
سوسن پرور که این شبها در نمایش «ویژه بانوان نیست» به نویسندگی کیمیا خلج و کارگردانی سعید حشمتی، در کنار هنرمندانی چون مرضیه صدرایی و ژاکلین آواره بر صحنه پردیس تئاتر و موسیقی شهرزاد حضور دارد، به جزئیات آغاز فعالیت حرفهای خود، ابتدا در زمینه کارگردانی، پرداخت. او از روزهای حضورش در بیستویکمین جشنواره تئاتر فجر (سال ۱۳۸۱) با نمایش «توالت» از اراک یاد کرد که برایش تقدیر کارگردانی و بازیگری به همراه داشت. پرور سپس به تجربیات کارگردانی خود در نمایشهایی چون «تُف (شوک)» و «اشتبْ با ه گرد تنها» اشاره کرد؛ دورانی که میتوانست اوج سرخوشیاش باشد، اما بیشتر با اندوه موانع و ناکامیها همراه شد. مهاجرتش از اراک به تهران و دوری از آرزوهای هنریاش در سال ۱۳۸۷ به اوج خود رسید، اما در همان سال، رضا عطاران با نقش «فریده» در سریال «بزنگاه» فرصتی تلویزیونی برای او فراهم آورد که پرور به بهترین شکل از آن بهره برد. انتظار میرفت این موفقیت در سال ۱۳۹۸ با نقش «اکرم» در فیلم «بوتاکس» به کارگردانی کاوه مظاهری تکرار شود، اما نتیجه خلاف تصور بود. او در پاسخ به چرایی این موضوع میگوید: «واقعاً سوال خوبی است؛ شاید یکی از دلایل این باشد که سوسن پرور به اصطلاح “شوآف” لازم برای بازیگر بودن را ندارد… من در مراسم و رویدادهای هنری کمتر شرکت میکنم، صرفاً چون علاقهای به این کارها ندارم.» با این حال، او صحبتهایش را با این جمله به پایان میرساند که: «با تمام این اوصاف، فکر میکنم ایرادی ندارد و مهم این است که در کل از سوسن پرور بودن، رضایت دارم.»
در ادامه این گفتوگو، محوریت بحث به نقش برجسته «اکرم» در فیلم «بوتاکس» به کارگردانی کاوه مظاهری معطوف شد. نقشی که برای پرور افتخار کسب ۵ جایزه بهترین بازیگر زن را از جشنوارههای معتبری چون تورینو سینهفست و سالنتو ایتالیا، پکن چین، داکا بنگلادش و جشن حافظ به ارمغان آورد. اگرچه او پیشتر نیز تأکید کرده بود که در هر نقشی با تمام توان ظاهر میشود، اما به نظر میرسد در «بوتاکس» تمامی عوامل دست به دست هم دادند تا اوج هنرنمایی او رقم بخورد.
پرور با لحنی آمیخته به اندوه، درباره «بوتاکس» گفت: «صحبت از این فیلم از یک جهت برایم بسیار دردناک است؛ زیرا کاوه مظاهری، کارگردان خلاق آن، به دلیل شرایطی که بر او تحمیل شد، اکنون دیگر در ایران حضور ندارد.» او با تبیین دیدگاهش درباره «هنرمند واقعی» افزود: «از نظر من، یک آرتیست پیش از هر چیز باید مفهوم انسانیت را درک کرده باشد و سپس وارد دنیای هنر شود. تنها پس از گذر از مرحله انسانیت است که محصول هنری شما، نام “خلق هنری” به خود میگیرد.» وی ادامه داد: «با این تعریف، هنرمندان واقعی در کشورمان بسیار کمیاباند. در مقابل، افرادی هستند که بدون درک عمیق انسانیت، آثاری میآفرینند که هرچند دقیق و صحیح به نظر میرسند، اما فاقد روح و جاناند؛ درست مانند یک محصول مکانیکی بیاحساس.»

او برای درک بهتر این موضوع، به تجربه خود در صحنه فیلمبرداری «بوتاکس» اشاره کرد: «برای درک عمق صحبتهایم، کافی بود یک روز در لوکیشن «بوتاکس» حاضر میشدید. در نگاه کاوه مظاهری، فردی که مسئول آوردن چای بود، به همان اندازه تهیهکننده فیلم ارزش داشت. احترام او به هیچوجه کمتر از تهیهکننده نبود و حتی گاهی بیشتر نیز بود.» پرور ادامه داد: «در آنجا، هیچ فضایی به صورت اختصاصی برای کارگردان یا تهیهکننده وجود نداشت و هیچ خطکشی بین محل رفتوآمد افراد کلیدی و عوامل تدارکات دیده نمیشد. حتی دستیار سوم طراحی لباس نیز همانقدر حق اظهار نظر و ابراز وجود داشت که دستیار اول کارگردان. کاوه با همان دقت و توجهی به سخنان دستیار اولش گوش میداد که به صحبتهای دستیار سوم طراحی لباس. و در هر دو حالت، اگر حرفی منطقی و درست بود، آن را عملی میکرد.» وی افزود: «تصور کنید یک دستیار سوم طراحی لباس، پس از شنیده شدن و دیدهشدن در پایان روز، بدون احساس هیچگونه تبعیض، روز بعد با چه روحیه و انرژی بالاتری در صحنه حاضر میشود. من معتقدم مجموعه این رضایتها بود که خروجی «بوتاکس» را به اثری دلنشین تبدیل کرد، وگرنه ساخت فیلم کاری است که همه فیلمسازان از پس آن برمیآیند.» پرور تأکید کرد: «به باور من، تنها یک اثر هنری نظیر «بوتاکس» میتواند چنین نتیجهای داشته باشد؛ فیلمی که در جریان تولیدش، اشک بیعدالتی از چشمی سرازیر نشد و اگر هم شد، فوراً کار متوقف میشد تا علت ناخرسندی بررسی و برطرف گردد. اینها را گفتم تا بدانید پشت صحنه «بوتاکس» چه فضایی آرمانی داشت و اگر من در چنین محیطی بهترین خود را ارائه نمیدادم، باید به این نتیجه میرسیدم که تمام عمر در توهم بازیگر بودن به سر بردهام.»
با توجه به اینکه پیش از «بوتاکس»، پرور عمدتاً در آثار کمدی، بجز سریال «روزگار قریب» کیانوش عیاری، به ایفای نقش پرداخته بود، او در ابتدا به کاوه مظاهری ابراز تردید کرد که شاید مخاطب، او را در نقش «اکرم» نپذیرد. اما پاسخ قاطع کاوه این بود: «اگر تو این نقش را قبول نکنی، من این فیلم را نخواهم ساخت! هیچ بازیگر دیگری برای این کار در ذهن من نیست.» پرور با اشاره به سنگینی مسئولیت ناشی از این جمله گفت: «در همان لحظه با خود گفتم، برای کسی که چنین ایمانی به من دارد، باید تمام توانم را به کار گیرم.» او نقش اکرم را تنها نقش کارنامهاش دانست که آن را به صورت حسی بازی کرده است؛ روشی که معمولاً به آن تمایلی ندارد. «ارتباط من با اکرم به گونهای بود که دقیقاً میدانستم برای بیان احساساتش، به چه نوع صحنه و ترکیبی نیاز است. مثلاً به کاوه پیشنهاد میدادم که اکرم در سکانسی، زمانی که در اوج دلتنگی برای برادرش عماد، به سیگار او پناه میبرد، سیگار بکشد. یا گاهی احساسم به اکرم به من میگفت که فلان صحنه به شکل خاصی فیلمبرداری شود، و کاوه نیز هم طبق فیلمنامه و هم مطابق با پیشنهاد من، کار را پیش میبرد.»

پرور افزود: «من چنان در شخصیت اکرم غرق شده بودم که قادر بودم به دقیقترین جزئیات زندگی او پاسخ دهم. تمام این اتفاقات به یمن حضور کاوه مظاهری شکل گرفت و انصاف نیست اگر در غیاب او، تأثیر شیوههای آموزشی دیگر را به جای نقش او در بازیام پررنگ کنم. هفتاد درصد از آنچه اکرم شد، مدیون کاوه بود و سی درصد دیگر، حاصل حال خوش من از حضور در چنین پروژهای و زندگی کردن جلوی دوربین یک اثر هنری بود.» او با صراحت اعتراف کرد: «به جز «بوتاکس»، هیچ اثر هنری دیگری در کارنامهام نبوده که با چنین آرامشی به خلق شخصیت بپردازم؛ همیشه فشاری، هرچند کوچک، بر قلبم احساس کردهام.»
در پاسخ به این پرسش که آیا پس از درخشش در «بوتاکس» و نمایان شدن تواناییهایش در ژانری متفاوت از کمدی، پیشنهادهای مشابهی دریافت کرده است، پرور با تلخی گفت: «بعد از «بوتاکس»، به ویژه پس از دریافت جایزه حافظ در آبان ۱۴۰۰، تصور میکردم درهای سینما به رویم گشوده شده و مسیر جدیدی برایم باز شده است. اما واقعیت کاملاً برعکس بود؛ با پیشنهادهایی مواجه شدم که میتوانم آنها را «تحقیرآمیز» بنامم. مثلاً نقشی که در وصف آن میشنیدم: «کوتاه است، اما دیده میشوی!» و در نهایت نقش یک منشی در یک سکانس بود! راستش را بخواهید، پس از ایفای نقش «اکرم»، از پذیرش چنین نقشهایی شرم داشتم. یکی از دلایل اصلی که بعد از «بوتاکس» (سال ۱۳۹۸) دیگر در سینما حضور پیدا نکردم، همین بود. تمام پیشنهادها به نقشهای یک یا دو سکانسی محدود میشدند. منظورم البته طول نقش نیست، بلکه بیاثر بودن آنهاست؛ نقشهایی که حتی با حذفشان، هیچ تغییری در کلیت اثر ایجاد نمیشد.»
با وجود انتظار عمومی برای وقوع اتفاقی کاملاً متفاوت، پرور در توضیح چرایی این وضعیت گفت: «واقعاً سوال خوبی است، چرا؟ شاید یکی از پاسخها این باشد که سوسن پرور فاقد «نمایشگری» و «شوآف» لازم برای یک بازیگر است. برای مثال، دوستان بسیار نزدیک من که حتی کلید خانهام را به آنها میسپارم، هیچیک از اهالی سینما، تلویزیون یا تئاتر نیستند و من به ندرت در مراسم و رویدادهای مربوط به حرفهام شرکت میکنم؛ آن هم صرفاً به این دلیل که حوصله این کارها را ندارم.» او افزود: «بنابراین، خود را مقصر این وضعیت میدانم، زیرا فارغ از هرگونه قضاوتی، به این نتیجه رسیدهام که این یک بخش ضروری از حرفه بازیگری است. برای درک اهمیت آن، تصور کنید فردی بگوید عاشق مکانیکی است، اما هرگز آچار به دست نمیگیرد! به همین دلیل، پیشنهادهای کاری من معمولاً از سوی همکاران سابق و دوستانم میرسد که تمایل دارند دوباره با هم کار کنیم.»

در پاسخ به این سؤال که آیا این واقعیت با رؤیاهای گذشتهاش تفاوت فاحشی ندارد، پرور اظهار داشت: «آن روزها، آرمانگرا بودم و تصور میکردم میتوانم دنیا را تغییر دهم. اما در نهایت چه شد؟ این من بودم که تغییر کردم و پذیرفتم مدینه فاضلهای که در انتظارش بودم، وجود ندارد؛ شاهد شکسته شدن تک تک بتهای زندگیام بودم.»
در ادامه گفتوگو، موضوع به «جوکر ۲» با حضور کمدینهای زن معطوف شد؛ اتفاقی که با توجه به سابقه حضور صرفاً مردان در این برنامه، بسیار قابل توجه بود. پرور در این باره گفت: «انصافاً قبل از صحبت درباره عملکرد خودمان به عنوان شرکتکنندگان زن، باید به تیم تولید و اتاق فکر «جوکر» اشاره کنم؛ افرادی فوقالعاده باهوش و بدون هیچ حساسیتی که با آغوش باز از درخشش ما استقبال میکردند. این اتاق فکر ساعتها با هر یک از ما گفتگو میکرد تا به نقطه مشترکی برسیم و بتوانند سناریو را بر اساس خواستهها و سبک بازی هر فرد، کاملاً حسابشده پیش ببرند؛ و این برای همه ما بسیار ارزشمند بود.» وی افزود: «با مشاهده چنین پشت صحنه فوقالعادهای، احساس کردم کمدینهای مرد باید بسیار بهتر از آنچه ظاهر شدند، عمل میکردند. به نظرم یکی از دلایل موفقیت ما زنان در آن برنامه این بود که استفاده بیشتری از این فرصتها بردیم. برخلاف ما زنان که همگی تا انتها در کنار هم نشستیم، ایده دادیم و گرفتیم، تمرین کردیم و در لحظه مناسب توپ را به بهترین مهاجم دادیم تا گل بزند، به نظر میرسد برخی از آقایان در میانه راه، میز را ترک کرده بودند. این یکی از دلل مهم توجه بالای مردم به سری اول «جوکر زنان» بود.»
پرور به همبستگی بین شرکتکنندگان زن نیز اشاره کرد: «نکته دیگری که بسیار زیبا بود، حلقه اتحادی بود که میان ما زنان شکل گرفته بود. در همان روز اولی که برای آشنایی با لوکیشن و همتیمیها جمع شدیم، با صداقت کامل با یکدیگر صحبت کردیم و عهد بستیم که پیروزی برای هیچیک از ما اولویت نباشد. همگی «جوکر زنان» را به عنوان یک رویداد تاریخی در این برنامه میدیدیم. به یکدیگر قول دادیم که چنان از هم حمایت کنیم تا برنامه ما بهترین سری «جوکر» باشد و مخاطب از آن نهایت لذت را ببرد. ما به قول خود عمل کردیم و نتیجه، آن اتفاق بینظیری شد که باید میشد. میگویم بینظیر، زیرا معتقدم حتی در سری بعدی «جوکر زنان» که خود نیز در آن حضور داشتم، تجربه اولین حضور زنان در این برنامه تکرار نشد و آن یک استثنا در کل تاریخ تولید «جوکر» بود.»

پرور در ادامه به نکتهای مهم که در پایان برنامه «جوکر» خطاب به احسان علیخانی درباره دشواریهای کمدیپردازی برای زنان در مقایسه با مردان مطرح کرده بود، پرداخت. او با اذعان به اینکه بخشی از این مشکلات آشکار است، بر مهمترین عامل از دیدگاه خود تأکید کرد: «نام «رئالیتیشو» به خودی خود گویای همه چیز است؛ هرچه شما به خود واقعیتان نزدیکتر باشید، خروجی کارتان اصیلتر و بهتر خواهد بود. اما در برنامهای که برای پخش در شبکه نمایش خانگی تولید میشود، من نمیتوانم با همان پوششی که از خانه بیرون میآیم و به استودیو میرسم، جلوی دوربین حاضر شوم. این در حالی است که مردان نیازی به تغییر پوشش خود بین پشت و جلوی دوربین ندارند.» او افزود: «برای مثال، در «جوکر» برای من پستیژ استفاده شده بود و من هم باید با چیزی کنار میآمدم که بخشی از هویت واقعیام نبود و هم دائماً مراقب میبودم که موی مصنوعی بیش از حد مجاز از روسریام بیرون نباشد. همین یک مسئله، آیا میدانید چقدر میتواند از انرژی ذهنی شما را تحلیل ببرد، در حالی که تمرکز اصلیتان باید روی ارائه یک پاسخ هوشمندانه باشد؟ به همین دلیل معتقدم ما زنان با نبوغ خاصی عمل کردیم که همزمان حواسمان به چندین مسئله بود و در عین حال که تمرکزمان بین این ملاحظات جابجا میشد، توانستیم لحظات کمدی نیز خلق کنیم.»
او در پایان به علاقه خود به ساخت برنامههای گفتوگومحور نیز اشاره کرد که نتیجه آن تا به امروز، انتشار دو قسمت از تاکشویی با عنوان «تاکشوی بینام من» در کانال یوتیوب او بوده است.




