به گزارش سایت ۱۲۰ واحد، جلسه بررسی صلاحیت و رای اعتماد به مهرداد اخلاقی بیش از آنکه شبیه به یک ارزیابی کارشناسانه و دقیق از تواناییهای مدیریتی باشد، به محکی جدی برای سنجش تعهد به اصول اخلاقی و درک درست از منافع بنیادین کشور بدل گردید. در این نشست، به جای آنکه برنامهها و تجارب چند دهساله این چهره کارکشته مورد ارزیابی قرار گیرد، فضا به سمت طعنه، کنایه و نمایشهای تبلیغاتی منحرف شد.
واقعیت تلخ این است که نیرویی متخصص با دهها سال سابقه خدمت، که بخش زیادی از زندگیاش را به اقتضای ماموریتهای حساس در گمنامی و زیر سایه ضوابط حفاظتی سپری کرده، ناگزیر شده در برابر کسانی دفاع کند که انقلابیگری واقعی را با فریاد زدن پشت میکروفن و متلکپرانیهای سیاسی اشتباه گرفتهاند. تردیدی نیست که پرسشگری و ارزیابی موشکافانه حق هر نمایندهای است؛ اما آیا تمسخر، طعنه و نادیده گرفتن چندین دهه مجاهدت تخصصی نامش نظارت است؟ چرا مدیری که سالها بار سنگین امنیت کشور را در سکوت به دوش کشیده، اکنون باید سیبل شوهای سیاسی شود؟
برخی ادعا میکنند که نامزد پیشنهادی فاقد «روحیه جهادی» است. پرسش اینجاست که آیا مجاهدت صرفاً به حرکات نمایشی و سلفی گرفتن جلوی دوربینها خلاصه میشود؟ اگر دههها فعالیت شبانهروزی و تلاش علمی برای تقویت بنیه دفاعی و نظامی کشور جهاد نیست، واقعاً چه تعریفی برای این واژه وجود دارد؟ همچنین طرح مسائلی مانند چگونگی تعامل با محور مقاومت در شرایطی که مدارک و کارنامه عملی فرد در کمیسیونها تشریح شده، هدفی جز تخریب ندارد. مضحک است که از توان بازدارندگی دفاعی و موشکی کشور به نیکی یاد شود، اما سازندگان و متخصصان همان سیستم با اتهامات بیاساس و کلی کنار زده شوند.
تخریب به بهانه سن و سال و گفتن اینکه فردی پا به سن گذاشته دیگر کارآمد نیست، کوچکترین ارتباطی با شایستهسالاری ندارد. آیا پختگی، عمق استراتژیک و کولهبار تجربه با گذشت سالها بیارزش میشود؟ اگر بالا رفتن سن نشانه ناتوانی است، پس چرا در سایر نهادها همواره بر بهرهگیری از تجربیات کهنهسربازان و پیشکسوتان تاکید میشود؟ تمسخر سوابق، بیاعتنایی به جمعبندی کمیسیونهای تخصصی و کنار گذاشتن نظرات مراجع مربوطه تنها نشاندهنده آن است که برخی صرفاً به دنبال چهرهسازی افراطی از خود در رسانهها هستند.
ایرادهای عجیبی مثل غیبت در ساعات اداری مرسوم و پاسخ صادقانه اخلاقی مبنی بر اینکه سالیان طولانی منزلش محل کارش بوده، یادآوری میکند که نمیتوان ماهیت پیچیده کارهای دفاعی را با مشاغل معمول اداری و کارمندی قیاس کرد. یا طرح چرایی عدم ذکر تنگه هرمز در دفترچه برنامهها، حکایت از عدم آشنایی منتقدان با تفکیک وظایف ستاد کل نیروهای مسلح و وزارت دفاع دارد؛ مباحثی راهبردی و دارای طبقهبندی محرمانه که نباید بازیچه سوالات پوپولیستی پشت تریبون علنی قرار بگیرند.
در پایان باید از این جریان پرسید که ثمره این حاشیهسازیها و فرسایش نخبگان کشور چه بوده است؟ نمایندگان مجلس بدون شک وظیفه نظارت و استقلال رای دارند، اما پاسداری از منافع ملی در گرو تشخیص مرز باریک میان نقد دلسوزانه و تخریب سیاسی است؛ نه اینکه دانشمندان و کارشناسان باتجربه کشور، به جای کار عملیاتی، ناچار به پاسخگویی به هجمههای بیمحتوا شوند.




