حتی چهرههای شناختهشده اقتصادی همچون مسعود نیلی، از این سیاست انتقاد کرده و هشدار دادهاند که یکسانسازی نرخ ارز تنها زمانی منطقی است که کشور در روابط عادی با جامعه جهانی قرار داشته باشد.
این تصمیم در حالی اتخاذ شد که پیش از آن، روند تورم در کشور به سرعت رو به افزایش بود. طبق گزارشهای مرکز آمار، نرخ تورم نقطهای که در فروردین ماه سال جاری حدود ۳۸ درصد بود، تا آذرماه به بیش از ۵۲ درصد و در دیماه نیز از ۶۰ درصد فراتر رفت. در همین حال، تورم بخش خوراکیها تا پایان آذرماه، یعنی پیش از آغاز اجرای طرح حذف ارز ترجیحی، بیش از ۷۲ درصد گزارش شده بود. با توجه به این ارقام، اجرای چنین سیاستی در این مقطع زمانی، پیامدهای به مراتب شدیدتری را به دنبال خواهد داشت.
در همین زمینه، احسان فرزانه، تحلیلگر برجسته اقتصاد سیاسی، در گفتگویی تفصیلی به تشریح ابعاد پنهان این تصمیمات پرداخته است که مشروح آن در ادامه میآید.
با گذشت هفتهها از وقایع دیماه، اکنون اصلیترین سوال این است که چرا دولت در بحبوحه جنگ و اعتراضات، دست به چنین شوک اقتصادی بزرگی زد که اثرات آن تا مدتها ادامه خواهد داشت؟
فرزانه در پاسخ به این سوال با صراحت میگوید: «به عقیده من، این دیگر صرفاً مسئله اقتصاد سیاسی نیست؛ بلکه نشاندهنده یک جریان مخرب و ویرانگر در نظام تصمیمگیری اقتصادی ماست که فارغ از هر هدفی، نتیجهای جز تخریب ساختارها و تسلیمشدن در پی نخواهد داشت. این در حالی است که نظام تصمیمگیرنده درگیر کمپینی برای مقاومت در برابر سلطهگری ایالات متحده است، اما تمامی تصمیمات اقتصادی اتخاذ شده، دقیقاً در مسیری مخالف، یعنی به سمت شکست و از پا درآمدن گام برمیدارد.»
آیا نقش تصمیمات اقتصادی را در بحرانهای کنونی تا این حد پررنگ میدانید؟
فرزانه در ادامه توضیح میدهد: «فراموش نکنید که اگر این «شوکدرمانی» اجرا نمیشد، کشور به این شکل در آستانه جنگ قرار نمیگرفت. کافی است ادبیات دونالد ترامپ، رئیس جمهور فعلی آمریکا، را در اول دیماه با ادبیات تحقیرآمیز و امپریالیستی او در روزهای اخیر مقایسه کنید. پیش از اجرای این شوک اقتصادی و اعتراضات دیماه، آمریکا به این صراحت خواستار کاهش برد موشکها و قطع حمایت از نیروهای مقاومت نبود؛ اما زمانی که کشور از درون دچار چندقطبیشدگی شد، انتظارات و خواستههای امپریالیسم نیز تغییر کرد.»
به باور شما، بدون این شوک اقتصادی اخیر، امروز کشور در وضعیت جنگی قرار نمیگرفت؟
او با تاکید بر این موضوع میافزاید: «شخصاً هیچ تردیدی ندارم که بدون اجرای این شوکدرمانی، این حجم از تسلیحات نظامی در اطراف ما مستقر نمیشد. البته ماجرا تنها به همین شوک اخیر محدود نمیشود؛ سالهاست که ریلگذاری اقتصادی ما در مسیر اشتباهی قرار گرفته است و به طور مشخص از سال ۱۳۹۷ و همزمان با اعمال فشار حداکثری، تصمیماتی اتخاذ شد که ما را به وضعیت کنونی رساند. اگرچه در این مورد اخیر، سطح خشونت عریانتر از همیشه بود و نشان داد که مدافعان شوکدرمانی، حتی با وجود خونریزیهای گسترده، هیچ نگرانی به خود راه نمیدهند و به کار خود ادامه میدهند. به هر حال، تعدیل ساختاری یک فرآیند پیچیده است که با شوکهای پیدرپی همراه میشود.»
پس چگونه میان وضعیت جنگی کنونی و سیاستگذاریهای اقتصادی ارتباط برقرار میکنید؟
فرزانه در پاسخ میگوید: «فشار خارجی و حداکثری ایالات متحده، اگر با یک فشار بزرگ از درون کشور همراه نمیشد، هرگز تا این اندازه در تضعیف ایران موفق نمیگشت؛ به همین دلیل، معتقدم این دو را باید به عنوان یک پروژه واحد و در کنار هم مورد بررسی و شناخت قرار داد.»
آیا نمونهای از کشورهایی دارید که تحت فشار حداکثری، توانستهاند موفقتر عمل کنند؟
او به وضعیت روسیه اشاره میکند: «همین کشور روسیه، در حال حاضر تحت شدیدترین تحریمها قرار دارد که گاه ابعاد و شدت آن از تحریمهای ما نیز فراتر است. اما این کشور همزمان با ایستادگی در برابر ناتو، یعنی ایالات متحده و اروپا، از خواستههای خود در اوکراین عقبنشینی نکرد و در عمل توانست توطئههای دشمنان خود را خنثی سازد. هرچند ایران در حوزه نظامی قدرت روسیه را ندارد، اما در حوزه اقتصاد سیاسی نیز ما مسیری را در پیش گرفتهایم که به جای مقاومت، به سمت تسلیم شدن سوق پیدا میکند.»

آیا روسیه را الگوی مناسبی برای کشورها میدانید؟
فرزانه توضیح میدهد: «روسیه نیز یک نظام سرمایهداری است که گاه آن را «دزدسالار» مینامند. اما حتی در آن نظام غیردموکراتیک و نامترقی، منطقی برای بقا شکل میگیرد که به نفع مردم و در برابر خواست تراستها و الیگارشها عمل کند. متاسفانه امروز الگوی کشور ما نه کشورهای پیشرفته و موفق است و نه حتی روسیه؛ بلکه متاسفانه به سوریه بشار اسد تبدیل شدهایم که در میانه جنگ نیز دست از اقدامات راستگرایانه خود برنداشت.»
در تاریخ جهان، آیا کشوری وجود داشته که در میانه جنگ دست به ایجاد شوک اقتصادی بزند؟
او با قاطعیت پاسخ میدهد: «در هیچ کشوری مشابه این اقدامات که در ایران صورت میگیرد، مشاهده نشده است. همانطور که مثال زدم، روسیه یک نظام سرمایهداری با ایرادات بنیادی است، اما در زمان جنگ مسیر متفاوتی را در پیش گرفت. بریتانیای زمان چرچیل در جنگ جهانی دوم نیز، با اینکه کاملاً سرمایهداری بود، الگوی دیگری را برای اداره اقتصاد برگزید که به موفقیت در برابر آلمان نازی انجامید.»
ویژگیهای یک الگوی موفق برای اداره اقتصاد در زمان جنگ چیست؟
فرزانه مهمترین ویژگی این الگو را «مداخله دولت در اقتصاد به نفع رفاه اکثریت و توده مردم» عنوان میکند. او میافزاید: «به همین دلیل، دولتها در زمان جنگ اقتصاد را به گونهای مدیریت میکنند که توزیع منابع، به تقویت بخش مولد منجر شود. اما در ایران، اقدامات عمدتاً به نابودی تولید و نیروهای مولد انجامیده است؛ چرا که شوکهای اقتصادی هزینهها را به حدی افزایش میدهد که تولید شانس بقایش را از دست میدهد. بدین ترتیب، پس از هر شوکدرمانی، شاهد خروج گسترده سرمایهها از کشور هستیم.»
آیا این یک پروژه صرفاً اقتصادی است یا ابعاد سیاسی نیز دارد؟
به عقیده او: «این یک پروژه سیاسی-امنیتی است که از ابزارهای اقتصادی نیز بهره میبرد. مسیری که در نهایت، افرادی چون ریچارد نفیو، طراح تحریمهای آمریکا علیه ایران، را خشنود خواهد ساخت.»
۲۲۳۲۲۹




