذاکره در هیچ شرایطی نباید بسته شود و معتقد است اگر ایالات متحده به توافق ۶۰ روزه و تعهدات قبلی خود پایبند باشد، میتوان انتظار احیای تفاهمهای پیشین میان دو کشور را داشت.
این نماینده سابق مجلس، با اشاره به رویدادهای اخیر در منطقه خلیج فارس و تحلیل خود از وضعیت میدانی، ارزیابی میکند که طرف مقابل به اهداف خود تا حد زیادی دست یافته است و به همین دلیل، احتمال اتمام درگیریها را بسیار بالا میداند.
مشروح اظهارات او در ادامه آمده است؛
* درباره هزینهها و فواید جنگ و مذاکره:
ماهیت جنگ، آشکار است. همگان میدانند که مخربترین آسیبهای تاریخی به کشورها، همواره ناشی از جنگ بوده است. نگاهی به تاریخ چند هزار ساله ایران و دیگر نقاط جهان، از تخت جمشید گرفته تا سایر بناهای تاریخی، به وضوح نشان میدهد که جنایات جنگ بر سرزمینها و زندگی انسانها تا چه اندازه عمیق و ماندگار است.
پیشگیری از جنگ در سریعترین زمان ممکن، بیتردید نعمتی بزرگ است. صلح واقعاً موهبتی الهی است، اما مهم است که بدانیم این صلح با چه بهایی به دست میآید. آیا صلحی که بر مبنای پذیرش زورگویی و خواستههای تحمیلی آمریکاییها شکل بگیرد، صلحی قابل قبول است؟ اگر شرایط منطقی و مناسب فراهم باشد، اجتناب از درگیری قطعاً به نفع ملت خواهد بود.
در وضعیت کنونی، ما درگیر نبردی نابرابر هستیم. هفت کشور عربی در کنار آمریکا، اتحادیه اروپا و پیمان ناتو، از نظر اقتصادی و قدرت هوایی، در یک سوی میدان قرار گرفتهاند، در حالی که جمهوری اسلامی تقریباً تنهاست و حتی در اطراف خود نیز متحدی قابل اتکا ندارد. از این رو، این جنگ، یک نبرد نابرابر و غیرمنصفانه است.
اگر بتوانیم هرچه سریعتر از طریق دیپلماسی و به شیوهای آبرومندانه از این وضعیت عبور کنیم، یقیناً به سود کشور خواهد بود. حتی اگر یک قطره خون هم نریزد و هیچ هموطنی بیخانمان یا شهید نشود، این خود نعمتی عظیم است.
البته، در کنار تمام این ملاحظات، ما تاریخ، غیرت و اعتقادات عمیقی داریم که این مسائل نیز باید در محاسبات ملی در نظر گرفته شود. نه باید راهی مشابه هیتلر را در پیش گرفت که سرانجامش خودکشی بود، و نه باید به هر قیمتی تسلیم شد.
امیدواریم صلحی دیپلماتیک و شرافتمندانه برقرار شود؛ صلحی که هیچکس نتواند ادعا کند ایران را به تسلیم واداشته یا ایران پرچم سفید برافراشته است. چنین صلحی واقعاً نعمتی است. در غیر این صورت، در حال حاضر، چاره دیگری متصور نیست.
البته، ما پیش از این یک توافق ۶۰ روزه با طرف مقابل داشتیم. قرار بر این بود که وضعیت تنگه هرمز به شرایط پیشین بازگردد، اما ایران هیچ اقدامی در تنگه هرمز انجام نداد، در حالی که طرف مقابل مسیرها را به شمالی و جنوبی تقسیم کرده و اعلام کرده بود مسیر جنوبی متعلق به عمان است و کشتیها باید از آن عبور کنند. چنین بحثی پیش از توافق مطرح نبود.
طبق توافق، همه چیز میبایست به وضعیت قبل از آن بازمیگشت؛ نه تقسیم شمالی و جنوبی وجود داشت و نه حضور آمریکا برای تعیین مسیر عبور کشتیها. نه ایران باید چنین تصمیمی میگرفت و نه آنها. اما زمانی که ایران مشاهده کرد طرف مقابل این اقدامات را انجام داده، ناگزیر شد وارد عمل شده و دخالت کند، چرا که در دریا، امکان متوقف کردن کشتیها مانند خودروها وجود ندارد و شرایط کاملاً متفاوت است.
* آیا زمان مناسبی برای بازگشت به گفتگو است؟
مذاکره همواره در دستور کار قرار دارد. هر کشوری که تشخیص دهد مذاکره به سود نظام و ملت است، آن را پی میگیرد و در صورت وجود اختلافات، وارد چانهزنی میشود. اما تحت هیچ شرایطی نباید از گفتگو کنارهگیری کرد. هر زمانی، زمان مناسب برای مذاکره است.
آنچه اهمیت دارد، نحوه انجام مذاکرات و داد و ستدها و امتیازاتی است که در جریان آن مبادله خواهد شد. ایران هرگز باب مذاکره را نبسته و نخواهد بست. حتی در طول هشت سال جنگ تحمیلی با عراق، مذاکرات، حتی در سطوح فرماندهان نظامی در مناطق مرزی، برای موضوعاتی نظیر تبادل اسرا و مسائل مشابه، ادامه داشت. بنابراین، اصل گفتگو هرگز متوقف نشده است. مهم این است که چه موضوعاتی در مذاکره مطرح شود و چه نتایجی به دنبال داشته باشد.
* امکان بازگشت به تفاهمهای پیشین:
اگر آمریکاییها به تصمیمات قبلی خود بسنده کرده و به توافق ۶۰ روزه بازگردند، بله، امکان احیای تفاهمها وجود دارد. این طرف آمریکایی بود که توافق ۶۰ روزه را نقض کرد، نه ایران. در صورت بازگشت آنها به تعهدات خود، میتوان مسیر را ادامه داد.
* پیشبینی از آینده: بازگشت به توافق یا تشدید تنش؟
به نظر من، آنها تقریباً تمام اهداف مورد نظر خود را مورد حمله قرار دادهاند. هر آنچه در دسترسشان بوده را هدف قرار دادهاند؛ هرچند هنوز بسیاری از موارد وجود دارد که از آنها بیخبرند یا نتوانستهاند به آنها دست یابند.
آنها از شرق تا غرب نوار ساحلی خلیج فارس را هدف قرار دادهاند و عملاً هیچ نقطهای را باقی نگذاشتهاند. البته، خوشبختانه بخش قابل توجهی از امکانات و توانمندیها همچنان از دید آنها پنهان مانده و از وجودشان اطلاعی ندارند.
* آیا جنگ بهزودی پایان مییابد؟
احتمال زیادی میدهم که این درگیریها به زودی پایان یابد، چرا که به اعتقاد من، آنها در این مرحله به نقطه پایانی رسیدهاند و دیگر توانایی چندانی برای ادامه این روند ندارند.




