ماجرا از روز چهارشنبه هفتم مرداد ماه ۱۴۰۵، برابر با ۲۹ جولای ۲۰۲۶، آغاز شد؛ زمانی که یک شناور آمریکایی حامل گاز طبیعی مایع (LNG)، مورد حمله پهپادی در منطقه بندری دمیاط مصر قرار گرفت. این حمله، آتشسوزی قابل توجهی ایجاد کرد که حتی به کشتی دیگری به نام «گسلاگ سالم» نیز سرایت نمود.
شناور اصلی مورد هدف، «انرجوس وینتر» (Energos Winter) نام داشت؛ یک کشتی عظیم ذخیرهسازی و گازیسازی مجدد که تحت پرچم جزایر مارشال در حال تردد بود و مالکیت آن متعلق به شرکت آمریکایی «نیو فورترس انرژی» است. استفاده از پرچم یک کشور دیگر برای این کشتی آمریکایی، از دیدگاه ناظران، نشانهای از تلاش برای کاهش ریسک و شاید پنهان شدن از دید مستقیم تهدیدات تلقی شد. این رخداد، نخستین بار پس از «جنگ رمضان» بود که یک هدف مرتبط با ایالات متحده در خاک مصر مورد حمله قرار میگرفت.
دولت مصر، یک روز پس از این واقعه، با صدور بیانیهای رسمی، تأیید کرد که بررسیهای اولیه حاکی از اصابت پهپاد و ماهیت حمله است. این تایید، گمانهزنیها درباره عمدی بودن این حادثه را تقویت کرد.
نکته قابل تامل این است که این حمله تنها دو روز پس از آن به وقوع پیوست که رسانه ملی ایران، بندر دمیاط را در نقشهای به عنوان یکی از اهداف احتمالی برای اقدام تلافیجویانه علیه منافع اوکراین معرفی کرده بود. در این نقشه، دمیاط به عنوان «مسیر اصلی صادرات گاز به قاره سبز» برجسته شده بود.
این تهدیدات ایران، در پی حمله اوکراین به یک کشتی ایرانی در دریای خزر مطرح شده بود. هرچند مقامات ایرانی در ادامه اعلام کردند که به دنبال افزایش تنش نیستند، اما تاکید بر درخواست «غرامت» از دولت کییف را حفظ کردند.
این حوادث، زنگ خطر را برای امنیت زیرساختهای حیاتی انرژی در کشورهایی که تا پیش از این از درگیریهای منطقهای نسبتاً دور بودند، به صدا درآورد. نگرانیها پیرامون امنیت خطوط کشتیرانی و زنجیرههای تامین انرژی، به طور فزایندهای رو به افزایش است.
جمهوری اسلامی ایران، پیشتر نیز در جریان «جنگ رمضان»، توانایی خود را در توسعه و گسترش دامنه نبرد به مناطق مختلف (تشدید افقی) و همچنین تنوعبخشی به اهداف (تشدید عمودی) به اثبات رسانده بود.
با این حال، هدف قرار گرفتن یک بندر مصری، یک رخداد بیسابقه محسوب میشود. گفتنی است که تاکنون هیچ گروه یا کشوری به طور رسمی مسئولیت این حمله را بر عهده نگرفته است.
علاوه بر این، ایران چند روز پیش از این حادثه نیز، با یک حمله غافلگیرانه به مواضع ایالات متحده در اردن، قدرت عملیات غیرمنتظره خود را به نمایش گذاشته بود.
این سلسله اقدامات، نشاندهنده تغییر جهتگیری راهبردی ایران به سمت حفظ بازدارندگی از طریق عملیات نظامی پیشدستانه است. تحلیلگران بر این باورند که حمله اخیر به اردن، از نخستین مواردی است که ایران مستقیماً و از ابتدای یک بحران، اهداف آمریکایی را مورد حمله قرار داده است. این امر نشاندهنده یک دگرگونی از رویکرد صرفاً واکنشی به سمت اقدامات تهاجمیتر ارزیابی میشود.
تهران با این اقدامات، به وضوح نشان میدهد که برای اعمال فشار بر واشنگتن و تغییر معادلات منطقه، از انجام عملیات مستقیم هیچ ابایی ندارد. به ویژه در شرایطی که خود را در یک «نبرد هویتی» میبیند و به دنبال تثبیت قدرت و حفظ ابتکار عمل در صحنه نبرد است.




