برخی گمان میکنند که تحمل این وضعیت برزخی در مقایسه با تبعات یک جنگ فراگیر، کمهزینهتر است. اما حقیقت این است که تداوم نااطمینانیهای سیاسی و نظامی، شریانهای اقتصادی کشور را با چالشهای بزرگی روبهرو میکند. نوسانات شدید ارزی، دشوار شدن تصمیمگیریهای کلان مالی، سقوط نرخ سرمایهگذاری و افزایش فشارهای تحریمی بینالمللی تنها بخشی از آثار زیانبار این شرایط به شمار میروند. ثبات سیاسی همواره پیشنیاز رشد تولید است و در فضای مبهم کنونی، نهتنها جذب سرمایه خارجی ناممکن میشود، بلکه سرمایهگذاران داخلی نیز تمایلی به حضور در بخشهای مولد نخواهند داشت.
در بعد امنیتی، حفظ قدرت بازدارندگی کشور نیازمند توازنی هوشمندانه میان اقتدار دفاعی و تدبیر دیپلماتیک است. کوچکترین اشتباه محاسباتی در این فضای ملتهب میتواند هزینههای جبرانناپذیری برای تمام بازیگران منطقه داشته باشد. از این رو، مدیریت بحران و تلاش برای کاهش سطح تنشها، یکی از اولویتهای حیاتی کشور به شمار میرود. در همین رابطه، جاوید قرباناوغلی، دیپلمات باسابقه و سفیر پیشین ایران در آفریقای جنوبی، در تحلیلی به واکاوی سناریوهای پیشرو پرداخته است که در ادامه جزئیات آن ارائه میشود.
تنگه هرمز؛ میدان اصلی رقابت قدرت میان ایران و آمریکا
قرباناوغلی در پاسخ به این پرسش که آیا روابط تهران و واشنگتن به مرحله «نه جنگ، نه صلح» رسیده است، توضیح داد: «ما در موقعیت بسیار حساسی قرار داریم که نمیتوان آن را به سادگی توصیف کرد. به نظر میرسد طرفین مایل به آغاز یک جنگ گسترده نیستند، اما در عین حال حاضر به امتیاز دادن هم نیستند. در واقع، تنشهای اخیر نوعی هماوردی در وقت اضافه است که هر طرف تلاش میکند موقعیت خود را تثبیت کند. مرکز ثقل این تنشها اکنون به تنگه هرمز منتقل شده است؛ به طوری که موضوعات دیگر موقتاً به حاشیه رفتهاند.»
او با اشاره به توافقهای قبلی افزود: «بزرگترین دستاورد دیپلماتیک در دوره اخیر، تفاهمنامهای بود که میان مسعود پزشکیان و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا منعقد شد. این سند نشاندهنده برتری دیپلماتیک ایران بود و بسیاری از ناظران بینالمللی به دستاوردهای مثبت آن برای تهران اذعان داشتند. اکنون بزرگترین نگرانی، به خطر افتادن مفاد این توافق ارزشمند است. سیاستگذاران ما باید تمام تلاش خود را برای احیای این تفاهمنامه به کار گیرند.»
ضرورت مدیریت مشترک تنگه هرمز با عمان
این کارشناس روابط بینالملل درباره وضعیت تنگه هرمز تاکید کرد: «نباید این آبراه حیاتی را به موضوعی چالشبرانگیز تبدیل کنیم که منجر به اجماع بینالمللی علیه کشور شود. حتی شرکای استراتژیک ما مانند چین نیز با انسداد یا تفسیرهای خاص از تردد در این مسیر موافق نیستند. تنگه هرمز یک آبراه بینالمللی است و بهترین راهکار، تدوین یک سازوکار مدیریت مشترک با کشور عمان است که هم راستا با قوانین بینالمللی دریاها باشد و هم منافع و حاکمیت ملی ما را تامین کند.»

تبعات ویرانگر تاثیرگذاری اقلیت تندرو بر تصمیمات ملی
قرباناوغلی در ادامه به موضوع ضرورت اجماع داخلی اشاره کرد و گفت: «اینکه گروهی اندک بخواهند بر تصمیمات کلان و سرنوشتساز کشور اثر بگذارند، آسیبهای جبرانناپذیری به همراه دارد. استمرار وضعیت فعلی و احتمال بازگشت محدودیتهای دریایی، درآمدهای ارزی کشور را به شدت کاهش داده و معیشت مردم را در شرایط تورمی کنونی با بحران مواجه میسازد. از این رو، خروج قطعی از وضعیت شبهجنگی باید اولویت اصلی حاکمیت باشد.»
او در پایان خاطرنشان کرد: «سرمایه به شدت از ناامنی و بیثباتی فراری است. بازار ارز، تجارت خارجی و تولید ملی مستقیماً از پیشبینیپذیر بودن آینده تاثیر میگیرند. خوشبختانه بخش عمده نهادهای تصمیمگیر کشور به ضرورت پایان تنشها و بازگشت به میز تفاهم واقف هستند. با این حال، با توجه به رفتارهای پیشبینینشده دونالد ترامپ و فشارهای لابیهای صهیونیستی در آمریکا، هرگونه اقدام نسنجیده میتواند پیامدهای وخیمی به دنبال داشته باشد.»




