فیلم «سرزمین فرشتهها» دقیقاً از این دست است؛ اثری که به جای شعارزدگی و پیامهای مستقیم، با تکیه بر احساسات ناب انسانی، روایتی لطیف و جزئیات عاطفی ظریف، مخاطب را غرق در خود میکند.
در این میان، نقشآفرینی سلاف فواخرجی، هنرپیشه سرشناس سوری، یکی از ستونهای اصلی و تأثیرگذار فیلم به شمار میرود. حضور او در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، نگاه بسیاری از منتقدان و اصحاب رسانه را به خود خیره کرد. او در «سرزمین فرشتهها» تصویری متفاوت از یک معلم ارائه میدهد؛ زنی با حس عمیق مادرانه که در دل ویرانیهای جنگ و ناامنی، همزمان میکوشد پناهگاه، تکیهگاه و سرچشمه امید برای فرزندانش باشد. معلمی که با وجود ترس، غم و نگرانیهای بیشمار، همچنان به فردای فرزندانش میاندیشد.
نقشآفرینی فواخرجی در این اثر، به دور از اغراقهای معمول در فیلمهای جنگی است. او با مهارتی بینظیر، احساسات را کنترل کرده و با نگاههای سنجیده، سکوتهای کشدار و واکنشهای عمیق، شخصیتی را جان میبخشد که درد، دغدغه و مهر مادری را بیواسطه به تماشاگر منتقل میکند. همین ظرافت در اجرا، بازی او را به یکی از نقاط قوت درخشان فیلم مبدل ساخته و جایگاه ویژهای در دل بینندگان باز کرده است.
فیلم «سرزمین فرشتهها» به کارگردانی بابک خواجهپاشا، در بخش «سودای سیمرغ» چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد و به تدریج به یکی از آثار چشمگیر این دوره تبدیل گشت. این اثر، داستان خود را در بستر جنگ روایت میکند، اما تمرکز اصلی آن نه بر صحنههای درگیری، بلکه بر جریان زندگی و بقای کودکانی است که در بحبوحه بحران، هنوز به بازی، رویاپردازی و امید دل بستهاند.

در این روایت، مادر نقشی محوری بر عهده دارد؛ شخصیتی که حلقه اتصال میان دنیای کودکان و واقعیت تلخ پیرامونشان است. فواخرجی در این نقش، تصویری از مادرانگی ارائه میدهد که نه قهرمانانه و اغراقآمیز، بلکه انسانی، آسیبپذیر و باورپذیر است. مادری که گاهی از پا میافتد، گاهی میهراسد، گاهی در هم میشکند، اما با این حال میکوشد تا ستون محکم خانواده باقی بماند.
علاوه بر این، فضای بصری شاعرانه فیلم، موسیقی هماهنگ با روایت و بهرهگیری از نمادهای ساده اما اثرگذار، بستری فراهم آوردهاند تا این احساسات بدون هیچگونه تحمیلی به مخاطب منتقل شوند. تمامی این عناصر در کنار یکدیگر، «سرزمین فرشتهها» را به اثری بدل کردهاند که بیش از آنکه صرفاً دیده شود، عمیقاً احساس میشود.
سلاف فواخرجی، متولد ۲۷ ژوئن ۱۹۷۴ در لاذقیه سوریه، با کارنامهای پربار در سینما و تلویزیون جهان عرب، برای نخستین بار تجربه حضور در یک پروژه سینمایی ایرانی را به دست آورده است. او که به همراه همسرش، تهیهکننده نامدار سینمای سوریه، برای نمایش فیلم به ایران آمده بود، «سرزمین فرشتهها» را نقطه آغاز همکاری رسمی خود با صنعت سینمای ایران میداند.
پایگاه خبری ۱۲۰ واحد در حاشیه برگزاری چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، فرصتی یافت تا گفتوگویی اختصاصی با این بازیگر درباره تجربه حضورش در این پروژه، دیدگاهش نسبت به سینمای ایران، جایگاه جنگ در آثار هنری و چگونگی خلق نقشش در فیلم داشته باشد.
آنچه در ادامه میآید، مشروح این گفتوگو است.
سینمای ایران: تبلور سادگی و صداقت
سلاف فواخرجی در پاسخ به این پرسش که چه عاملی او را به پذیرش نقش در فیلم «سرزمین فرشتهها» ترغیب کرده و چه چیز در فیلمنامه بابک خواجهپاشا برایش جذابیت داشته است، توضیح داد: «در وهله اول، وابستگی این اثر به سینمای ایران برایم بسیار اهمیت داشت. زمانی که پیشنهاد همکاری مطرح شد، از این امکان که میتوانم در سینمای ایران حضور یابم، بسیار خرسند شدم.»
وی افزود: «صرف نظر از متن فیلمنامه، موضوع جنگ به خودی خود برایم حائز اهمیت بود. علاوه بر آن، فیلمنامه از یک نگاه انسانی منحصر به فرد برخوردار بود و مساله کودکان غزه نیز یکی دیگر از دلایل اصلی من برای پذیرش این نقش به شمار میرفت.»

فواخرجی در پاسخ به پرسشی درباره ویژگیهای جذاب سینمای ایران برای او بیان کرد: «سینمای ایران با سادگی و صداقت خود، واقعیتها را با هویتی بسیار دلنشین به تصویر میکشد. مکتب سینمای ایران، سبک و سیاق خاص خود را دارد.»
او ادامه داد: «همچون تابلوهای هنری که از دور نیز، سبکشان خالق اثر را لو میدهد؛ بزرگان سینمای ایران دقیقاً چنین جایگاهی دارند. برخی از کارگردانان انگار که در حال سرودن شعر هستند.»
این بازیگر سوری در مورد کارگردانان ایرانی که برایش الهامبخش بودهاند، اظهار داشت: «آقای مجید مجیدی، آقای فرهادی و آقای سیفالله داد از جمله کارگردانانی هستند که همواره برای من الهامبخش بودهاند.»
جنگ: برهنگی واقعیتهای انسانی
او در پاسخ به پرسشی در مورد تجربه زیستن در منطقه جنگزده و نگاهش به پدیده جنگ تصریح کرد: «متأسفانه ایران، سوریه و سایر کشورهای منطقه، تمامی مشخصات و پیامدهای مرتبط با جنگ را تجربه کردهاند. سرزمینی که ما در آن زندگی میکنیم، در طول تاریخ همواره درگیر نبردهای متعددی بوده است.»
فواخرجی با اشاره به پیامدهای انسانی جنگ گفت: «از دست دادن عزیزان، کرامت انسانی و دشوارتر از همه، از دست دادن اخلاقیات، از مهمترین آسیبهای جنگ محسوب میشوند. واقعیت وجودی انسانها در میانه جنگ به وضوح عریان میگردد.»
او ادامه داد: «در این شرایط، هم ویژگیهای مثبت و هم جنبههای منفی وجود انسانها برملا میشود، اما معمولاً وجوه منفی بیشتر خودنمایی میکنند. چارچوبهای اخلاقی آسیب میبینند و آنچه شهروندان عادی متحمل میشوند، فراتر از تصور است.»
این بازیگر درباره همکاری با یک کارگردان فارسیزبان در حالی که خود عربزبان است، توضیح داد: «هنر جنسیت و محدودیت نمیشناسد. با زبان هنر میتوان به راحتی با یکدیگر ارتباط برقرار کرد. هنرمندان زبان مشترک خود را مییابند.»
او با اشاره به چگونگی شکلگیری این ارتباط بیان کرد: «در ابتدا دقیقاً نمیدانستیم طرف مقابل چه انتظاری دارد. روزهای نخست چالشبرانگیز بود، اما پس از مدتی به نقطه مشترک رسیدیم و انتظارات یکدیگر را درک کردیم.»
فواخرجی در پایان خاطرنشان کرد: «زمانی که به درک متقابل میرسیم، همکاری روانتر پیش میرود و ارتباط هنری به شکلی عمیقتر برقرار میشود.»




