رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه، ۳ آبان ۱۴۰۵نسخه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلیسایت خبری 120 واحد، خبرهای به روز و معتبر
جستجو در آرشیو رسانه
تازه‌ترین
دولت

کنگره آمریکا در آستانه تحول؛ سرنوشت جمهوری‌خواهان و ترامپ چه می‌شود؟

· 11 دقیقه مطالعه
کنگره آمریکا در آستانه تحول؛ سرنوشت جمهوری‌خواهان و ترامپ چه می‌شود؟

هم‌اکنون، حزب جمهوری‌خواه بر هر دو بخش کنگره سیطره دارد. در مجلس نمایندگان، جمهوری‌خواهان با کسب تقریباً ۲۲۰ کرسی در مقابل ۲۱۵ کرسی دموکرات‌ها، از یک اکثریت ناپایدار برخوردارند؛ وضعیتی که اجازه می‌دهد دموکرات‌ها تنها با افزودن چند کرسی به سبد خود، هدایت مجلس را دوباره به دست آورند. در سنا نیز، جمهوری‌خواهان با ترکیب ۵۳ سناتور در برابر ۴۷ سناتور دموکرات و مستقل‌های نزدیک به دموکرات‌ها، جایگاه برتری نسبی دارند. این شرایط، اهمیت راهبردی انتخابات ۲۰۲۶ را برای هر دو طیف سیاسی دوچندان کرده است، زیرا جابه‌جایی تنها چند کرسی می‌تواند ساختار قدرت در کنگره را دستخوش تغییر اساسی کند.

اهمیت این رویداد انتخاباتی فراتر از صرفاً آرایش کنگره است؛ وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایالات متحده نیز به مهره‌ای کلیدی در عرصه رقابت مبدل گشته است. بالا رفتن نگرانی‌ها پیرامون تورم، هزینه‌های زندگی، بهای انرژی و دشواری‌های معیشتی که پس از تهاجمات تجاوزکارانه به ایران تشدید شد، بخشی از برتری تاریخی جمهوری‌خواهان در حیطه اقتصاد را تضعیف کرده و فضایی را برای انتقادات سیاسی دموکرات‌ها از دولت ترامپ پدید آورده است. در مقابل، جمهوری‌خواهان سعی دارند با برجسته کردن مسائلی چون مهاجرت، امنیت مرزی و نبردهای فرهنگی، توجه عمومی را از دغدغه‌های اقتصادی به سمت مباحث هویتی و امنیتی معطوف سازند.

در این بستر سیاسی، انتخابات میان‌دوره‌ای کنونی فراتر از تلاشی برای تصاحب چند کرسی اضافی در کنگره است؛ این رویداد به میدانی برای رویارویی دو دیدگاه متضاد درباره آینده آمریکا مبدل گشته است. پیامدهای این نبرد می‌تواند نه تنها سرنوشت دولت کنونی ترامپ، بلکه چشم‌انداز انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۸ را نیز دگرگون سازد.

واکاوی عمده‌ترین چالش‌های انتخاباتی پیش روی ترامپ و جمهوری‌خواهان

همزمان با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره، شواهد فزاینده‌ای حاکی از آن است که اقتصاد به پاشنه آشیل اصلی دونالد ترامپ و حزب جمهوری‌خواه تبدیل شده است. برخلاف گذشته که جمهوری‌خواهان همواره خود را به عنوان «مدیران توانمندتر اقتصاد» معرفی می‌کردند، امروز بخش عمده‌ای از جامعه آمریکا، سیاست‌های اقتصادی دولت ترامپ را مسبب اصلی تشدید مشکلات معیشتی می‌داند.

طبق آخرین نظرسنجی انجام‌شده توسط شبکه خبری سی‌ان‌ان، اکثر شهروندان آمریکایی بر این باورند که رویکردهای اقتصادی دولت ترامپ به بالا رفتن هزینه‌های زندگی انجامیده است؛ موضوعی که حتی در میان برخی از رای‌دهندگان وفادار به حزب جمهوری‌خواه نیز بازخوردهای منفی داشته است. کاهش اعتماد عمومی به مدیریت اقتصادی ترامپ، به‌ویژه در مواجهه با تورم پایدار، افزایش قیمت مسکن و انرژی، و عدم اطمینان نسبت به چشم‌انداز اقتصادی آینده، قابلیت آن را دارد که صحنه سیاسی واشنگتن را وارد فازی نو کند.

اهمیت این دگرگونی از آنجا ناشی می‌شود که اقتصاد همواره برگ برنده و نقطه قوت اصلی ترامپ در پیکارهای انتخاباتی به شمار می‌آمد. او در سالیان اخیر با تکیه بر شمایل «رئیس‌جمهوری که یک تاجر است» و وعده‌های شکوفایی اقتصادی، توانسته بود بخش‌هایی از طبقه متوسط، صاحبان صنایع و کسب‌وکار، و رأی‌دهندگان مستقل را به سوی جمهوری‌خواهان جذب کند. اما در حال حاضر، افت قدرت خرید و افزایش روزافزون مخارج زندگی، رفته‌رفته این چهره را کم‌رنگ‌تر کرده است.

در این شرایط، دموکرات‌ها در صددند تا انتخابات پیش رو را به یک رفراندوم اقتصادی علیه جمهوری‌خواهان بدل سازند. تأکید رسانه‌های همسو با دموکرات‌ها بر موضوعاتی چون تورم، مالیات، بیمه درمانی و هزینه‌های زندگی، جزء استراتژی جامع این حزب برای تحلیل بردن پایگاه اجتماعی ترامپ محسوب می‌شود. آنها به‌ویژه روی رأی‌دهندگان میانه و ساکنان حومه شهرها تمرکز کرده‌اند؛ قشرهایی که غالباً در انتخابات میان‌دوره‌ای نقشی سرنوشت‌ساز ایفا می‌کنند و نسبت به اوضاع اقتصادی حساسیت زیادی دارند.

با این اوصاف، تهدید اقتصادی برای جمهوری‌خواهان تنها به کم‌رنگ شدن محبوبیت ترامپ محدود نمی‌گردد، بلکه قادر است شکاف‌های عمیق‌تری را در بافت درونی حزب ایجاد کند. گروهی از جمهوری‌خواهان محافظه‌کار نگران‌اند که پایداری فشارهای اقتصادی و اتخاذ سیاست‌های پرهزینه توسط دولت، جایگاه حزب را در ایالت‌هایی که رقابت در آنها تنگاتنگ است، به خطر اندازد. از سوی دیگر، جریان حامی ترامپ همچنان بر این باور است که مسائلی نظیر فرهنگ، مهاجرت و امنیت مرزی توانایی دارند تا نارضایتی‌های اقتصادی را تحت پوشش قرار دهند و کم‌اهمیت جلوه دهند.

به‌طور خلاصه، در صورتی که روندهای کنونی ادامه یابد، اقتصاد می‌تواند از یک چالش موقتی به یک تهدید استراتژیک برای ترامپ و جمهوری‌خواهان تبدیل شود؛ تهدیدی که نه فقط آرای رأی‌دهندگان مستقل، بلکه بخشی از حامیان سنتی محافظه‌کاران را نیز متأثر خواهد ساخت.

امتیازات پنهان جمهوری‌خواهان؛ دلایل عدم نگرانی محافظه‌کاران از شکست احتمالی

علیرغم گسترش نارضایتی‌های اقتصادی و کاهش نسبی محبوبیت دونالد ترامپ، بخش قابل توجهی از تحلیلگران سیاسی در آمریکا بر این باورند که جمهوری‌خواهان کماکان از مجموعه‌ای از مزیت‌های ساختاری، حقوقی و سیاسی بهره‌مندند که می‌تواند از تبدیل بحران اقتصادی به یک شکست انتخاباتی جلوگیری کند. از این رو، برخلاف جو رسانه‌ای غالباً مخالف ترامپ، هنوز شاهد نگرانی گسترده‌ای در بدنه حزب جمهوری‌خواه نسبت به از دست دادن کامل کنگره نیستیم.

یکی از اساسی‌ترین عوامل اطمینان‌بخش برای جمهوری‌خواهان، دگرگونی‌های حقوقی و قضایی مرتبط با تعیین مرزهای حوزه‌های انتخاباتی در ایالت‌های گوناگون آمریکاست. در ماه‌های اخیر، چندین دادگاه در سطوح ایالتی و فدرال، در پرونده‌های مربوط به ترسیم مجدد این حوزه‌ها، احکامی صادر کرده‌اند که عملاً جایگاه جمهوری‌خواهان را مستحکم‌تر می‌سازد. در پاره‌ای از ایالت‌ها، بازنگری در نقشه‌های انتخاباتی به کاهش تعداد حوزه‌های رقابتی و افزایش تضمین کرسی‌های جمهوری‌خواهان منجر شده است.

این موضوع در ساختار سیاسی ایالات متحده از اهمیتی خاص برخوردار است؛ چرا که بر خلاف تصور عمومی، پیروزی در انتخابات تنها به میزان محبوبیت در سراسر کشور وابسته نیست، بلکه شیوه توزیع آراء در حوزه‌های انتخاباتی و جغرافیای رأی‌دهندگان نقشی حیاتی در تصاحب کرسی‌های کنگره ایفا می‌کند. جمهوری‌خواهان طی سالیان اخیر کوشیده‌اند تا از این برتری ساختاری برای حفظ نفوذ خود در مجلس نمایندگان بهره‌برداری کنند.

علاوه بر این، الگوی مشارکت در انتخابات نیز غالباً به نفع جمهوری‌خواهان تمام می‌شود. تجربیات انتخابات میان‌دوره‌ای حاکی از آن است که رأی‌دهندگان محافظه‌کار، قشر سالمندان و ساکنان نواحی روستایی، از مشارکتی باثبات‌تر در مقایسه با جوانان و اقلیت‌های همسو با دموکرات‌ها برخوردارند. همین امر می‌تواند تا حدودی نارضایتی‌های اقتصادی کنونی را مهار کند.

هم‌زمان، جمهوری‌خواهان در تلاشند تا کانون توجه افکار عمومی را از مسائل اقتصادی به سمت موضوعات هویتی و امنیتی سوق دهند. پرونده مهاجرت غیرقانونی، استحکام مرزها، معضل مواد مخدر، جدال فرهنگی با جریان‌های لیبرال و مقابله با سیاست‌های اجتماعی دموکرات‌ها، همچنان به عنوان محورهای اصلی برای بسیج پایگاه رأی محافظه‌کاران به شمار می‌آیند. راهبرد محوری ترامپ و یارانش این است که انتخابات پیش رو نه تنها بر اساس معیارهای اقتصادی، بلکه به عنوان یک آوردگاه هویتی و فرهنگی تعریف شود.

از جنبه‌ای دیگر، حزب جمهوری‌خواه همچنان از یکپارچگی تشکیلاتی درخور توجهی بهره‌مند است. هرچند ممکن است اختلاف نظرهایی در مورد رویکردهای مدیریتی ترامپ در داخل حزب وجود داشته باشد، اما بخش عظیمی از بدنه محافظه‌کار همچنان او را مؤثرترین چهره برای تحریک و سازماندهی رأی‌دهندگان جمهوری‌خواه می‌شناسد. این همبستگی نسبی قادر است در ایالت‌های تعیین‌کننده نقشی حیاتی ایفا کند.

در یک جمع‌بندی کلی، جمهوری‌خواهان بر این باورند که حتی اگر اقتصاد به پاشنه آشیل اصلی آنها مبدل شود، مجموعه امتیازات ساختاری، حقوقی و سیاسی همچنان بخت این حزب را برای حفظ جایگاه خود در کنگره تقویت خواهد کرد.

دونالد ترامپ؛ سرمایه استراتژیک جمهوری‌خواهان یا عامل فرسایش حزب؟

عمده‌ترین چالش استراتژیک پیش روی جمهوری‌خواهان در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای، تنها به مسائل اقتصادی یا افت موقتی محبوبیت دولت خلاصه نمی‌شود، بلکه ریشه در جایگاه خود دونالد ترامپ در مسیر آینده سیاسی حزب دارد. اکنون در سپهر سیاسی آمریکا این سوال به طور جدی مطرح است که آیا ترامپ کماکان مهم‌ترین برگ برنده انتخاباتی جمهوری‌خواهان است، یا به تدریج به نقطه‌ای آسیب‌پذیر برای این حزب تبدیل می‌گردد.

حقیقت آن است که ترامپ در سالیان اخیر، ساختار سنتی حزب جمهوری‌خواه را متحول ساخته و توانسته است پایگاه اجتماعی نوینی برای محافظه‌کاران بنا نهد؛ پایگاهی که شامل طبقات کارگر سفیدپوست، جریان‌های ملی‌گرا، محافظه‌کاران فرهنگی و قسمتی از منتقدان ساختار سیاسی آمریکا می‌شود. این بدنه اجتماعی کماکان وفاداری چشمگیری به ترامپ ابراز می‌کند و در بسیاری از ایالت‌های حیاتی، قدرت بسیج انتخاباتی او همچنان از سایر چهره‌های جمهوری‌خواه فراتر است.

اما در عین حال، همین اتکای شدید حزب به ترامپ به یک معادله بغرنج و دوگانه مبدل گشته است. جمهوری‌خواهان از یک سو در غیاب ترامپ با خطر کاهش مشارکت بدنه اجتماعی خود روبرو هستند، ولی از سوی دیگر، تداوم نقش محوری ترامپ می‌تواند به ریزش آرای مستقل‌ها، طبقه متوسط شهرنشین و جمهوری‌خواهان میانه‌رو دامن بزند؛ گروه‌هایی که در انتخابات میان‌دوره‌ای غالباً نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کنند.

در حقیقت، جمهوری‌خواهان اکنون درگیر نوعی «تضاد استراتژیک» گشته‌اند؛ ترامپ کماکان کارآمدترین ابزار برای تهییج سیاسی حزب است، اما در عین حال، حضور برجسته او می‌تواند توانمندی جمهوری‌خواهان برای گسترش پایگاه اجتماعی‌شان را محدود سازد. به همین خاطر، بخشی از الیت محافظه‌کار سعی دارد تا بدون درگیری مستقیم با ترامپ، به تدریج بر وزن گفتمان اقتصادی و مدیریتی حزب بیفزاید و از تمرکز کامل بر شخصیت‌محوری فاصله گیرد.

در این بحبوحه، دموکرات‌ها نیز استراتژی خود را بر محوریت دادن به شخص ترامپ در انتخابات بنا نهاده‌اند. آنها به خوبی آگاهند که رقابت صرفاً بر پایه مسائل اقتصادی شاید نتایج قاطعی برایشان به ارمغان نیاورد، اما تبدیل انتخابات به یک رفراندوم درباره شخصیت، منش و سیاست‌های ترامپ می‌تواند شکاف موجود میان پایگاه محافظه‌کار و رأی‌دهندگان میانه‌رو را عمیق‌تر سازد. از این رو، رسانه‌های نزدیک به دموکرات‌ها می‌کوشند هر بحران اقتصادی، تنش سیاسی یا نزاع داخلی را مستقیماً به ترامپ نسبت دهند.

با وجود این، در جبهه جمهوری‌خواهان نیز این درک تقویت شده که آینده سیاسی حزب بیش از هر زمان دیگری به قابلیت ترامپ در مدیریت هم‌زمان دو عرصه وابسته است؛ حفظ اشتیاق و یکپارچگی پایگاه محافظه‌کار، بدون آنکه این امر به از دست رفتن آرای سرگردان و مستقل منجر شود. پیروزی یا شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای نیز تا حد زیادی به همین معادله گره خورده است؛ اینکه ترامپ بتواند بار دیگر خود را به عنوان نمادی از ثبات اقتصادی و اقتدار سیاسی احیا کند، یا به چهره‌ای تبدیل شود که نارضایتی‌های اقتصادی و شکاف‌های اجتماعی به نام او رقم می‌خورد.

گفت‌وگو با خوانندگان

دیدگاه شما