به گزارش سایت ۱۲۰ واحد، به تازگی برخی جریانهای رسانهای مدعی شدهاند که طرح موسوم به «تورم صفر» در شهرداری تهران، نسخهبرداری مستقیمی از رویکرد زهران ممدانی، شهردار نیویورک، است و ادعا کردهاند که این سیاست پیشتر در آمریکا با شکست روبهرو شده است. هدف طرح مدیریت شهری پایتخت، تثبیت بهای ۱۲ قلم کالای اساسی در بازه زمانی نیمه دوم سال در مراکز توزیع وابسته به شهرداری عنوان شده است. با این حال، تحلیل دقیق ماهیت این دو اقدام نشان میدهد که تفاوتهای بنیادینی میان آنها وجود دارد.
نخستین نکته در این سنجش، تفاوت ساختاری در شیوه اداره شهرها در ایران و ایالات متحده است. در نظام حکمرانی فدرال آمریکا، مدیریت شهری با ریاست شهردار از اختیارات اجرایی بسیار گستردهتری نسبت به ساختار اداری ایران برخوردار است. شهردار کلانشهری همچون نیویورک با بودجهای فراتر از ۱۲۵ میلیارد دلار، بر حوزههای متنوعی نظیر ایمنی، حملونقل عمومی، آموزش و سیاستهای مسکن نظارت مستقیم دارد؛ هرچند این اختیارات در هماهنگی با شورای شهر و قوانین ایالتی اعمال میگردد.
برای نمونه، سازوکار مسکن در نیویورک سازمانی مستقل به نام هیأت راهنمای اجاره دارد که اعضای آن با حکم شهردار مشخص میشوند و اختیار تصمیمگیری پیرامون نرخ واحدهای اجارهای را در دست دارند؛ نهادی که پیشتر نیز رشد اجارهبها را برای دورهای معین متوقف کرده بود.
در این میان، برنامه محوری زهران ممدانی با عنوان «مواد غذایی نیویورک؛ راهکاری برای دسترسی ارزان»، تمرکز خود را بر مهار هزینههای معیشتی خانوادهها قرار داد. طرح او مبتنی بر راهاندازی پنج فروشگاه شهری در مناطق پنجگانه نیویورک است تا سبدی مشخص از محصولات ضروری مانند خواربار، گوشت، آبزیان و فرآوردههای تازه را با تخفیف حدود ۳۰ درصدی نسبت به نرخ بازار آزاد عرضه کند. بهای این اقلام به شکل ماهیانه معین میشود و در طول همان ماه پایدار خواهد بود. از این رو، هدف این سیاست ارزانتر رساندن کالا به دست شهروندان است، نه کنترل سراسری قیمتها در بازار آزاد.

علاوه بر این، در نیویورک قرار نیست شهرداری کل زنجیره توزیع را در انحصار بگیرد، بلکه با اختصاص اعتباری عمرانی، زمین و زیرساخت را تأمین کرده و امور روزانه فروشگاهها را به کارگزاران غیردولتی میسپارد. از لحاظ زمانی نیز در حال حاضر صرفاً مکان دو فروشگاه مشخص شده و آغاز فعالیت اولین شعبه برای آینده زمانبندی شده است؛ بنابراین اتلاق برچسب «شکستخورده» به طرحی که هنوز عملاً افتتاح نشده، از نگاه راستیآزمایی علمی و تحلیلی فاقد اعتبار است.
در سوی دیگر، برنامه «تورم صفر» شهرداری تهران رویکردی کاملاً متمایز دارد. این طرح به دنبال مسدود کردن نوسان قیمت ۱۲ قلم کالای خوراکی از جمله برنج، گوشت، حبوبات، روغن، قند و سویا به مدت شش ماه در فروشگاههای شهروند و میادین میوه و ترهبار است. در واقع تهران سیاست تثبیت و فریز قیمتی برای اقلام معین در شبکهای از پیش موجود را دنبال میکند، در حالی که برنامه نیویورک بر پایه ایجاد فروشگاههای جدید با فرمول تخفیف متغیر ماهانه شکل گرفته است.
تنها وجه اشتراک این دو مدل، تمایل مدیریت شهری به مداخله فعال برای کاهش بار تورم بر دوش شهروندان و عبور از نظریه واگذاری کامل بازار به بخش خصوصی است. اما همسان دانستن سازوکار اقتصادی این دو برنامه یا ادعای الگوبرداری کامل، نادیدهگرفتن ابعاد حقوقی و اجرایی ماجراست و از نظر فکتچک ادعایی غیردقیق و گمراهکننده ارزیابی میشود.




