رفتن به محتوای اصلی
جمعه، ۱ آبان ۱۴۰۵نسخه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلیسایت خبری 120 واحد، خبرهای به روز و معتبر
جستجو در آرشیو رسانه
تازه‌ترین
دفاعی امنیتی

رسانه در جنگ‌های نوین: چگونه روایت‌ها قدرت ملی را می‌سازند؟

· 10 دقیقه مطالعه
رسانه در جنگ‌های نوین: چگونه روایت‌ها قدرت ملی را می‌سازند؟

امروزه مفهوم جنگ دگرگون شده و دیگر صرفاً به درگیری‌های نظامی محدود نمی‌شود. میدان نبرد، اکنون ابعاد گسترده‌تر و پیچیده‌تری به خود گرفته است که شامل عرصه‌های نظامی، دیپلماتیک، اقتصادی، امنیتی، اجتماعی و بی‌شک رسانه‌ای می‌شود. در چنین فضایی، رسانه از یک ابزار جانبی به عنصری حیاتی و مرکزی در هر رویارویی تبدیل گشته است.

یک عکس، یک گزارش، یک داستان‌سرایی یا حتی سکوت آگاهانه، پتانسیل تأثیرگذاری عمیق بر ذهنیت میلیون‌ها نفر و هدایت افکار عمومی را دارد. از این رو، یکی از مهم‌ترین حقایق نبرد کنونی آن است که هر جریانی که بتواند روایت خود را به شکلی به‌هنگام، صحیح و نافذ عرضه کند، نقش بی‌بدیلی در ترسیم درک عمومی از حقایق ایفا خواهد کرد.

خبرنگار: فراتر از ثبت رویداد، حافظه زنده‌ی یک ملت

در بحران‌ها و درگیری‌های منطقه‌ای، از فلسطین و غزه گرفته تا لبنان، یمن، عراق و ایران، همواره خبرنگارانی کوشیده‌اند تا رویدادهای میدانی را به جهان مخابره کنند. اگر وقایع ثبت و گزارش نشوند و حقایق به موقع بازگو نگردند، صحنه روایت به دست کسانی می‌افتد که توانایی بازآفرینی واقعیت را مطابق میل خود دارند.

به همین دلیل، جنگ معاصر در چندین جبهه به طور همزمان پیش می‌رود: جبهه نظامی، جبهه دیپلماتیک، جبهه اقتصادی و جبهه روایت.

گذر از «خبر» به «مفهوم عمیق»

رسانه در عصر حاضر، تنها وظیفه اطلاع‌رسانی را به دوش نمی‌کشد؛ بلکه در بنیان‌گذاری جامعه‌ای پویا، مطلع و رو به پیشرفت نیز سهم بسزایی دارد.

مفهوم قرآنی «قول سدید»، بر کلامی استوار، صحیح و توأم با مسئولیت‌پذیری پافشاری می‌کند؛ گفتاری که هم توان دفع خطر را داشته باشد و هم به جامعه بصیرت، آگاهی و نیروی حرکت ببخشد.

در این نقطه است که تمایز میان صرفاً خبررسانی و روایت‌گری مسئولانه نمود پیدا می‌کند.

در حالی که خبر، صرفاً به بیان «آنچه اتفاق افتاده است» می‌پردازد، روایت به پرسش‌های عمیق‌تری پاسخ می‌دهد: «چرا این رویداد اهمیت دارد؟»، «چه مفهومی در پس آن نهفته است؟»، «چه درسی برای مردم و جامعه به همراه دارد؟» و «نقش مردم در قبال آن چیست؟»

رسانه تنها زمانی قادر به ایفای رسالت حقیقی خود خواهد بود که از سطح «خبر» فراتر رفته و به «معنا» دست یابد؛ یعنی حقیقت را کشف کند، به درستی آن را روایت کند، به جامعه یاری رساند و ارتباط خود را با آن واقعیت عمیقاً درک کند.

در چنین حالتی، رسانه از یک وسیله صرف برای اطلاع‌رسانی، به یکی از عوامل کلیدی در تولید و تقویت قدرت ملی بدل می‌گردد.

نبردی که صرفاً در صحنه‌ی نظامی سرنوشت‌ساز نیست

تحولات و درگیری‌های اخیر به وضوح نشان داده‌اند که جنگ دیگر تنها یک رویارویی نظامی محسوب نمی‌شود. طراحی‌ها و برنامه‌ریزی‌های دشمنان، شامل طیف وسیعی از فشارهای سیاسی، امنیتی، اقتصادی، رسانه‌ای و اجتماعی است.

در این بستر پیچیده، عامل اصلی شکست نقشه‌های دشمن، فقط قدرت نظامی نیست؛ بلکه انسجام عمومی، پایداری ملت، کارآمدی نیروهای مسلح و همگامی میان عرصه میدانی، دیپلماسی و رسانه نیز در رقم خوردن سرنوشت نبرد سهمی اساسی دارند.

از این زاویه دید، هماهنگی و همسویی بین رسانه، افکار عمومی، عرصه عمل و دیپلماسی اهمیتی فوق‌العاده می‌یابد؛ این هماهنگی می‌تواند تضمین کند که روایت نبرد و حتی روند مذاکرات، از منافع و اهداف عالی ملی منحرف نشود.

قدرت نظامی بدون تکیه بر قدرت اجتماعی، دوام نخواهد داشت و نفوذ دیپلماتیک نیز بدون حمایت مردمی و رسانه‌ای، قادر به نمایش کامل پتانسیل‌های خود در صحنه بین‌الملل نخواهد بود.

دوران پساجنگ؛ سرآغاز روایت پیروزی

اگرچه درگیری‌های نظامی ممکن است به پایان رسند، اما پیامدها و اثرات آن‌ها در افکار عمومی، اقتصاد، سیاست و فضای رسانه‌ای جامعه همچنان پابرجا می‌مانند.

دوران پس از جنگ، نه پایان روایت، بلکه آغاز فصلی تازه در داستان‌پردازی است.

جامعه باید به درستی آگاه باشد که چه وقایعی رخ داده، چه بهایی پرداخته شده، چه موفقیت‌هایی کسب گردیده، چه کاستی‌هایی نمایان گشته و از همه مهم‌تر، از این تجربیات چه درس‌هایی برای آینده باید گرفت.

رسانه‌ای که تنها به اعلام پایان جنگ اکتفا می‌کند، تنها بخشی از وظیفه خود را به انجام رسانده است؛ اما رسانه‌ای که تجربه نبرد را به منبعی از دانش، اعتماد، امید، همبستگی و قدرت اجتماعی تبدیل کند، رسالتی فراتر از صرف اطلاع‌رسانی را به سرانجام رسانده است.

دوران پس از جنگ، فضایی برای روشنگری، تحلیل عمیق و برنامه‌ریزی برای آینده است. در صورتی که حقایق این مقطع به درستی بازگو نشوند، این خطر وجود دارد که روایت‌های ناتمام، تحریف شده یا یأس‌آور جایگزین واقعیت گردند.

عرصه کنونی، تنها میدان نبرد نیست

اگر نبرد امروز دارای ابعاد چندگانه است، مقابله با آن نیز صرفاً به خطوط مرزی محدود نمی‌شود.

رسانه در دوران پس از جنگ، نه فقط «راوی پیروزی» است؛ بلکه می‌تواند عامل خلق اعتماد، امید، همبستگی و تقویت قدرت ملی باشد.

اما در کنار جبهه‌های جنگ و روایت، میدان حیاتی دیگری نیز وجود دارد: میدان زندگی روزمره.

امنیت ملی، تنها در مرزهای جغرافیایی کشور تعریف نمی‌شود؛ بلکه بخش قابل توجهی از آن در خانه‌ها، کارخانه‌ها، مزارع، بازارها و در کنش‌های روزمره آحاد مردم شکل می‌گیرد.

بر این اساس، مقابله با پدیده قاچاق و ترویج فرهنگ بهینه‌سازی مصرف باید در زمره مهم‌ترین اولویت‌های اجتماعی قرار گیرد.

منابعی چون آب، برق، گاز، بنزین و گازوئیل فراتر از صرفاً کالاهای مصرفی هستند؛ آن‌ها بخش جدایی‌ناپذیری از سرمایه‌ها و زیرساخت‌های ملی به شمار می‌آیند. در شرایطی که منابع محدود و کشور با بحران ناترازی انرژی روبرو است، اصلاح الگوی مصرف دیگر صرفاً یک پند اخلاقی نیست.

صرفه‌جویی، هم یک رفتار اقتصادی هوشمندانه و هم یک عمل میهن‌پرستانه است.

مبارزه با قاچاق نیز تنها به بُعد اقتصادی یا انتظامی محدود نمی‌شود؛ بلکه گامی اساسی برای حفاظت از منابع، حمایت از تولید داخلی، ایجاد اشتغال و تضمین امنیت اقتصادی کشور است.

هر شهروند ایرانی؛ سنگر مستحکمی برای قدرت ملی

در این عرصه نوین، نقش آحاد مردم نیز دستخوش تحول می‌شود.

همه شهروندان الزامی نیست که خبرنگار یا رزمنده در میدان نظامی یا حتی دیپلمات باشند؛ اما تک تک افراد می‌توانند در بنیان‌گذاری و تقویت قدرت ملی سهیم باشند.

خبرنگاری با روایت‌گری صادقانه، معلمی با پرورش نسلی مسئولیت‌پذیر، کشاورزی با مدیریت بهینه منابع آب، تولیدکننده‌ای با افزایش راندمان، خانواده‌ای با تصحیح الگوی مصرف، نهادی دولتی با مبارزه قاطع با قاچاق و شهروندی با پشتیبانی از تولید ملی؛ هر یک به نوبه خود، پاره‌ای از قدرت ملی را شکل می‌دهند.

قدرت ملی تنها نتیجه تصمیمات کلان و اقدامات عظیم دولتی نیست؛ بلکه برآیند مجموعه‌ای از رفتارهای به ظاهر کوچک، اما مداوم و پیوسته میلیون‌ها شهروند است.

زمانی که هر ایرانی دریابد که اعمال روزمره او می‌تواند در ارتقاء یا تضعیف قدرت و اقتدار کشور نقش‌آفرین باشد، مفهوم مشارکت در امنیت و توان ملی از یک ایده انتزاعی به یک وظیفه ملموس و عینی تبدیل خواهد شد.

رسانه؛ موتور محرک تولید قدرت ملی

اگر رسانه در قلب جنگ‌های نوین قرار گرفته است، دیگر نمی‌توان رسالت آن را صرفاً به «تولید محتوا» محدود کرد.

رسانه باید توانایی آن را داشته باشد که حقایق را کشف کند، واقعیت‌ها را به درستی روایت کند، تحریف‌ها را برملا سازد، ابهامات را برطرف کند، اعتماد عمومی را بنا نهد، امید راستین بیافریند، تجربیات را به منبعی از دانش مبدل سازد و جامعه را برای ایفای نقش مؤثر آماده کند.

این به معنای گذر از «خبر» به «روایت‌گری» و سپس از روایت‌گری به «حرکتی اجتماعی» است.

رسانه‌ای که تنها به تولید خبر می‌پردازد، صرفاً قطعه‌ای از واقعیت را منتقل می‌کند؛ اما رسانه‌ای که بتواند بین واقعیت‌های موجود، تحلیل دقیق، اعتماد عمومی و اقدامات اجتماعی ارتباطی پایدار برقرار سازد، به یکی از شالوده‌های اصلی قدرت ملی تبدیل خواهد شد.

شاید بتوان گفت که بزرگ‌ترین آوردگاه دوران حاضر، ذهن و افکار انسان‌هاست.

در عرصه نظامی، قدرت بازدارندگی حرف اول را می‌زند؛ در دیپلماسی، توان مذاکره؛ در اقتصاد، ظرفیت تولید؛ در حوزه انرژی، بهره‌وری؛ و در میدان رسانه، قدرت روایت‌گری.

اما سرانجام همه این ابعاد قدرت به یک نقطه محوری منتهی می‌شوند: اعتماد و باور عمومی مردم.

چنانچه جامعه آگاه باشد، درک کند، به تحلیل بپردازد و احساس مسئولیت نماید که در تعیین سرنوشت کشور سهیم است، قدرت و اقتدار ملی به شکل چشمگیری فزونی خواهد یافت.

آینده‌نگاری: چه کسی روایت آینده را رقم خواهد زد؟

پرسشی بنیادین پیش روی ما قرار دارد:

اگر ما دست به روایت‌گری نزنیم، چه کسی این مسئولیت را بر عهده خواهد گرفت؟

اگر حقایق میدانی به شکلی به‌هنگام و دقیق بازگو نشوند، دیگران روایت دلخواه خود را جایگزین واقعیت خواهند ساخت.

اگر دستاوردهای ملی تبیین نشوند، مخالفان آن‌ها را انکار خواهند کرد.

اگر کاستی‌ها و ضعف‌ها با صداقت مورد بررسی قرار نگیرند، فرصت حیاتی برای اصلاح از دست خواهد رفت.

و اگر امید حقیقی را خلق نکنیم، میدان را به روایت‌های یأس‌آور و ناامیدکننده واگذار خواهیم کرد.

از این رو، رسالت امروز رسانه تنها در بیان «چه اتفاقی افتاده است» خلاصه نمی‌شود؛ مأموریت بزرگ‌تر آن است که به جامعه یاری رساند تا درک کند «چه رویدادی رخ داد؟»، «چرا رخ داد؟»، «از آن چه آموختیم؟» و «از هم‌اکنون به بعد چه مسیری را باید دنبال کنیم؟»

رسانه باید به طور همزمان سه وظیفه خطیر را به عهده بگیرد: پرهیز از تحریف واقعیت، روایت به‌موقع حقیقت و آماده‌سازی جامعه برای مواجهه با آینده.

شاید آینده نبردهای بزرگ، نه تنها با قدرت نظامی، اقتصادی و دیپلماسی، بلکه با روایت‌هایی که در عمق ذهن ملت‌ها حک می‌شوند، رقم بخورد.

دقیقاً در این بزنگاه است که یک خبرنگار می‌تواند از دایره «خبرنگاری» فراتر رود و به معماری برای حافظه، معنا و قدرت یک ملت تبدیل شود.

جنگ روایت‌ها همچنان در جریان است؛ اما سرنوشت آینده در دستان کسانی است که روایت‌های صحیح را به جریانی فراگیر در جامعه تبدیل می‌کنند.

گفت‌وگو با خوانندگان

دیدگاه شما