به گزارش سایت ۱۲۰ واحد، بازخوانی تحولات ژئوپلیتیک و وقایع تاریخی خاورمیانه نشان میدهد که ریشههای مناقشات گسترده کنونی میان ایران، ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به دههها قبل بازمیگردد. کیم غطاس، روزنامهنگار و عضو تحریریه فایننشال تایمز، در اثر پژوهشی خود با عنوان «بهترین نوع آمریکایی»، روایتی عمیق و تکاندهنده از رویدادهای سرنوشتساز تابستان سال ۱۹۸۲ در بیروت ارائه کرده است؛ مقطعی تاریخی که نه تنها جغرافیای سیاسی منطقه را دستخوش دگرگونی کرد، بلکه یکی از پیچیدهترین پروندههای امنیتی یعنی ربوده شدن چهار تبعه ایرانی را رقم زد.
پیشروی نظامی اسرائیل و ورود واشنگتن به بحران لبنان
در بامداد نهم ژوئن ۱۹۸۲، چهار روز پس از تهاجم سراسری ارتش اسرائیل به خاک لبنان، رابرت دیلون، سفیر ایالات متحده، از مقر خود در تپههای مشرف به بیروت، پیشروی ستونهای زرهی را رصد میکرد. هدف ادعایی تلآویو، عقب راندن چریکهای فلسطینی تا شعاع ۴۰ کیلومتری از مرزها عنوان شده بود؛ وعدهای که آریل شارون به مقامات کاخ سفید داده بود. اما رسیدن تانکهای اسرائیلی به چند صد متری اقامتگاه سفیر آمریکا در بیروت، دروغ بودن این ادعا را آشکار ساخت.
هدف پنهان شارون فراتر از یک عملیات محدود بود؛ او در صدد بیرون راندن کامل سازمان آزادیبخش فلسطین به رهبری یاسر عرفات، ضربه زدن به استحکامات ارتش سوریه و روی کار آوردن دولتی دستنشانده و همسو با تلآویو در لبنان بود. در همین راستا، واشنگتن نیز با نادیده گرفتن فجایع انسانی، صدها تفنگدار دریایی خود را روانه بیروت کرد؛ تصمیمی که آمریکا را وارد باتلاقی طولانیمدت ساخت و در ادامه، پایگاهها و مراکز دیپلماتیک این کشور را با حملات سنگینی روبهرو کرد.
اعزام نخستین کاروان نظامی ایران به دمشق
همزمان با آغاز تجاوز اسرائیل، گروهی حدوداً ۶۰۰ نفره از نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با هواپیمای ترابری از تهران به مقصد دمشق اعزام شدند. این نیروها که پس از آزادی غرورآفرین خرمشهر در مه ۱۹۸۲ روحیه مضاعفی یافته بودند، با تجهیزات انفرادی برای یاری رساندن به جبهه مقاومت راهی سوریه شدند. هدایت این گروه را احمد متوسلیان، فرمانده ۲۹ ساله و نامآشنای دفاع مقدس، بر عهده داشت.
اگرچه دولت دمشق به رهبری حافظ اسد به دلیل هراس از درگیری تمامعیار مستقیم با اسرائیل، از در اختیار گذاشتن ادوات زرهی سنگین خودداری کرد و نیروهای ایرانی در پادگانی در منطقه زبدانی مستقر شدند، اما این حضور نقطه آغازی برای بازآرایی جریانهای مبارز در دره بقاع و شکلگیری هستههای اولیه جنبشهای ضدصهیونیستی و تشکلهایی چون حزبالله لبنان گردید.
ماجرای ربوده شدن چهار چهره ایرانی در ایست بازرسی برباره
در بحبوحه این تحولات، احمد متوسلیان برای انجام دیداری دیپلماتیک و خداحافظی، به همراه سید محسن موسوی کاردار سفارت، تقی رستگار مقدم و کاظم اخوان راهی بیروت شدند. در ساعات اولیه چهارم ژوئیه ۱۹۸۲، خودروی بنز پلاک دیپلماتیک آنها در پست بازرسی «برباره» توسط شبهنظامیان فالانژ (قوات لبنانیه) متوقف شد و از آن لحظه، این چهار ایرانی به شکلی اسرارآمیز ناپدید گشتند.
در پی این اقدام و عدم پاسخگویی ربایندگان، در ۱۹ ژوئیه همان سال دیوید دوج، سرپرست موقت دانشگاه آمریکایی بیروت، توسط نیروهای ناشناس به گروگان گرفته شد. یک ماه بعد نامهای با دستخط دوج به سفارت آمریکا رسید که نشان میداد ربایندگان، آزادی وی را مشروط به رهایی دیپلماتهای ایرانی کردهاند.
روایت جنجالی درباره سرنوشت تلخ چهار ایرانی
به دنبال این بحران، رابرت دیلون موضوع را از بشیر جمیل، فرمانده شبهنظامیان مسیحی پیگیری کرد. طبق ادعای مطرحشده در اسناد و مصاحبههای سالهای بعد دیپلماتهای آمریکایی، جمیل در دیداری محرمانه اعلام کرده بود که این چهار ایرانی پس از بازجوییهای امنیتی، هدف گلوله قرار گرفته و پیکر آنها در محوطه یک پارکینگ نوساز مدفون شده است.
سفیر آمریکا پس از تردیدهای فراوان سرانجام اطلاعات دریافتی پیرامون سرنوشت آنها را به رابطهای بیروت منتقل کرد. این در حالی است که جمهوری اسلامی ایران طی چهار دهه گذشته همواره بر پیگیری سرنوشت آنان به عنوان اسیر تأکید ورزیده و شواهد متناقض درباره این پرونده همچنان به عنوان یکی از اسرار تاریک و پیچیده خاورمیانه باقی مانده است.




