تهران بر این نکته تأکید دارد که ورود به چنین روندی نه از روی خوشبینی، بلکه بر پایه یک تحلیل دقیق و با هدف دفاع از حقوق هستهای کشور و رفع تحریمهای ناعادلانه صورت پذیرفته است. مقامات ایرانی صراحتاً بیان کردهاند که این مسیر دیپلماتیک منحصراً به پرونده هستهای محدود میشود و هیچ موضوع دیگری را دربرنمیگیرد.
بازگشت ایران به عرصه دیپلماسی، نتیجه رایزنیهای گسترده چندین کشور منطقه با ریاست جمهوری بوده است. این کشورها با تأکید بر لزوم مدیریت اختلافات از طریق مذاکره، نسبت به عواقب تشدید تنشها هشدار داده و بر اهمیت نقشآفرینی دیپلماسی برای حفظ ثبات منطقهای صحه گذاشتهاند. در این میان، عمان بار دیگر نقش برجستهای در تسهیل ارتباطات غیرمستقیم میان پایتخت ایران و واشنگتن ایفا کرده است؛ کشوری که در بزنگاههای حساس تاریخی، بستری برای گفتوگوهای محرمانه فراهم آورده بود. به نظر میرسد جمهوری اسلامی در شرایط کنونی، وساطتهای منطقهای را گزینهای واقعبینانهتر و کمهزینهتر از سازوکارهای فرامنطقهای ارزیابی میکند.
خطوط قرمز تعیین شده برای این مذاکرات بسیار روشن است: گفتوگوها صرفاً به موضوع هستهای محدود میشود. بر اساس اطلاعات منابع آگاه، ایران تنها پس از دریافت تضمین از سوی طرف آمریکایی مبنی بر انحصار دستورکار به پرونده هستهای، با آغاز این روند موافقت کرده است. تهران دو شرط کلیدی برای حضور در این مذاکرات مطرح کرده است: پذیرش اصل غنیسازی و تمرکز صرف بر ابعاد هستهای. مسئولان جمهوری اسلامی تأکید کردهاند که طرح هرگونه بحثی درباره مسائل منطقهای یا توانمندیهای موشکی، به منزله تخطی از توافق اولیه و توقف فوری روند دیپلماتیک خواهد بود. از دیدگاه تهران، هدف اصلی این گفتوگوها شفاف است: حفظ حقوق هستهای کشور در کنار لغو تحریمهای ظالمانه و دستیابی به منافع محسوس برای ملت ایران.
یکی از عوامل تعیینکننده در این معادله پیچیده، سطح بالای بیاعتمادی افکار عمومی ایران نسبت به ایالات متحده است. طبق نتایج نظرسنجی مؤسسه گمان در سپتامبر ۲۰۲۵، حدود ۷۵ تا ۸۰ درصد از شرکتکنندگان ایرانی، آمریکا را طرفی غیرقابل اعتماد معرفی کردهاند و تنها اقلیت کوچکی از مذاکره مستقیم با واشنگتن حمایت کردهاند. این عدم اعتماد، ریشه در تجربههای تاریخی و تحولات سالیان اخیر دارد. ایالات متحده در مقاطع مختلف تلاش کرده است با استفاده از شبکههای غیررسمی، تحریک خشونت و بهرهبرداری از نارضایتیهای واقعی اجتماعی، مسیر اعتراضات را از مطالبات اقتصادی به سمت تقابلات امنیتی سوق دهد؛ رویکردهایی که از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ آغاز شده و همواره به عنوان آخرین گزینه آمریکا در بحرانها مورد آزمایش قرار گرفته است. این سوابق، تأثیری مستقیم بر ارزیابی ایران از نیات واشنگتن در مسیر دیپلماسی گذاشته است. بنابراین، تمام این رخدادها در شکلگیری این ذهنیت نقش داشتهاند؛ از این رو، تیم مذاکرهکننده علاوه بر چالشهای خارجی، ناگزیر به مدیریت حساسیتهای داخلی نیز هست.
رفتار و گفتار متناقض مقامات آمریکایی، یکی از موانع اصلی برای شکلگیری روندی پایدار از سوی ایران تلقی میشود. تغییر مواضع در بازههای زمانی کوتاه، عدم انسجام در پیامهای رسمی و طولانی شدن فاصله میان جلسات، از جمله مواردی است که از دیدگاه تهران به عنوان نشانههایی از فقدان رویکرد حرفهای و جدی ارزیابی میشود. ایران همچنان دیپلماسی را ابزاری محوری برای مدیریت تنشها و پیشبرد منافع ملی خود میداند، اما این نگرانی نیز وجود دارد که برخی جریانات جنگطلب در آمریکا و محافل وابسته به رژیم صهیونیستی تلاش کنند با ایجاد اخلال در روند گفتوگوها، مسیر دیپلماسی را مسدود سازند. به همین دلیل، تهران ضمن اعلام جدیت کامل خود، تأکید کرده است که مذاکرات باید بدون تهدید و فشار ادامه یابد.
در این دور از گفتوگوها، نقش کشورهای اروپایی به حاشیه رفته است. در حالی که آلمان، انگلستان و فرانسه از امضاکنندگان اصلی توافق هستهای پیشین بودند، در هفتههای اخیر هیچگونه تماس مستقیمی با مقامات عالیرتبه ایران برقرار نکردهاند. این وضعیت از نگاه برخی تحلیلگران در تهران به معنای کمرنگ شدن نقش عملی اروپا در معادلات جاری است، تا جایی که ایران این سه کشور را بیشتر مانعی در مسیر دیپلماسی میداند تا میانجی مؤثر. این موضوع سبب شده است تا تهران بیش از پیش بر کانالهای منطقهای تمرکز کند.
جمهوری اسلامی ایران به صراحت اعلام کرده است که دیپلماسی را بر جنگ ترجیح میدهد، اما این اولویت به معنای عقبنشینی از خطوط قرمز نیست. تیم مذاکرهکننده بر «نتیجهمحوری» اصرار دارد و معتقد است هرگونه توافق احتمالی باید در کوتاهترین زمان ممکن به دستاوردی ملموس برای ملت ایران منجر شود. به نظر میرسد دور دوم مذاکرات، بیش از یک نشست صرفاً فنی، یک آزمون سیاسی برای سنجش اراده واشنگتن در جهت دستیابی به توافقی متوازن و پایدار است. تهران، با وجود تردیدهای انباشته شده از گذشته، همچنان گفتوگو را راهکاری برای مدیریت تنشها میداند؛ اما این بار با احتیاطی دوچندان و با درسآموزی از تجربههای پیشین.




