موشکها و پهپادها در پاسخ به حملات سنتکام به نفتکشهای مرتبط با ایران، از سوی سپاه پاسداران، کویت، اربیل و بحرین را هدف قرار دادند. این تبادل آتش، در حالی صورت گرفت که همزمان، پیامهای دیپلماتیک از واشنگتن و تهران، نشان از ادامه مذاکرات برای رسیدن به یک تفاهم اولیه داشت. گویی در میانه آتشبس، شعلههای تنش نیز زبانه میکشید و هیچیک از طرفین، خواهان جنگ تمامعیار نبودند، اما پایان دادن به این تقابل، به سادگی میسر به نظر نمیرسد.
پالسهای ترامپ و معمای مذاکرات
در اوج این کشمکشهای نظامی، اظهارات دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، در یک پادکست رسانهای، پرده از ابعاد جدیدی در روند مذاکرات برداشت. ترامپ، با اشاره مستقیم به آیتالله سیدمجتبی خامنهای، او را تصمیمگیرنده نهایی در این گفتگوها معرفی کرد و سپس، ابراز تمایل به دیدار با رهبر ایران کرد. این ادعا در تضاد با تهدیدات پیشین او بود. ترامپ همچنین مدعی شد ایران در ابتدا پذیرفته بود که به سلاح هستهای دست پیدا نکند، در حالی که مقامات جمهوری اسلامی بارها تأکید کردهاند که برنامه هستهای، در تفاهم اولیه جنگ مطرح نیست و به مراحل بعدی موکول میشود.
گره کور هستهای و چشماندازهای متفاوت
در مقابل، دیدگاه مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، در کنگره، تفاوتهای اساسی در مواضع دو کشور را نمایان ساخت. روبیو از احتمال توافق در کوتاهمدت سخن گفت، اما شروط واشنگتن را دشوار و مشروط دانست؛ از جمله بازگشایی فوری تنگه هرمز و حذف اورانیوم غنیشده. اما از نظر تهران، هرگونه مصالحه هستهای یا گشایش در تنگه هرمز، تنها با لغو دائمی تحریمهای اقتصادی، رفع محاصره دریایی و تضمین عدم تجاوز میسر خواهد بود. برخی کارشناسان معتقدند ترامپ به دنبال یک تفاهم کوتاه مدت است تا از آن به عنوان برگ برنده در انتخابات میاندورهای و رویدادهایی مانند جام جهانی استفاده کند. این استراتژی، ممکن است پس از تثبیت جایگاه سیاسی او، زمینه را برای حملات نظامی جدید فراهم آورد.
لبنان و شکاف در جبهه واشنگتن-تلآویو
یکی دیگر از پیششرطهای اصلی تهران، توقف جنگ در تمامی جبههها، به خصوص در لبنان است. ایران بر این باور است که نمیتوان در خلیج فارس به صلح رسید، در حالی که جنگ اسرائیل در جنوب لبنان و بیروت ادامه دارد. در این میان، نشانههایی از اختلاف میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، مشاهده میشود. ترامپ به دلیل مسائل اقتصادی و بحران انرژی، خواهان حلوفصل سریع بحران در خلیج فارس و تنگه هرمز است، در حالی که نتانیاهو، تداوم جنگ را برای بقای سیاسی خود حیاتی میداند و حتی ممکن است از یک جنگ طولانی با ایران استقبال کند. این شکاف استراتژیک، مانع از ارائه تضمینهای منطقهای لازم از سوی آمریکا به تهران شده و تصمیمگیری نهایی درباره تفاهمنامه را به تعویق انداخته است.
محدودیتهای جنگ: از جام جهانی تا انتخابات
زمان، به نفع هیچیک از طرفین نیست. نزدیک شدن به جام جهانی فوتبال و انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، ترامپ را تحت فشار قرار داده تا ثبات را به بازار انرژی بازگرداند، زیرا پیامدهای جنگ با ایران، اقتصاد اروپا و حتی اقیانوسیه را نیز متأثر ساخته است. بستهماندن تنگه هرمز، به عنوان مسیر اصلی انتقال نفت جهان، اگرچه تاکنون به پیشبینیهای فاجعهبار قیمت نفت ۴۰۰ دلاری منجر نشده، اما ادامه آن میتواند نرخ تورم در ایالات متحده را افزایش دهد. از همین رو، وزیر خارجه آمریکا مدعی است که هیچ کشوری، حتی چین و روسیه، از مسدود ماندن این آبراه حمایت نمیکنند. واشنگتن تلاش میکند با استفاده از اهرم محاصره دریایی و فشارهای مقطعی، تهران را وادار به پذیرش امتیازات کند، اما اصرار ایران بر مواضع راهبردی خود، این دوره را به میدان نبردی فرسایشی دیپلماتیک تبدیل کرده است.
تفاهم شکننده یا بنبست پایدار؟
تأخیر یکهفتهای در تصمیمگیری ترامپ نشان میدهد که روند تحولات، با وجود خوشبینیهای اولیه، به کندی پیش میرود. اما مهلت یک هفتهای نیز به زودی به پایان رسید و بعید نیست مذاکرات به حالت تعلیق درآید. واقعیتهای میدانی حاکی از آن است که آمریکا و متحدانش در منطقه (به جز اسرائیل) تمایلی به ورود به جنگ تمامعیار جدیدی ندارند، و ایران نیز خواهان فرسایش دوباره داراییهای نظامی خود نیست، به خصوص با توجه به چالشهای اقتصادی پیش از جنگ. بنابراین، محتملترین سناریو در کوتاهمدت، رسیدن به یک تفاهم شکننده و موقت است؛ نوعی آتشبس ناتمام که ممکن است به طور موقت قفل تنگه هرمز را بگشاید و دسترسیهای محدودی به داراییهای ایران بدهد، اما مسائل اصلی بحران، از جمله برنامه هستهای، بدون تغییر باقی خواهد ماند. با این حال، اگر چرخهای دیپلماسی تحت تأثیر حملات گستردهتر اسرائیل به لبنان یا اشتباه محاسباتی در تبادل آتش میان سنتکام و سپاه از کار بیفتد، تعلیق کنونی میتواند به سرعت به انفجاری بزرگتر در منطقه منجر شود که در آن، کانالهای میانجیگری و دیپلماسی به راحتی قادر به مهار آن نخواهند بود.




