طبق گزارش رویترز، در بندی از این تفاهم، قرار بود ایران به مدت شصت روز، عبور امن کشتیهای تجاری را از تنگه هرمز، بدون دریافت هیچ هزینهای، تسهیل کند. با این حال، دیپلماتهای ایرانی این شرط را نشانهای از به رسمیت شناخته شدن نقش مدیریتی خود بر این آبراه استراتژیک میدانند، تفسیری که بلافاصله از سوی ایالات متحده و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس رد شده است.
مناقشه دیپلماتیک بر سر تنگه حیاتی هرمز اوج گرفته است. رویترز گزارش میدهد که آمریکا و همپیمانانش در خلیج فارس، بند مذکور را صرفاً به معنای همکاری ایران در روانسازی عبور و مرور کشتیها تلقی میکنند، نه واگذاری حق مدیریت و کنترل بر این منطقه حساس. در نقطه مقابل، منابع نزدیک به ایران تأکید دارند که این عبارت میتواند زمینهساز پذیرش نقش فعال تهران در کنترل این آبراه سرنوشتساز باشد.
این برداشتهای متناقض، اکنون به قلب اختلافات دوجانبه تبدیل شده است. طبق همین گزارش، جمهوری اسلامی ایران، آغاز هرگونه مذاکره هستهای را منوط به پذیرش کامل حق مدیریت و کنترل خود بر تنگه هرمز از جانب آمریکا کرده است. این رویکرد جدید، گویای آن است که تهران تنگه هرمز را از یک مسیر عبور و مرور، به یک ابزار قدرتمند چانهزنی در عرصه سیاست بینالملل ارتقا داده است.
در حالی که پرونده هستهای ایران برای حدود ۲۵ سال، همواره کانون اصلی تنشها میان تهران و واشنگتن و عامل تحریمهای گسترده بینالمللی بوده است، رویترز فاش میکند که در تفاهم موقت اخیر، مسائل هستهای به گفتوگوهای آتی سپرده شده و اینک تنگه هرمز به محور اصلی معادلات تبدیل شده است.
اما چه چیزی باعث شده تا رویکرد ایران نسبت به هرمز تغییر کند؟ مقامات ایرانی تا سالها، انسداد تنگه هرمز را آخرین و پرهزینهترین گزینه میدانستند. این احتیاط، کاملاً قابل درک بود؛ چرا که چنین اقدامی نه تنها میتوانست کشورهای همسایه در حاشیه خلیج فارس و مصرفکنندگان جهانی انرژی را تحت تأثیر قرار دهد، بلکه اقتصاد داخلی ایران را نیز تحت فشار گذاشته و انزوای بینالمللی تهران را تشدید میکرد.
با این وجود، وقایع اخیر، محاسبات تهران را تغییر داده است. دو مقام ارشد ایرانی در گفتگو با رویترز اذعان کردهاند که در ردههای بالای تصمیمگیری، اتفاق نظر قابل توجهی بر سر حفظ این برگ برنده استراتژیک وجود دارد. یکی از این منابع به صراحت بیان داشته که هیچ کشور دوراندیشی، چنین اهرم فشار حیاتی را نادیده نمیگیرد. در همین راستا، ابراهیم عزیزی، نماینده مجلس و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، در پیامی به آمریکا در فضای مجازی نوشت: “نظم نوین ایران در تنگه هرمز را به رسمیت بشناسید؛ راه دیگری پیش رو نیست.”
به گفته رویترز، پیامدهای اقتصادی و سیاسی ناشی از بحران هرمز، سرانجام تهران و واشنگتن را به سمت یک توافق موقت سوق داد. اما اکنون، هر دو طرف خود را در موضع برتر میبینند و این خود میتواند شعله تنشها را دوباره برافروزد و آن را به مرحلهای تازه وارد کند.
پروفسور علی انصاری، استاد تاریخ مدرن از دانشگاه سنتاندروز، تحلیل میکند که هر دو سوی این معادله از دغدغههای اقتصادی فوری رنج میبرند، اما در عین حال، هر یک خود را فاتح این دور از مذاکرات میدانند و همین تصور، موجب تداوم فشارها برای کسب امتیازات بیشتر خواهد شد.
در نتیجه، تنگه هرمز از یک معبر حیاتی برای انتقال انرژی، به یکی از مهمترین کارتهای بازی تهران در مقابل واشنگتن تبدیل شده است؛ ابزاری که توانایی دارد مسیر آینده گفتوگوهای سیاسی و حتی تحولات بازار جهانی نفت را به کلی دگرگون سازد.
چنانچه تهران و واشنگتن نتوانند به درک مشترکی از نحوه مدیریت آتی این تنگه دست یابند، به احتمال زیاد تنگه هرمز همچنان به عنوان یکی از مهمترین کانونهای اختلاف و تنش میان این دو قدرت باقی خواهد ماند.



