با وجود گمانهزنیها و پیامهای غیرعلنی که برای هفتهها ادامه داشت، اکنون گزارشها از آغاز قریبالوقوع گفتوگوهای مستقیم و کمسابقهای میان مقامات ارشد دو کشور در این شهر خبر میدهند. این نشستها که در فضایی پیچیده از تهدید و امید شکل گرفتهاند، با میانجیگری ترکیه برنامهریزی شده است. اگرچه روزنامه العربی الجدید به نقل از منابع ایرانی گزارش داده که تصمیم نهایی درباره زمان و مکان دقیق مذاکرات هنوز در دست بررسی است و قطعی نشده است، اما حضور چهرههای کلیدی حاکی از اهمیت این رویداد است.
از طرف ایران، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، و از سوی آمریکا، استیو ویتکاف، نماینده ویژه دونالد ترامپ، محور اصلی این مذاکرات هستند. افزون بر این، گفته میشود جرد کوشنر، داماد رئیس جمهور آمریکا، نیز به دلیل اطلاع از برنامهریزیها در این دیدار حضور خواهد داشت که به وزن سیاسی این گفتوگوها میافزاید.
کاخ سفید تاکنون موضع رسمی خود را اعلام نکرده است، اما تایید همزمان مقامات ایرانی و اظهارات اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، مبنی بر آغاز گفتوگوها، مهر تاییدی بر این مسیر دیپلماتیک محسوب میشود.
فرمان گفتوگو از تهران
نقطه آغازین این تحولات، پیام صریح مسعود پزشکیان، رئیس دولت چهاردهم، بود. او اعلام کرد که در پاسخ به پیشنهاد آمریکا و درخواست کشورهای دوست منطقه، به وزیر امور خارجه دستور داده تا زمینه مذاکرات را فراهم کند. پزشکیان تاکید کرد که هرگونه گفتوگو باید «عادلانه، منصفانه، عاری از تهدید و به دور از توقعات بیمنطق» باشد.
در ادامه، محمدجعفر قائمپناه، معاون اجرایی پزشکیان، نیز موضع دولت را شفافتر کرد و گفت: «هیچ جنگی خوب نیست و هر صلحی به منزله تسلیم نیست.» این جمله به نظر میرسد تلاشی برای روشن کردن خطوط قرمز دولت در مسیر دیپلماسی است تا ورود به مذاکره به معنای عقبنشینی از اصول تلقی نشود.
با این حال، آنچه در پشت پرده این مذاکرات میگذرد و مواضعی که در اتاقهای بسته مطرح خواهد شد، هنوز در هالهای از ابهام است و مشخص نیست تا چه حد با اظهارات علنی طرفین همخوانی دارد. پیش از این، کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، ادعا کرده بود که آنچه به صورت پنهانی مطرح میشود با مواضع آشکار منطبق نیست.
روایت آمریکایی: امید همراه با هشدار
در جبهه مقابل، دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، همزمان با انتشار اخبار مذاکرات، اعلام کرد که نمایندگانش در حال گفتوگو با ایران هستند و ابراز امیدواری کرد که این ارتباط به نتیجهای مطلوب منجر شود. اما او با لحنی تهدیدآمیز افزود که در غیر این صورت «ممکن است اتفاق بدی بیفتد.»
این دوگانه امید و تهدید، بار دیگر نشان میدهد که سیاست واشنگتن همچنان بر ترکیبی از فشار حداکثری و دیپلماسی استوار است و ترامپ تمام گزینهها را روی میز نگه داشته است.
گزارشها حاکی از آن است که ویتکاف پیش از سفر به استانبول، دیداری با مقامات امنیتی اسرائیل در تلآویو خواهد داشت. این دیدار میتواند نشانهای از تلاش آمریکا برای هماهنگی با متحدان خود همزمان با پیشبرد مسیر دیپلماسی باشد.
پرونده هستهای در گام نخست؟
اطلاعات موجود نشان میدهد که مذاکرات استانبول عمدتاً بر پرونده هستهای متمرکز خواهد بود. دستکم این موضع رسمی جمهوری اسلامی است و پیشتر نیز گفته شده بود که کشورهای میانجی در منطقه تلاش کردهاند تا پروندهها را از یکدیگر جدا کنند و نقطه شروع گفتوگوها پرونده هستهای باشد.
آمریکا به دنبال توقف غنیسازی اورانیوم در ایران و خروج حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی است. در مقابل، وزیر امور خارجه ایران بارها تاکید کرده که توقف غنیسازی امکانپذیر نیست و مذاکره صرفاً بر سر بازرسیها و محدودیتهای برنامه هستهای میتواند صورت گیرد.
در میان اخبار ضدونقیض، روزنامه نیویورکتایمز مدعی شده که جمهوری اسلامی ایران آمادگی خود را برای تعلیق برنامه هستهای و خروج ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم از کشور اعلام کرده است.
به ادعای این روزنامه، «دو مقام ایرانی گفتهاند که ایران آماده است برای آرام کردن اوضاع، برنامه هستهای خود را تعطیل یا تعلیق کند؛ امتیازی بزرگ که البته تهران ترجیح میدهد در قالب طرح پیشنهادی آمریکا در سال گذشته، یعنی تشکیل یک کنسرسیوم منطقهای برای تولید انرژی هستهای، دنبال شود.»
اگر این ادعا صحت داشته باشد، به معنای پذیرش پیششرطهای آمریکا برای مذاکره خواهد بود و مذاکرات استانبول صرفاً بر سر چگونگی اجرای این شروط متمرکز میشود. در غیر این صورت، گره اصلی همچنان پابرجا خواهد ماند و مشخص نیست که کشاکش میان درخواست توقف غنیسازی و تاکید بر حق غنیسازی، به توافقی منجر خواهد شد یا خیر. این در حالی است که ترامپ اعلام کرده برای دستیابی به توافق، مهلتی تعیین کرده است.
چالشهای گامهای بعدی
اگرچه مسیر ترسیم شده برای مذاکرات با تفکیک پروندههای مختلف آغاز میشود، اما تجربه نشان داده که جداسازی کامل پرونده هستهای از سایر موضوعات، از جمله مسائل منطقهای و امنیتی، دشوار است.
عراقچی بارها تاکید کرده که توانمندیهای دفاعی و موشکی ایران خارج از دایره مذاکرات است و هرگونه گفتوگو باید در چارچوب منافع ملی و اصل عزت صورت گیرد. در مقابل، آمریکا به توافقی جامعتر تمایل دارد که شامل برنامه موشکی و سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی نیز باشد. این بدان معناست که حتی در صورت برداشتن گام نخست و مصالحه در پرونده هستهای، گامهای بعدی میتوانند با چالشهای به مراتب بیشتری همراه شوند.
چرا استانبول؟
انتخاب استانبول به عنوان محل مذاکره، با نقش فعال ترکیه در هفتههای اخیر مرتبط است. نمایندگان حزب حاکم ترکیه تایید کردهاند که دو طرف برای استفاده از ابزارهای دیپلماتیک به توافق رسیدهاند. ترکیه، که با هر دو کشور ایران و آمریکا روابط فعالی دارد، میکوشد جایگاه خود را به عنوان میانجی معتبر منطقهای تثبیت کند؛ نقشی که قطر و مصر نیز در آن سهیم بودهاند. با این حال، روزنامه العربی الجدید به نقل از منابع ایرانی گزارش داده که تصمیم نهایی درباره زمان و مکان مذاکرات هنوز در دست بررسی است و هیچ نکتهای قطعی نیست.
با این حال، اظهارات انور قرقاش، مشاور ارشد رئیس دولت امارات، مبنی بر اینکه «خاورمیانه تاب یک نزاع دیگر را ندارد»، نشاندهنده اجماع نسبی منطقهای بر ضرورت مهار تنشهاست. قرقاش صراحتاً ابراز امیدواری کرده که مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا به تفاهمی منجر شود که از تکرار بحرانهای گذشته جلوگیری کند.
در میانه توافق و جنگ
مذاکرات احتمالی در شرایطی آغاز میشود که فضای منطقهای به شدت شکننده است. تداوم انتقال گسترده تجهیزات نظامی آمریکا به منطقه، فشار لابیهای مخالف توافق در واشنگتن و تلآویو، و همزمان، نگرانیهای اقتصادی و امنیتی کشورهای منطقه، همگی بر این گفتوگوها سایه افکندهاند.
با این حال، تایید رسمی مذاکرات از سوی دو طرف نشان میدهد که دستکم در این مقطع، ارادهای برای آزمودن مسیر دیپلماسی وجود دارد. اما اینکه این اراده به توافقی پایدار منجر شود یا بار دیگر در پیچوخم بیاعتمادی متوقف بماند، به میزان انعطاف طرفین و توان آنها در مدیریت فشارهای داخلی و خارجی بستگی دارد.




