با این حال، پرسشهای کلیدی درباره پایداری این تفاهم، پتانسیل تبدیل آن به یک توافق همهجانبه و نقش مخرب اقدامات اسرائیل همچنان پابرجا است.
ابوالقاسم دلفی، سفیر پیشین ایران و تحلیلگر مسائل بینالملل، با کالبدشکافی این تفاهم سیاسی از زوایای پنهان آن پرده برمیدارد. او عقیده دارد که اگرچه پویایی دیپلماتیک یک گام مثبت به شمار میرود، اما بیتوجهی به نقش تلآویو و پویاییهای منطقهای میتواند این دستاورد را بهشدت آسیبپذیر کند.
این کارشناس همچنین به تضاد آرای داخلی و چندصدایی حاکم بر فضای سیاسی ایران و تأثیر آن بر آینده مذاکرات اشاره کرده است.
مهمترین بخشهای این گفتگو به شرح زیر است:
ارزیابی تفاهم کنونی تهران و واشنگتن
موضعگیریهای اخیر شورای عالی امنیت ملی نشاندهنده پذیرش کلیات یادداشت تفاهم از سوی طرفین است. هرچند قالب حقوقی این سند هنوز نهایی نشده، اما ساختار آن دو مرحلهای به نظر میرسد؛ بدین صورت که پس از یک دوره آزمایشی دو ماهه و در صورت پایبندی طرفین، مسیر برای مذاکرات عمیقتر هموار خواهد شد.
ابهام اساسی اینجاست که آیا توافق صرفاً دوجانبه است یا تحولات کل منطقه از جمله لبنان، یمن و عراق را نیز شامل میشود؟ ما همواره بر توقف درگیریها در تمامی جبههها تاکید کردهایم، اما از آنجا که کنترل مستقیم همه این جبههها در اختیار ما نیست، ضمانت اجرایی آن با چالش مواجه است. طرف حساب ما در این کارزار آمریکاست و باید دید واشنگتن تا چه حد توانایی مهار رفتارهای تهاجمی اسرائیل را دارد؛ چرا که تجربههای گذشته نشان داده تضمینهای آمریکا همواره کارساز نبوده است.
پیامدهای اقتصادی و محدودیتهای پیشرو
کاهش حضور نظامی آمریکا در سواحل منطقه و تسهیل نسبی فروش نفت از جمله پیامدهای اولیه این تفاهم مطرح شده است. با این حال، هنوز مشخص نیست که آیا محدودیتهای کشتیرانی ایران در سایر نقاط جهان برطرف خواهد شد یا خیر. همچنین، آزادسازی منابع مالی بلوکهشده ایران در این مرحله گنجانده نشده و به گامهای بعدی موکول شده است.
نگاه دونالد ترامپ به توافق با ایران
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، همواره تمرکز خود را بر مهار برنامه هستهای ایران قرار داده است. برای دولت فعلی آمریکا، موضوع غنیسازی و میزان ذخایر اورانیوم ایران از اهمیت بالایی برخوردار است. اگر خروجی این مذاکرات ضعیفتر از توافق سال ۲۰۱۵ (برجام) باشد، ترامپ بهسختی میتواند آن را به عنوان یک پیروزی بزرگ به افکار عمومی آمریکا معرفی کند؛ مگر اینکه او در این دوره از ریاستجمهوری خود، صرفاً به دنبال ثبت یک میراث دیپلماتیک ماندگار باشد.
اسرائیل؛ مانع اصلی پایداری توافق
تلآویو بزرگترین متغیر مخل در این معادله است. از آنجا که اسرائیل، ایران را تهدیدی وجودی میداند، بعید است به توافقی که در آن منافع تهران و حزبالله تأمین شود، تن دردهد. مخالفتهای اسرائیل با توانمندیهای هستهای و نفوذ منطقهای ایران، این تفاهم را همواره در معرض فروپاشی قرار میدهد.
تاثیر اختلافات داخلی بر روند دیپلماسی
چندصدایی و مخالفتهای داخلی در ایران پدیده جدیدی نیست. حتی با وجود تصمیمگیری در سطوح عالی نظام، برخی گروههای سیاسی داخلی برای پیگیری اهداف خود و بازگشت به عرصه قدرت، به اعمال فشار بر تیم مذاکرهکننده ادامه میدهند که این امر میتواند موانعی را در مسیر تداوم توافق ایجاد کند.




