در این عرصه، زندگی فکری و عملی رهبر شهید انقلاب، یک نمونه بیمانند از تداوم فکری و سازندگی را به نمایش میگذارد.
از دوران طلبگی ایشان پیش از انقلاب تا آخرین روزهای حیات، تمامی ابعاد زندگی، سخنان و تألیفات رهبر شهید انقلاب، یک مسیر واحد را دنبال میکرد؛ مسیری بر پایه توحید و برآمده از یک ساختار مکتبی که هدف غایی آن، احیای اسلام اصیل در تاروپود زندگی فردی و اجتماعی انسانها بود.
با کاوش در این میراث مکتوب و فکری، از تدوین بنیانهای عمیق توحیدی و اجتماعی در آثار جوانی ایشان، مانند «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»، تا سندهای راهبردی وسیعتری چون «بیانیه گام دوم انقلاب»، با پدیدهای مواجه میشویم که هرگز کهنه نمیشود. مطالعه این آثار، گذر زمان را بیاثر میسازد؛ زیرا این اندیشهها از پویایی ذاتی و بصیرت تاریخی برخوردار بودند و متناسب با نیازهای متغیر دوران، راهکارهای دقیق و کاربردی ارائه میکردند. این آثار همچون نقشهراهی پویا برای رویارویی با چالشهای فکری نسلهای گوناگون، از جمله نسلهای جدید، عمل کردهاند.
به همین علت، حتی پس از شهادت و فقدان رهبر شهید، میتوان از این ذخایر فکری بهره برد؛ چرا که چارچوب فکری که از ایشان به یادگار مانده، بستر سیستماتیکی برای شناخت اسلام اجتماعی، نفی ستم و استمرار مکتب امام خمینی (ره) فراهم میآورد. درک صحیح این میراث، ما را از نگرشهای گزینشی به دین دور کرده و به چشمههای ناب معرفتی وصل میکند.
بر این اساس، برای بررسی ژرفای این اندیشهها و سازوکارهای تبیین آرمانهای رهبری، گفتوگویی با حضورمیلاد منصوری، کارشناس و کنشگر فرهنگی، احسان بصراوی، کارشناس سیاسی، و علی مدحخوان، فعال سیاسی و فرهنگی ترتیب دادیم که جزئیات بخش نخست این میزگرد را در ادامه میخوانید.
ایمنا: با وجود اینکه وصیتنامه مکتوبی از رهبر شهید انقلاب تاکنون منتشر نشده است، اما ایشان در طول سالیان رهبری خود، در بیانات، پیامها و آثار قلمیشان، توصیهها و دیدگاههای راهبردی متعددی درباره آینده انقلاب اسلامی و مسیر پیشروی کشور مطرح کردهاند. از نظر شما، اگر بخواهیم متنی را به عنوان نزدیکترین سند به وصیتنامه سیاسی و فکری رهبر شهید انقلاب به نسل جوان امروز معرفی کنیم، باید به کدام اثر یا سند رجوع کرد و این متن چه خصوصیاتی دارد که میتوان آن را جامعترین بیان از اندیشه، آرمانها و رهنمودهای ایشان برای آینده انقلاب اسلامی دانست؟

مدحخوان: امیدوارم در آیندهای نزدیک، نیاز به این گمانهزنیها نباشد و وصیتنامه اصلی ایشان به دست عموم برسد. در حال حاضر شایعاتی مبنی بر از بین رفتن وصیتنامه در جریان بمباران یا وقوع حوادث دیگر مطرح است، اما امید ما این است که جامعه هر چه سریعتر به وصیتنامه ایشان دسترسی پیدا کند و با انتشار آن، جایی برای این حرفوحدیثها باقی نماند.
با این حال، به عقیده من، آنچه امروز میتواند به عنوان یک متن جامع که دیدگاهها و نظرات ایشان را درباره آینده انقلاب در خود جای داده است معرفی شود، «بیانیه گام دوم انقلاب» است. این بیانیه به شکلی تنظیم شده که نقشه راه آینده انقلاب اسلامی را ترسیم میکند و از این رو میتوان آن را به نوعی نزدیکترین متن به وصیتنامه سیاسی ایشان قلمداد کرد.
«بیانیه گام دوم انقلاب» متنی جامع از دیدگاههای رهبر شهید درباره آینده انقلاب است.
حتی عنوان «گام دوم» نیز حاوی پیام مهمی است. وقتی این عنوان برای بیانیه انتخاب شد، به این معنا بود که چهل سال ابتدایی انقلاب اسلامی، گام اول بوده و اکنون انقلاب وارد دومین دوره چهلساله خود شده است. از آنجا که مدت زیادی از آغاز این مرحله نگذشته است، میتوان این بیانیه را حامل پیام و نقشه راه چهار دهه آتی انقلاب اسلامی دانست؛ متنی که به نوعی نقش وصیتنامه سیاسی ایشان را ایفا میکند و از جامعیت لازم نیز برخوردار است.
نکته حائز اهمیت دیگر این است که خود رهبر شهید انقلاب نیز پس از انتشار این بیانیه، تأکید فراوانی بر مطالعه آن داشتند. ایشان فرموده بودند که به طور معمول علاقهای به دعوت مردم یا به ویژه جوانان به مطالعه سخنرانیها یا سایر بیاناتشان ندارند، اما در مورد «بیانیه گام دوم انقلاب»، این دعوت را به صورت ویژه مطرح کردند و از جوانان خواستند برای مطالعه، تأمل و اندیشیدن در مفاهیم آن وقت بگذارند.
همین تأکید خاص، برای ما یک نشانه و سرنخ مهم است که این بیانیه را با دیدی فراتر از یک متن عادی بنگریم. در واقع، اصرار خود ایشان بر مطالعه این سند نشان میدهد که میتوان به «بیانیه گام دوم انقلاب» به عنوان مهمترین سند راهبردی و نزدیکترین اثر به وصیتنامه سیاسی رهبر شهید انقلاب نگریست؛ متنی که مسیر آینده انقلاب و مسئولیتهای نسل جوان را به روشنی تشریح کرده است.

«طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن»؛ منبعی بینظیر برای احیای اسلام اصیل
منصوری: زندگی رهبر شهید انقلاب از آغاز تا پایان، کاملاً بر مدار توحید میچرخید. وقتی زندگی ایشان را از دوره نوجوانی مرور میکنیم، چه از طریق تاریخ شفاهی بیان شده توسط خودشان و چه از روایات همراهان و هممسیرانشان، مشاهده میکنیم که گفتار، نوع نگاه و شیوه عمل ایشان همواره مبتنی بر توحید بوده است. اگر سیر حیات ایشان را از ابتدا تا لحظه شهادت بررسی کنیم، مجموعهای از اصول عملی بر تمام رفتارها و تصمیمات ایشان حاکم بوده و همان چارچوبها تا پایان عمر با ایشان همراه مانده است.
من هرچند خود را شاگرد کوچک مکتب ایشان هم نمیدانم، اما به اندازهای که با اندیشهها و جهانبینی رهبر شهید انقلاب آشنا هستم، معتقدم کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» یکی از اساسیترین منابع برای بازآفرینی و احیای اسلام ناب است. دلیل این ادعا را نیز بر اساس تجربه شخصی خود بیان میکنم. من سالهاست به عنوان یک معلم، با نوجوانان و جوانان، به خصوص نسل «زد» و «آلفا»، در ارتباط بودهام و در مدارس، دانشگاهها و فضای مجازی با دغدغهها و پرسشهای فکری آنان روبهرو شدهام.
حدود سه سال پیش در شهر قم، در جمعی متشکل از ۲۰۰ تا ۳۰۰ نفر از دختران محجبه و چادری که قرار بود در آینده معلم شوند، از کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» نام بردم. از حاضران پرسیدم آیا این کتاب را میشناسید؟ متأسفانه هیچیک از آن شناختی نداشتند و این موضوع برای من بسیار دردناک بود. به آنها گفتم اشکالی ندارد، امروز با هم این کتاب را مرور میکنیم تا ببینیم این اثر ارزشمند و این قرآن ناطق چیست. بحث را از موضوع توحید آغاز کردیم. رهبر شهید انقلاب در دوران جوانی و پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در ۲۸ جلسه این مباحث را مطرح کردند و شاید خودشان نیز تصور نمیکردند روزی این سخنرانیها در قالب یک کتاب منتشر شود، اما فردی دلسوز این جلسات را ضبط کرد و بعدها این مجموعه به دست جامعه رسید.
بعد از پایان جلسه، یکی از دختران جوان با چشمانی اشکآلود نزد من آمد. از او پرسیدم چرا گریه میکنی؟ پاسخ داد: «من بعد از آشنایی با این کتاب، تازه به اسلام علاقهمند شدهام.» برایم عجیب بود. علت را که پرسیدم، متوجه شدم که نگاه او نتیجه همان آموزشهای روتین و مرسومی است که در نظام آموزشی به او ارائه شده بود. او میگفت اسلامی که در مدرسه به ما معرفی شده بود، باعث شده بود از دین فاصله بگیرم؛ اما اسلامی که در این کتاب از آن سخن گفته شد، برای من کاملاً متفاوت بود. اسلامی که به انسان میگوید اگر درجا بزنی باید احساس درد کنی، اگر در اطرافت انسان دردمندی وجود داشته باشد و نسبت به او بیتفاوت باشی، باید احساس مسئولیت کنی.
من که در حوزه توسعه فردی، کسبوکار و علوم انسانی فعالیت میکنم و تحصیلاتم نیز در همین زمینه است، امروز مشاهده میکنم که غرب تازه در مباحث علوم انسانی به مفاهیمی دست یافته که رهبر شهید انقلاب دههها پیش در همین کتاب مطرح کردهاند. امروز در غرب از «توسعه فردی» و طراحی نقشه رشد شخصی صحبت میشود، در حالی که همین مفاهیم سالها پیش در اندیشههای ایشان وجود داشته است.
بازتاب این مباحث را در میان نوجوانان به وضوح دیدهام. هر زمان این کتاب را با زبانی امروزی و قالبی مناسب با نسل جوان معرفی میکنیم، مخاطب به شدت جذب آن میشود. به اعتقاد من، گاهی مشکل ما محتوا نیست؛ ما دارای محتوای بسیار غنی هستیم، اما آن را در قالبی متناسب با مخاطب امروز ارائه نمیکنیم. اگر همین محتوای ارزشمند با شیوهای جذاب عرضه شود، جوانان به آن علاقهمند خواهند شد.
اجازه دهید مثالی بزنم. فرض کنید فردی برای دریافت مجوز راهاندازی یک نانوایی یا سوپرمارکت، آموزشهای مربوط به احکام کسبوکار را میگذراند و حتی کتاب «مکاسب» را نیز مطالعه میکند، اما پس از ورود به بازار، مرتکب گرانفروشی، احتکار یا کمفروشی میشود. سؤال اینجاست که مگر او احکام را نخوانده است؟ پس چرا چنین رفتاری از او سر میزند؟

وقتی اسلام فقط پشت تالار عروسی یا دستگاه کارتخوان میماند
پاسخ این سؤال در همین نکته نهفته است؛ بخشی از جامعه ما با «اسلام گزینشی» پرورش یافته است. اسلامی که فقط تا پشت تالار عروسی، پشت محل کار یا پشت دستگاه کارتخوان ادامه دارد. ما پزشک، مهندس، معلم یا کاسب میشویم، اما هنگامی که نوبت به رعایت حقوق مردم میرسد، به فکر فرار مالیاتی یا تضییع حقوق دیگران میافتیم. این رفتارها نتیجه آن است که اسلام به متن زندگی ما وارد نشده است.
وقتی در بخشهای گوناگون کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» درباره توحید، ایمان، انفاق و سایر مفاهیم عمیق مطالعه میکنیم، تازه به درک واقعی اسلام ناب میرسیم. نخستین باری که این کتاب را به پایان رساندم، حدیثی به ذهنم آمد که میفرماید هنگام ظهور حضرت ولیعصر (عج)، مردم گمان میکنند ایشان دین جدیدی آوردهاند. آن روز احساس کردم آن دینی که در این روایت از آن سخن گفته شده، همان اسلام ناب و زندهای است که در این کتاب معرفی میشود.
هر جا درباره این کتاب صحبت کردهایم، به ویژه در جمعهای مذهبی، وقتی مباحثی مانند توحید، تقوا، ایمان و انفاق را با آنچه در مدارس، برخی رسانهها یا حتی بعضی منبرها مطرح میشود مقایسه کردهایم، بسیاری از مخاطبان با تعجب گفتهاند چرا تاکنون کسی این مطالب را برای ما بیان نکرده بود. به نظر من، یکی از مظلومیتهای رهبر شهید انقلاب همین است؛ اینکه حتی در میان نیروهای معتقد به انقلاب نیز اندیشههای ایشان آنگونه که باید معرفی نشده است.
ایمنا: اگر «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» را بنیان فکری رهبر شهید انقلاب و «بیانیه گام دوم» را چکیده آن بدانیم، چرا این آثار هنوز به یک گفتمان عمومی، به ویژه در میان نسل جوان، تبدیل نشدهاند و برای انتقال این اندیشهها چه باید کرد؟
منصوری: ما گاهی گله میکنیم که چرا دیگران این اندیشهها را نمیشناسند، اما باید از خودمان نیز بپرسیم چرا خودمان برای خواندن و آموختن این آثار اقدام نکردهایم.
من بر اساس برداشت خودم معتقدم «بیانیه گام دوم انقلاب» متنی بسیار ارزشمند است، اما در واقع عصاره و خلاصه همان بینش توحیدی است که در کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» تبیین شده است. وقتی «بیانیه گام دوم» را مطالعه میکنیم، میبینیم رهبر شهید انقلاب گذشته را تحلیل میکنند، وضعیت امروز را توضیح میدهند و تکالیف آینده را مشخص میکنند؛ همان بینش توحیدی و ستیز با طاغوت که در این کتاب وجود دارد، در «بیانیه گام دوم»، «منشور روحانیت» و مباحث مربوط به درسها و عبرتهای عاشورا نیز به وضوح دیده میشود.

دشمن با زبان رسانه حرف میزند؛ ما هم باید به روز سخن بگوییم
اگر روزی مسئولیتی در نظام آموزشی کشور داشتم، نخستین اقدامم این بود که این کتاب را با بهرهگیری از شیوههای نوین آموزشی، بازیهای رایانهای، انیمیشن، فیلم و ابزارهای جذاب در اختیار دانشآموزان قرار دهم. دشمن امروز با استفاده از انواع ابزارهای رسانهای و فرهنگی در حال جذب مخاطب است؛ بنابراین ما نیز باید اندیشههای اصیل اسلامی را با زبان روز به نسل جوان منتقل کنیم.
اگر نگاه ما به اسلام، همان نگاهی باشد که در این کتاب مطرح شده است، به طور طبیعی با اندیشههای حضرت امام خمینی (ره) نیز آشنا خواهیم شد. شاید فرصت مطالعه همه مجلدات صحیفه امام برای همه فراهم نباشد، اما وقتی این کتاب را میخوانیم، متوجه میشویم اندیشههای حضرت امام و رهبر شهید انقلاب از یک ریشه مشترک سرچشمه گرفته است.
گاهی نوجوانان از ما میپرسند چرا اینقدر از امام خمینی (ره) و رهبر شهید انقلاب سخن میگویید؟ پاسخ این است که این دو بزرگوار انسانهایی پرورش دادند که هدفشان احیای دین در جامعه بود و همین مسئله باعث شده دشمن نسبت به این جریان حساس باشد.
سرمایهگذاری دشمن بر برخی هیئتها و جریانهای مذهبی
امروز حتی شاهد هستیم که دشمن برای برخی جریانهای مذهبی و بعضی هیئتها هزینه میکند؛ اگر کسی سند و مدرک بخواهد، اسناد آن هم موجود است. چرا چنین کاری میکنند؟ چون میخواهند دین را از مسائل اصلی جامعه جدا سازند. گاهی در مراسم مذهبی همه نمادهای احساسی مشاهده میشود، اما هیچ اشارهای به شهدای مقاومت یا دردهای واقعی جامعه وجود ندارد. دلیلش این است که توحید به متن زندگی وارد نشده است.
در حالی که رهبر شهید انقلاب در این کتاب، اسلام اجتماعی را به ما میآموزند. ایشان به ما یاد میدهند که انفاق تنها به معنای صرف هزینه برای ظواهر نیست؛ بلکه اگر بتوان با همان امکانات، جوانی را از دام اعتیاد نجات داد، برای او شغل ایجاد کرد و رنجهای جامعه را کاهش داد، این همان انفاق واقعی است.
من احساس میکنم اگر کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» به محور اصلی آموزشهای فکری و فرهنگی کشور تبدیل شود، هم اسلام ناب احیا خواهد شد، هم نسل جوان سبک تازهای از زندگی فردی و اجتماعی را تجربه خواهد کرد و هم در عرصه سیاست و روابط بینالملل، دیگر کمتر شاهد افرادی خواهیم بود که در برابر دشمن دچار ترس، انفعال و مرعوبشدگی شوند.

بصراوی: به نظر من، چنین نشستهایی میتواند نقطه آغاز مجموعهای از فعالیتهای علمی و پژوهشی باشد که جای آنها در حوزه تبیین اندیشههای رهبر شهید انقلاب خالی است. بخش قابل توجهی از مطالبی که قصد داشتم بیان کنم، توسط اساتید محترم مطرح شد. آنچه میتوانم در تکمیل فرمایشات ایشان اضافه کنم، ابتدا این است که باید ببینیم اصلاً وصیتنامه چیست و با چه هدفی نگاشته میشود. وصیتنامه در حقیقت مجموعهای خلاصه، شفاف، قابل انتقال و قابل انتشار برای عموم مردم است که فرد در آستانه ترک دنیا، دستاوردها، میراث، خدمات و سرمایههای فکری و عملی خود را برای نسلهای بعدی به یادگار میگذارد و مسئولیتهای آنان را برای حفظ و پاسداری از آن میراث یادآور میشود.
به اعتقاد من، حتی اگر امروز هیچ وصیتنامه مکتوبی از رهبر شهید انقلاب در اختیار نداشته باشیم، مجموعه عظیمی از آثار، بیانات و رهنمودهای ایشان بر جای مانده است که برای همه اقشار جامعه، از دانشجو و استاد گرفته تا مدیر، فعال فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، مسیر را روشن کرده است.
برای شناخت جمهوری اسلامی، وصیتنامه امام را بخوانید
ایمنا: رهبر شهید انقلاب در سالهای متمادی بارها بر مراجعه به وصیتنامه سیاسی ـ الهی امام خمینی (ره) و مفهوم «مکتب امام» تأکید کردهاند. به نظر شما این تأکید چه نسبتی با تبیین منظومه فکری انقلاب اسلامی دارد و چرا شناخت مکتب امام را باید پیشنیاز ادامه مسیر انقلاب دانست؟
بصراوی: بله، وصیتنامه سیاسی-الهی حضرت امام خمینی (ره)، وصیتنامهای است که رهبر شهید انقلاب نیز در سالهای اخیر بارها به آن ارجاع میدادند. حتی به یاد دارم در یکی از بیاناتشان فرمودند اگر کسی بخواهد بداند جمهوری اسلامی ایران و اسلام مورد نظر امام چیست، باید به وصیتنامه امام خمینی (ره) مراجعه کند. همچنین ایشان در پیام نخستین سالگرد رحلت امام خمینی (ره)، مفهوم «مکتب امام» را تبیین کردند که بعدها نیز در قالب کتابی با عنوان «راهنمای راه امام» منتشر شد.
به نظر من، یکی از بزرگترین خدمات رهبر شهید انقلاب این بود که مکتب امام خمینی (ره) را زنده نگه داشتند و اجازه ندادند این مکتب به حاشیه رانده شود. وقتی بیانات ایشان را مرور میکنیم، فارغ از موضوعات روز و اقتضائات زمانی که به طور طبیعی نیازمند موضعگیریهای خاص بوده است، مشاهده میکنیم که بخش عمدهای از فرمایشات ایشان در واقع تبیین، تعمیق و استمرار اندیشههای حضرت امام (ره) است.
نکته مهم دیگر این است که وصیتنامه یک رهبر انقلاب، به ویژه اگر آن انقلاب، انقلاب اسلامی باشد، تنها مجموعهای از توصیههای اخلاقی یا مدیریتی نیست؛ بلکه وصیتی است که بدون اعتقاد به مبانی فکری، ارزشهای انقلاب و رفتارهایی که آن ارزشها را ایجاب میکنند، امکان تحقق ندارد. در یک وصیتنامه عادی، ممکن است فرد سفارش کند که از اموال یا یادگارهای او محافظت شود، اما وقتی میراث یک فرد، انقلاب اسلامی است، نخستین نیاز برای حفظ آن، نهادینه شدن درک صحیح از مبانی انقلاب در میان خواص و عموم مردم است.
رهبر شهید انقلاب در این زمینه کم نگذاشتند، اما آنچه اصالت دارد، اصالت تفکر است.




