به گزارش سایت ۱۲۰ واحد، در پی موضعگیریهای تازه مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، پیرامون تمدنهای ایران و یونان، دکتر حسین سلیمی، تحلیلگر ارشد روابط بینالملل و رئیس اسبق دانشگاه علامه طباطبایی، این دیدگاهها را غیرعلمی و فاقد پشتوانه تاریخی دانست و خواستار بازنگری واقعبینانه به رخدادهای باستان شد. وی اشاره کرد که حتی ارجاع به نوشتههای هرودوت نیز پرده از نادرستی ادعاهای طراحان اینگونه نطقهای سیاسی برمیدارد.
این استاد دانشگاه تاکید کرد که تاریخ را نمیتوان با عینک تعصب و رویکرد گزینشی مورد داوری قرار داد. پیوندهای باستانی ایران و یونان محدود به میدان نبرد نبوده، بلکه دادوستد فکری، روشهای کشورداری و ارتباطات فرهنگی پرشماری میان آنها جاری بوده است؛ بنابراین نادیده گرفتن این تعاملات گسترده، تصویری مخدوش از هویت تاریخی ارائه میدهد.
مدیریت سرزمینی هخامنشیان؛ رویکردی فراتر از جنگاوری
وی با اشاره به ساختار اداری و اجتماعی هخامنشیان یادآور شد که اداره قلمرویی پهناور با تنوع بیشمار قومی و مذهبی، نیازمند هوشمندی و تساهل در حکمرانی بود. در این میان، استوانه مشهور کوروش بزرگ پس از ورود به بابل در ۵۳۹ پیش از میلاد، نقطه عطفی در دیپلماسی باستان به شمار میرود و امروزه نماد حقوق انسانها شناخته میشود.
علاوه بر این، الواح اداری تخت جمشید جایگاه اقتصادی و حقوق اجتماعی کارگران و بهویژه زنان را به اثبات میرسانند و نشان میدهند که قضاوت درباره موقعیت زن در ایران باستان باید متکی بر دادههای باستانشناختی باشد، نه فرضیات بیپایه امروز.
سلیمی همچنین به رویکرد مداراگرایانه کوروش در بازگرداندن تبعیدیان به سرزمینهای مادری اشاره کرد و گفت هرچند تجدید حیات فرهنگی این جوامع مدیون این سیاست بود، اما نباید هویت و سرگذشت مستقل آن ملتها را نادیده گرفت.
بررسی انتقادی ساختار اجتماعی در یونان کهن
این پژوهشگر با بازخوانی آرای ارسطو و افلاطون یادآور شد که در یونان باستان، حقوق شهروندی کاملاً انحصاری بود و گروههایی چون بردگان و بیگانگان از کمترین حقوق انسانی محروم بودند. از این رو، میراث فکری یونان با وجود برجستگیهای فلسفی، محدودیتهای اجتماعی عمیقی نیز داشت و نباید دستمایه مشروعیتبخشی به سیاستهای کنونی قرار گیرد.
فرضیه اثرگذاری اندیشه سیاسی پارسی بر متفکران آتنی
وی پیرامون طرح اندیشه آرمانشهر افلاطون اظهار کرد که گروهی از شارحان بر این باورند که وی ممکن است از ساختار حکومتداری ایرانیان الهام گرفته باشد؛ دیدگاهی که لئو اشتراوس نیز با استناد به متون کلاسیک یونانی و آثار گزنفون به بازنمایی چهره کوروش در آنها پرداخته است.
نقش دانشمندان جهان اسلام در بقای فلسفه یونان
سلیمی پیوند بنیادین دیگر را تلاش حکما و فیلسوفانی چون فارابی و بوعلی سینا در نجات، تفسیر و توسعه متون کهن برشمرد و تصریح کرد که اروپای قرون وسطی بیشتر میراث فلسفی پیشین خود را از رهگذر ترجمه آثار این اندیشمندان مسلمان و ایرانی بازیابی کرد.
همزیستی تاریخی به جای ادبیات تخاصم
این استاد دانشگاه با رد فرضیه غربمحوری که ریشه همهچیز را منحصراً در یونان جستوجو میکند، خاطرنشان کرد که تمدنها همواره بر بستر اثرپذیری متقابل شکوفا شدهاند. متأسفانه آموزههای بزرگ تاریخی ایران در همزیستی و پذیرش تکثر، همچنان توسط سران واشنگتن نادیده گرفته میشود و آنان بقای خود را در منازعه و تقابل جستوجو میکنند.
سلیمی در پایان یادآور شد که استفاده ابزاری سیاستمداران از روایات مخدوش گذشته برای توجیه سیاستهای جنگطلبانه، خیانت به حافظه تاریخی بشر است و تاریخ بیش از هر چیز، بستری برای درک مشترک و همگرایی انسانی به شمار میرود.




