رفتن به محتوای اصلی
شنبه، ۲ آبان ۱۴۰۵نسخه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلیسایت خبری 120 واحد، خبرهای به روز و معتبر
جستجو در آرشیو رسانه
تازه‌ترین
فوتبال

افشاگری‌های جنجالی پیشکسوت سرخابی: رضاییان نباید برمی‌گشت! چرا تارتار تصمیمات سخت گرفت؟

· 15 دقیقه مطالعه

او از پدیده‌ای گلایه دارد که هنوز هم بازیکنان به مربیان تحمیل می‌شوند و سپس به خاطرات تلخ دوران اوج خود اشاره می‌کند که چگونه با وجود قراردادهای سفید و تصمیمات مهم میان سرخابی‌ها، سرنوشت فوتبالی‌اش دستخوش تغییر شد.
این بازیکن اسبق هر دو تیم پایتخت‌نشین، در گفتگویی تحلیلی، ضمن بررسی وضعیت فعلی لیگ برتر، از حمایت‌های مشروط خود از سهراب بختیاری‌زاده و مهدی تارتار می‌گوید. وی همچنین به جدایی امید عالیشاه و حواشی رامین رضاییان پرداخته و به مسائل تراکتور و جواد نکونام اشاره می‌کند. در بخش پایانی مصاحبه نیز، داداش‌زاده پرده از خاطراتی برمی‌دارد که از دربی‌های دهه‌ی هفتاد تا اتاق رختکن تیم‌های بزرگ، با این میزان صراحت کمتر روایت شده است.
با آغاز فصل جدید لیگ برتر، شرایط فوتبال ایران پس از اتفاقات اخیر و لیگ ناتمام گذشته چگونه ارزیابی می‌شود؟ داداش‌زاده در پاسخ به این سوال می‌گوید: “همواره تلاش کرده‌ام واقعیت‌ها را بازگو کنم، حتی اگر به مذاق برخی دوستان خوش نیاید. من یک مربی‌ام و شاید همین صداقت و رک‌گویی باعث می‌شود که پیشنهادی برای مربیگری به من نرسد، یا اگر هم برسد، با شرط آوردن اسپانسر یا تحمیل ۱۰ بازیکن همراه باشد. بسیاری از همکارانم مجبور به پذیرش این شرایط در لیگ‌های یک و دو هستند، اما این وضعیت شأن و جایگاه پیشکسوتان و مربیان کاربلد را زیر سوال می‌برد و آن‌ها را خانه‌نشین می‌کند. امید است که رزق و روزی همگان حلال باشد.”
وی ادامه می‌دهد: “همانطور که قبلاً از فدراسیون، کمیته مسابقات و سازمان لیگ انتقاد می‌کردیم، امروز باید اذعان کنیم که با وجود تمام چالش‌ها و مشکلاتی که پس از حوادث اخیر رخ داده، لیگ با حضور تماشاگران آغاز شد. هواداران، سرمایه‌های اصلی هر رشته ورزشی، به‌ویژه فوتبال هستند و من هرچه دارم از حمایت بی‌دریغ آن‌هاست. شور و هیجان تماشاگران، همیشه انگیزه و دوندگی مرا دوچندان می‌کرد. با شروع لیگ، شاهد گل‌های زیادی در هفته اول بودیم که نشان‌دهنده افزایش قدرت تهاجمی تیم‌هاست، اما متأسفانه ضعف‌های دفاعی نیز مثل همیشه به چشم می‌خورد. اشتباهات فاحش مدافعان در برخی تیم‌ها، باعث رد و بدل شدن گل‌های فراوان شد.”
“به عنوان نمونه بارز می‌توان به بازی‌های اخیر استقلال اشاره کرد. درست است که پنجره نقل و انتقالاتی این تیم بسته بود، اما باید پذیرفت که استقلال فصل گذشته تعداد زیادی بازیکن جذب کرده بود، گویی پیش‌بینی می‌کرد که شاید روزی با چنین مشکلی روبرو شود. به هر حال، این تیم با وجود بسته بودن پنجره، بازیکنان خوبی در اختیار دارد که می‌توانند در پست‌های تخصصی خود به میدان بروند. اگرچه مس شهربابک، تیمی تازه‌وارد به لیگ برتر بود و تجربه کافی از فضای رقابت و هیجان تماشاگران نداشت و معیار مناسبی برای سنجش استقلال نبود، اما پیروزی ۴ بر صفر و کسب سه امتیاز بازی اول برای آبی‌پوشان فوق‌العاده بود. پیروزی‌های متوالی مقابل نساجی و سپاهان، استقلال را صدرنشین لیگ کرد و شور و شعفی بی‌نظیر را، به ویژه در میان هواداران این تیم، به ارمغان آورد که به گرمای لیگ کمک شایانی می‌کند. تراکتور نیز نتایج خوبی کسب کرده، اما سوال اینجاست که چرا نساجی با آن همه طرفدار و هزینه‌، نتایج مطلوبی نگرفته است؟ به عقیده من، نساجی تیمی است که حتی در خانه حریف هم باید حداقل یک امتیاز بگیرد، چرا که با قدرت و حمایت هوادارانش به لیگ برتر صعود کرده است. البته نمی‌خواهیم مربی این تیم را زیر سوال ببریم؛ هنوز در هفته‌های ابتدایی هستیم و قضاوت زود است، اما به نظر من این مربی برای تیمی با این پتانسیل، در قامت مناسبی نیست.”
“در مورد استقلال و انتخاب سهراب بختیاری‌زاده به عنوان سرمربی، باید دید هدف و سیاست باشگاه‌ها چیست. در میان گزینه‌های ایرانی، به نظر من سهراب مردانگی و معرفت خود را به استقلال ثابت کرد. او یک استقلالی دوآتشه است که با من هم‌بازی بوده و تعصب فوق‌العاده‌ای دارد. آن‌ها ریشه‌ای و خانوادگی استقلالی هستند و از این بابت، هواداران استقلال باید خوشحال باشند. بختیاری‌زاده بیش از حد برای استقلال دل می‌سوزاند و این بسیار مهم است. شاید یک مربی خارجی یا داخلی دیگر، فقط به دنبال خودنمایی و اثبات توانایی‌هایش باشد، اما من صد در صد گواه می‌دهم که سهراب برای استقلال، بیش از اندازه وقت و انرژی خواهد گذاشت، چرا که با این تیم زندگی کرده است. به نظر من او گزینه بدی نبود، اما باید به او فرصت داد. باید به این انتخاب اطمینان کرد و هواداران نیز باید صبوری به خرج دهند. متأسفانه در ایران، اینگونه جا افتاده که فداکاری یک مربی برای تیم، شاید از دید تماشاگران کم‌اهمیت باشد، اما باید پذیرفت که این شخص با جان و دل برای استقلال پا به میدان گذاشته است. بسیاری از مربیان به خارج رفتند یا به تیم‌های دیگر پیوستند، اما او ماند و به نظر من این حق اوست. با وجود بسته بودن پنجره نقل و انتقالاتی، استقلال بازیکنان خوبی دارد و سهراب باید شجاعت به خرج دهد و از جوانان جویای نام برای کمک به تیم استفاده کند.”
“در خصوص بحث تعیین قهرمان فصل نیمه‌کاره گذشته و پیگیری باشگاه استقلال برای اهدای جام، همانطور که قبلاً هم گفته‌ام، تصمیم آقای حدادی برای برگزاری بازی‌های سه‌جانبه برای باشگاه‌های آسیا اشتباه بود و چه خوب که ما نرفتیم؛ چون اگر می‌رفتیم، سالی پر از آبروریزی برای فوتبال ما می‌شد. خواست خدا بود که نرفتیم. به نظر من بهتر است که لیگ بدون قهرمان «فریز» شود. این که الان استقلال، تراکتور و سپاهان بازی سه‌جانبه برگزار کنند، لذت جام گرفتن را از بین می‌برد. احتمالاً اگر پرسپولیس در آن تورنمنت ادامه داشت، قهرمان می‌شد و من متأسفم برای پرسپولیس که اگر بازی‌های خانگی‌اش را با ده امتیاز بیشتر می‌گرفت، اکنون چنین بحث‌هایی وجود نداشت. مسائلی هست که واقعاً نباید از قدرت‌های پشت‌پرده استفاده شود. باید یک جایی به فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ احترام گذاشت و به آن‌ها قدرت مانور داد. اگر قرار باشد در هر کاری دخالت شود، آن فوتبال دیگر لذتی نخواهد داشت. در نهایت، فدراسیون باید تصمیم بگیرد؛ من نمی‌توانم بگویم الان جام را به استقلال بدهید، اما از نظر منطقی و فوتبالی، به نظرم فریز شدن لیگ بدون قهرمان بهتر است. اگر این قهرمانی به استقلال داده شود، یک عمر روی پیشانی این تیم نوشته می‌شود. شاید نسل جوان از آن لذت ببرند، اما در تاریخ همواره این صحبت خواهد شد که جام قهرمانی در لیگی ناتمام به تیمی اهدا شده است و اگر هم بازی‌ای برگزار شود، قطعاً اتفاقاتی خواهد افتاد.”
“شرایط پرسپولیس با انتخاب مهدی تارتار چگونه است؟ هر کسی دیدگاه و ایده‌ای دارد. برای پرسپولیس نیز در میان گزینه‌های مطرح، تارتار بهترین انتخاب بود. گویی چرخ روزگار چرخیده و هر کسی در پرسپولیس سکان‌دار شده، جایگاه ویژه‌ای یافته است. پرسپولیسی که در گذشته چه مربیانی روی نیمکت داشت. اگر به تاریخ نگاه کنید، بدون نام بردن از افراد، خواهید دید. اکنون مهدی تارتار آمده است؛ او سال‌ها در پرسپولیس بازی کرده و سال‌هاست که در لیگ برتر مربیگری می‌کند. نقطه قوت تیم‌های مهدی تارتار، رویکرد تدافعی در بازی‌شان است که دقیقاً مشکلی بود که پرسپولیس با آن دست و پنجه نرم می‌کرد. حتی تیم ملی ما نیز همین مشکل را دارد؛ ما به راحتی گل می‌خوریم و گل خوب می‌زنیم، اما مهم این است که بتوانیم گل‌های زده را حفظ کنیم. فاز حمله در پرسپولیس خوب است، اما در فاز دفاع واقعاً مشکلاتی داشتیم که امیدوارم برطرف شده باشد. نباید به بازی‌های دوستانه نگاه کنیم، زیرا این بازی‌ها فریب‌دهنده هستند، اما اینکه پرسپولیس مقابل شمس‌آذر گل نخورد و پیروز شد، اتفاق خوبی بود. به نظر من تارتار انتخاب خوبی است و در اینجا لازم می‌دانم از آقای حدادی، مدیرعامل باشگاه که شناختی از ایشان ندارم و تا کنون دیداری با او نداشته‌ام، یاد کنم.”
“حمایت از مربی، همیشه کار درستی است. زمانی که اوسمار آمد، از او حمایت شد، بازیکنان مورد علاقه‌اش جذب شدند و مدیرعامل پافشاری زیادی روی او کرد. به نظر من مدیر همین است. وقتی تارتار هم آمد، از او حمایت شد و خواسته‌هایش برآورده شد و بازیکنان مدنظرش را گرفت. در یک رسانه خواندم که خود تارتار اعتراف کرده که تمام بازیکنان مورد نظرش را خودش انتخاب کرده و تمام بازیکنانی که از این باشگاه رفتند را نیز خودش تصمیم گرفته است.”

“آیا تصمیم او (تارتار) در مورد جدایی برخی بازیکنان قدیمی مانند امید عالیشاه و مرتضی پورعلی‌گنجی درست بود؟ مربی اختیار تام دارد. از دید من به عنوان یک پیشکسوت یا هوادار، به نظرم می‌توانست نسبت به عالیشاه نگاه ویژه‌ای داشته باشد، زیرا پرسپولیس در میدان به یک بزرگتر نیاز دارد. باید دید اکنون بزرگتر تیم کیست؟ آیا آن بزرگتر می‌تواند در شرایط سخت به تیم کمک کند؟ اینطور که به نظر می‌رسد، فکر می‌کنم کنعانی باید باشد. امید است کاپیتان‌های هر دو تیم، بتوانند بزرگی خود را نشان دهند و بدانند که چه پیراهنی بر تن و چه بازوبندی بر دست دارند و چه اسطوره‌هایی در تاریخ پرسپولیس آن بازوبند را بر بازو بسته‌اند.”
“کاپیتانی تنها با شیر یا خط انداختن نیست؛ باید بزرگی خود را در مستطیل سبز ثابت کنند و امیدوارم موفق باشند. اگر من بودم، قطعاً عالیشاه را نگه می‌داشتم، زیرا او بازیکن بی‌حاشیه‌ای است که واقعاً خدمت صادقانه به پرسپولیس کرد و با جان و دل برای این تیم بازی کرد. به یاد دارم حدود ۸-۹ سال پیش، در سونا بودم که آقای یحیی گل‌محمدی، امید عالیشاه را نمی‌خواست و با من صحبت کرد. من هم گفتم تصمیم با خودت است؛ بهتر است خودت با یحیی صحبت کنی تا من بهزاد داداش‌زاده. آن زمان هم شرایط طوری بود که می‌خواست از پرسپولیس برود، اما ماند.”
“در مورد جوانگرایی، به یاد می‌آورم اواخر دهه هفتاد، علی پروین در پرسپولیس نیز چنین تصمیمی گرفت. اگر به خاطر داشته باشید، پرسپولیس چند نفر از بزرگان تیم مانند وحید قلیچ و رحیم یوسفی را کنار گذاشت. او بسیاری از بزرگان را که کسی فکرش را نمی‌کرد، ناگهان کنار گذاشت. آن زمان من، جمشید شاه‌محمدی، رضا عقابی، سعید تهرانی‌نژاد، محمد اژدری، حمید روزبهانی و… که مجموعاً پنج نفر بودیم، جایگزین شدیم. جوانگرایی زیادی صورت گرفت. بسیاری آمدند. بازی اول دربی بود که در دی‌ماه برگزار شد و آن زمان رسانه‌ها به گستردگی امروز نبودند. می‌گفتند در این بازی، استقلال ۶ گل به پرسپولیس می‌زند. استادیوم پر از تماشاگر بود و هیاهوی تماشاگران بی‌نظیر. ما در ۲۰ دقیقه اول در منطقه دفاعی خود بودیم. احمدرضا عابدزاده در آن سوی دروازه بود، شاهرخ و شاهین بیانی هم بودند. استقلال تیمی رویایی و بی‌نظیر داشت. نادر باقری خدابیامرز و محمود خوراکی در تیم ما بودند که نادر در دروازه قرار داشت. ما خیلی خوب بازی کردیم و دوندگی ما بیش از اندازه بود. حتی حدود دقیقه ۸۰، من توپ تک به تک را از میانه میدان برداشتم و به سمت دروازه رفتم. اگر بغل پا می‌زدم، حتماً گل می‌شد! اما عابدزاده آنقدر خوب دست‌هایش را باز کرد که از ابهتش ترسیدم و توپ را همینطور به او دادم. بعد علی پروین گفت تو به راحتی می‌توانستی گل بزنی، اما من گفتم علی آقا، واقعاً ابهت احمدرضا عابدزاده بی‌نظیر بود و نتوانستم. اما آن بازی باعث شد کم‌کم اعتماد به نفس پرسپولیس بالا برود. پس از آن، ما واقعاً سال خوبی را سپری کردیم و سپس کم‌کم رضا شاهرودی، حمید استیلی و محمد خاکپور آمدند و دوران قهرمانی پرسپولیس آغاز شد. بعد علی‌آقا رفت و آقای عابدینی آمد و استانکوی فقید سیستم ۳-۶-۱ را به ایران آورد که بعدها بسیاری خواستند آن را به نام خودشان تمام کنند که البته مهم نیست؛ اما تارتار آمد و به نظر من شهامت به خرج داد. باید به او کمک کنیم.”
“در مورد تارتار دو موضوع مطرح است؛ یکی اینکه او تاکنون در تیم‌های بزرگ کار نکرده و دیگری همان سبک تدافعی که اشاره کردید. آیا این دو موضوع در پرسپولیس برای او مشکل‌ساز نخواهد شد؟ قطعاً همین تفکری که شما دارید، خود او نیز دارد. ما در فوتبال اصطلاحی داریم که می‌گوییم ‘گل نخوری، گل می‌زنی’؛ این یک قانون در فوتبال است و شاید این هم برای او تجربه‌ای بوده است. آیا مربیانی که به پرسپولیس یا استقلال آمده‌اند، همگی تجربه کار در تیم‌های بزرگ را داشتند؟”
“فرهاد مجیدی مگر تجربه تیم‌های بزرگ را داشت؟ او آمد؛ تیمی پشت سرش بود و همه کمک کردند. واقعاً برای قهرمانی، تنها سرمربی موثر نیست. به نظر من باید هیئت مدیره و مدیرعامل پشت سرمربی باشند. مربی باید با بازیکن هماهنگ باشد. هواداران و پیشکسوتان باید همه با هم یکدل و همسو باشند؛ تا این اتحاد نباشد، نه پرسپولیس، نه منچستر، نه بایرن و نه رئال هم موفق نمی‌شوند. همه باید با هم هم‌فکر و هم‌عقیده باشند. من همیشه سعی می‌کنم برخی مسائل را برای خودم نگه دارم. اگر هم اشتباهی رخ داده باشد، مربوط به پول‌های زیاد و ریخت و پاش‌های بی‌حساب و کتابی است که در این دو تیم در یکی دو سال اخیر شده است. این باعث ایجاد اختلاف می‌شود و وقتی مبلغ قراردادها مشخص شود، حس چشم و هم‌چشمی ناخواسته به وجود می‌آید. شما می‌گویید ‘من دارم اینقدر زحمت می‌کشم و اینقدر می‌گیرم و فلانی آنقدر می‌گیرد.'”
“اگر از ابتدا شفاف‌سازی شود، من بهزاد داداش‌زاده اگر بخواهم سمتی بگیرم، می‌گویم من قبول کردم هزار تومان بگیرم و بیایم؛ حالا اگر یکی دیگر ده هزار تومان گرفت و من بگویم ‘من دارم اینقدر زحمت می‌کشم’ و از این حرف‌ها، این‌ها باعث ایجاد اختلاف است و وقتی پول زیاد یکجا باشد، این اختلافات به وجود می‌آید.”
“یکی از تصمیمات آقای تارتار این بود که با وجود امکان جذب رامین رضاییان، موافقت نکرد. آیا شما با این تصمیم موافق بودید یا اگر شما بودید، رضاییان را جذب می‌کردید؟ به نظر من کار درستی انجام داد، زیرا توقعات رامین بسیار بالاست. اگر او می‌آمد، قطعاً خواهان بازوبند کاپیتانی بود که سرآغاز اختلافات می‌شد و مبلغ قراردادش هم از سایر بازیکنان بسیار بیشتر بود. همچنین، رامین وقتی از تیم استقلال به پرسپولیس می‌آمد، تحت هجمه و فشار زیادی قرار می‌گرفت و قطعاً اگر اشتباهی می‌کرد، دودش تنها به چشم خودش نمی‌رفت، بلکه به چشم پرسپولیس و هوادارانش می‌رفت. رامین بازیکن قابلی است و نسبت به بسیاری از بازیکنان زندگی سالمی دارد. سیدجلال هم خیلی سالم زندگی کرده است. جلال و رامین واقعاً فراتر از بازیکنان دیگر هستند. یک فوتبالیست اول باید برای خودش ارزش قائل باشد؛ در تاریخ فوتبال، سیدجلال تا ۳۸ سالگی خوب بازی کرد و اکنون می‌تواند با خانواده‌اش به مهمانی برود و خوش باشد.”
“به نوعی رامین به مربیان نشان داد که به بازیکنان مسن‌تر هم می‌توان اطمینان کرد. همین من به خاطر ۳۱ سال سن از فوتبال کنار گذاشته شدم، در حالی که بعد از کنار گذاشته شدن، واقعاً می‌توانستم بازی کنم. حتی پیشکسوتان هم می‌گفتند ‘آقا همین الان هم می‌توانی بازی کنی’، اما متأسفانه این سلیقه مربی‌ها بود.
مسئله بزرگ‌تری که می‌خواهم بگویم و نمی‌خواهم به سهراب بختیاری‌زاده یا مهدی تارتار که مربیان استقلال و پرسپولیس هستند بر بخورد، این است که کلاً برخی مربیان با اسم‌های بزرگ‌تر از خودشان نمی‌توانند کار کنند. مثال مجتبی حسینی را می‌زنم که مربی با دانشی است و در تیم‌های کوچک‌تر موفق بوده، اما در تیم‌های پرطرفدار یا با بازیکنانی که اسمشان بزرگ‌تر از اوست، نمی‌تواند موفق باشد. الان در تیم نساجی، سه چهار بازیکن اسماً از خود سرمربی برتر هستند. الان جواد نکونام در تراکتور، خودش اگر تعادل را حفظ کنی، از بازیکنانش بزرگ‌تر است، اما سرمربی قبلی‌شان نامش کوچک‌تر بود و بازیکن‌ها بزرگ‌تر بودند و این کار را برای هر تیمی سخت می‌کند. این یک واقعیت است و حداقل در فوتبال ایران اینگونه است. نگاه حرفه‌ای ما فقط پولی است.”

“در مورد جواد نکونام گفتید؛ خیلی عجیب نبود که پنج روز مانده به شروع لیگ این تصمیم گرفته شد و نکونام به تراکتور رفت؟ به نظر من انتخاب درستی بود ولی شاید روشش اشتباه بود. عرض کردم محمد ربیعی در تیم‌های دیگر خوب…”

گفت‌وگو با خوانندگان

دیدگاه شما