از میان انبوه این آثار، برخی سریالها توانستهاند جایگاه ویژهای در دل مخاطبان پیدا کنند و با گذشت سالها همچنان مورد توجه قرار گیرند. آثاری چون «سفر سبز»، «پردهنشین»، «معصومیت از دست رفته»، «شب دهم» و «مختارنامه» نمونههای برجستهای هستند که میتوانند انتخابی شایسته برای تماشا در روزهای عزاداری باشند. در این گزارش، نگاهی دقیقتر به این مجموعههای ماندگار خواهیم داشت.
«سفر سبز» و روایتی از بازگشت به معنا
«سفر سبز»، اثری از حسین پاکدل در مقام نویسنده و محمدحسین لطیفی در جایگاه کارگردان، در سال ۱۳۸۱ به نمایش درآمد. داستان این سریال حول محور دنیل وسبرگ، جوانی با ریشههای ایرانی میگردد که توسط خانوادهای آلمانی به فرزندی پذیرفته شده است. او برای کشف هویت و ملاقات با خانواده اصلیاش به ایران سفر میکند. این مجموعه، علاوه بر این جستجوی هویتی، یک داستان عاشقانه پرکشش را نیز در خود جای داده که نقش مهمی در جذب مخاطب ایفا کرده است. وقایع «سفر سبز» ابتدا در آلمان و میان خانواده مسیحی آغاز میشود و با ورود دنیل به ایران، به تدریج رنگ و بوی فضای عاشورایی به خود میگیرد.

از همان قسمتهای ابتدایی «سفر سبز»، حتی در محیط آلمان و خانواده مسیحی دنیل، توجه به ابعاد معنوی کاملاً مشهود است. عناصری نظیر دعای قبل از غذا، حضور در کلیسا و نجواهای درونی شخصیت اصلی، پیش از ورود دنیل به ایران یا آشناییاش با فرهنگ عاشورا، به شکلی ملموس در داستان حضور دارند. این رویکرد نشان میدهد که پاکدل در سناریوی خود شخصیتی را خلق کرده که از ابتدا در پی معنویت بوده و در نهایت، آن را در فرهنگ غنی عاشورایی ایران کشف میکند.
با این وجود، گاهی سریال چنان غرق در مفاهیم معنوی و آرمانگرایانه میشود که گفتوگوها و صحنهها از واقعگرایی فاصله گرفته و تا حدی کلیشهای به نظر میرسند؛ این ضعف بیشتر در بخش عاشقانه داستان خود را نشان میدهد. با این حال، «سفر سبز» تلاش میکند با رویکردی جهانی به واقعه عاشورا، داستان خود را فراتر از صرفاً آداب و وقایع تاریخی ببرد و تجربهای عمیق و درونی را بازگو کند. این زاویه دید متفاوت، مخاطب را به درک تازهای از مناسک خویش رهنمون میسازد. «سفر سبز» شاید در ظاهر قصه سفر جوانی از آلمان به ایران باشد، اما در عمق خود، روایتگر سیر و سلوکی درونی از سرگشتگی و بیگانگی به سوی معنا و پیوستگی است.
بازیگران مطرحی چون پارسا پیروزفر، امین تارخ، لادن مستوفی، گوهر خیراندیش، محمدرضا شریفینیا، آزیتا حاجیان، حسن پورشیرازی و سارا خوئینیها در این مجموعه به نقشآفرینی پرداختهاند.
«پردهنشین» و ساخت اتمسفری متمایز
مجموعه تلویزیونی «پردهنشین» که نویسندگی آن بر عهده حسین ترابنژاد و مهدی شیرزاد بود و بهروز شعیبی آن را کارگردانی کرد، در سال ۱۳۹۳ پخش شد. این سریال، برخلاف بسیاری از آثار مشابه محرمی که غالباً جنبه حماسی یا پرشور دارند، با فضایی آرام و دلنشین پیش میرود. ترابنژاد در نگارش این فیلمنامه، به سراغ روایت زندگی یک خانواده روحانی رفته است؛ هدی (با نقشآفرینی ویشکا آسایش) پس از سالها دوری برای گرفتن ارث پدریاش به ایران باز میگردد، اما رویدادهای غیرمنتظرهای دیدگاههای او را تغییر داده و او را وارد ماجراهای گوناگونی میکند.

گرچه پیش از «پردهنشین» و پس از آن، آثاری مشابه در سینما مانند «طلا و مس»، «فرشتهها باهم میآیند» و «روز بلوا» به تولید رسیدهاند، اما شاخصه برجسته این سریال در تلویزیون، ارائه تصویری انسانی، واقعبینانه و قابل لمس از جامعه روحانیت است. «پردهنشین» این قشر را به شیوهای اسطورهای نمایش نمیدهد، بلکه به مخاطب فرصت میدهد تا با روحانیون همذاتپنداری کرده و در کنار آنها، احساسات، دشواریها و انتخابهایشان را تجربه کند. شعیبی با تمرکز بر نماهای شهری، طبیعت، خانهها، مساجد و امامزادگان و بهرهگیری از سکوت و نگاههای عمیق، بیش از آنکه بر وقایع سطحی داستان تمرکز کند، بیننده را در فضای کلی مجموعه غرق میسازد.
در زمینه شخصیتپردازی و عملکرد بازیگران، «پردهنشین» در مورد کاراکترهایی نظیر محمدحسین با بازی حامد کمیلی، میرزایی با بازی آتیلا پسیانی و به خصوص حاجآقا شهیدی با ایفای نقش فرهاد آئیش، موفق عمل کرده است. اما در آفرینش شخصیت منفی اصلی، یعنی خزاعی با بازی بابک حمیدیان که کمتر پیچیدگی و ابعاد خاکستری دارد، سریال نتوانسته از کلیشهها فراتر رود. تدوین نامنظم سریال نیز گاهی به ریتم آن آسیب زده و همراهی کامل مخاطب با داستان را دشوار میکند. علاوه بر این، «پردهنشین» با رویکردی محتاطانه، هرچند به چالشهای پیش روی شخصیتهای عادی و روحانی میپردازد، اما در نهایت تصویری سنتی و کلاسیک از جامعه روحانیت را به نمایش میگذارد، حتی با وجود استفاده از شیوههای روایی نو.
موسیقی تیتراژ «پردهنشین» نیز به عنوان یکی از به یادماندنیترینها در تاریخ تلویزیون شناخته میشود. آهنگسازی این قطعه توسط مهیار علیزاده انجام شده و علیرضا قربانی با شعری از محمدعلی بهمنی آن را اجرا کرده است. سکانس پایانی مجموعه به شکلی هنرمندانه به موسیقی تیتراژ گره خورده و برای لحظاتی بیننده را مجذوب خود میسازد.
بازیگرانی همچون فرهاد آئیش، ویشکا آسایش، حامد کمیلی، سارا بهرامی، آتیلا پسیانی، بابک حمیدیان، هومن برقنورد و محسن کیایی در این پروژه حضور داشتهاند.
«معصومیت از دست رفته» و روایتی از سرشت نفس آدمی
سریال «معصومیت از دست رفته»، به قلم حسن میرباقری و محمد بیرانوند و کارگردانی داوود میرباقری، در سال ۱۳۸۲ از تلویزیون پخش شد. این مجموعه روایتگر زندگی شوذب است؛ مردی که روزگاری از یاران امام علی (ع) بوده، اما اکنون به دستگاه امویان پیوسته و خزانهدار حاکم کوفه شده است. اگرچه رویدادهای این سریال در بستر تاریخی وقایع عاشورا میگذرد، اما میرباقری در این اثر، برخلاف «مختارنامه»، مستقیماً به حوادث عاشورا نپرداخته است. او بیشتر کوشیده تا به جای روایت صرف تاریخ، درگیری و مواجهه درونی شخصیتها با واقعه کربلا را به تصویر بکشد.

شوذب از یک سو توسط همسرش، ماریا که زنی مسیحی است، به رستگاری و همراهی با امام حسین (ع) فراخوانده میشود. از سوی دیگر، حمیرا، زنی یهودی که شوذب در جوانی شیفته او بود، وی را به سوی قدرت، سیاست و ثروت و دور شدن از حق میکشاند. «معصومیت از دست رفته» این فرصت را به مخاطب میدهد تا با درگیر شدن با پرسشهای درونی خود، بیاندیشد که اگر در کوفه سال ۶۱ هجری قمری حضور داشت، آیا باز هم در زمره حامیان و عاشقان امام حسین (ع) قرار میگرفت؟
این سریال، با تمرکز بر کوفه و ویژگیهای متضاد آن، علاوه بر ارائه یک تجربه درونی، حاوی برداشتی انتقادی و اجتماعی نیز هست. کوفهای که میرباقری در «معصومیت از دست رفته» به تصویر میکشد، تا حدودی با کوفه «مختارنامه» متفاوت است؛ فضایی از شک، غربت، ناامنی و ناخوشی بر آن حکمفرماست. این مجموعه به نوعی به روایت نفس انسانی میپردازد و نشان میدهد که صرف آگاهی از حقیقت و سعادت برای رسیدن به آن کافی نیست، بلکه تنها گامی اولیه در این مسیر است.
شخصیتپردازی عمیق و چندوجهی شوذب و حمیرا از نقاط قوت بارز این سریال به شمار میرود. امین تارخ و سارا خوئینیها، بازیگران این دو نقش، از بهترین اجراهای خود را در این مجموعه به یادگار گذاشتند. کاراکتر حمیرا در «معصومیت از دست رفته»، در مقایسه با قطام در سریال «امام علی (ع)»، از پیچیدگیهای به مراتب بیشتری برخوردار است.
بازیگرانی چون امین تارخ، فریبا کوثری، سارا خوئینیها، داریوش فرهنگ، امین زندگانی، داوود رشیدی و حدیث فولادوند در مجموعه «معصومیت از دست رفته» حضور داشتند.
«شب دهم» و حماسهای از تعالی عشق
«شب دهم»، به کارگردانی حسن فتحی، در سال ۱۳۸۱ از تلویزیون پخش شد. این سریال، داستان تحول عشق زمینی «حیدر خوشمرام» (با بازی حسین یاری)، یکی از لوطیهای محلههای قدیمی تهران را به عشق آسمانی روایت میکند. حیدر پس از یک شکست، طبق یک شرط، مجبور به سرقت از خانهای متعلق به دوران قاجار میشود. اما در این مسیر، توطئهای بزرگ و عشقی سوزناک در انتظار قهرمان داستان است که سرآغاز ماجراها و وقایع دیگری میشود و خط سیر اصلی سریال را شکل میدهد.
فتحی در این مجموعه به شکلی هنرمندانه سه دنیای متفاوت را در هم میآمیزد: فرهنگ لوطیگری تهران قدیم، مراسم تعزیه و آیینهای عاشورایی، و یک ملودرام عاشقانه. این ترکیب، داستانی را خلق میکند که مخاطب را ابتدا با یک عشق زمینی و پرشور درگیر کرده و سپس او را به سمت مفاهیم عمیقتر و روحانیتر سوق میدهد. گرچه علی وزیریان در فیلم «خدا نزدیک است» با بازی بابک حمیدیان و الناز شاکردوست تلاش کرد مفهومی مشابه را در سینما ارائه دهد، اما مخاطبان نتوانستند به اندازه «شب دهم» با آن اثر ارتباط برقرار کنند؛ این موضوع نبوغ حسن فتحی را در روایتگری داستان به وضوح نشان میدهد.

موسیقی متن این سریال از همان آغاز پخش، به یکی از محبوبترین قطعات بدل گشت و اکنون نیز با گذشت بیش از دو دهه، همچنان دلنشین و شنیدنی است. فردین خلعتبری، آهنگساز توانای این مجموعه، موسیقی آن را ساخت و علیرضا قربانی با شعری از افشین یداللهی آن را اجرا کرد.
حسن فتحی در گفتوگویی با سامانه «موسیقی ما»، درباره شکلگیری همکاری سهگانه فردین خلعتبری، افشین یداللهی و علیرضا قربانی برای ساخت موسیقی متن و تیتراژ «شب دهم» اظهار داشت: «حضور فردین خلعتبری برای ساخت موسیقی متن سریال، از اصرارهای من بود. من با استعداد و سلیقه او آشنایی داشتم و همواره به دنبال فرصتی برای همکاری با وی در یکی از پروژههایم بودم. بنابراین در مراحل تولید سریال، برای حضور فردین در کار بسیار پافشاری کردم و امروز بسیار خرسندم که او به عنوان آهنگساز، ما را در این مجموعه همراهی کرد.»
حسین یاری، کتایون ریاحی، رویا تیموریان، ثریا قاسمی، پرویز پورحسینی، محمود پاکنیت، اکرم محمدی، پرویز فلاحیپور و شهین علیزاده از جمله بازیگران این سریال هستند.
«مختارنامه» انتخابی همیشگی
«مختارنامه»، اثری به نویسندگی و کارگردانی داوود میرباقری، از سال ۱۳۸۲ وارد مرحله پیشتولید شد و سرانجام در سال ۱۳۸۹ به روی آنتن رفت. این مجموعه به طور عمده بر زندگی مختار ثقفی و قیام او برای خونخواهی امام حسین (ع) تمرکز دارد و در خلال این روایت، به واقعه عاشورا و رویدادهای پیش و پس از آن نیز میپردازد. «مختارنامه» یکی از پروژههای بسیار بزرگ تلویزیون بود که زمان و هزینه قابل توجهی برای ساخت آن صرف شد؛ تلاشی که کاملاً شایسته تحسین است، چراکه با گذشت سالها از اولین پخش، این مجموعه تقریباً هر ساله از شبکههای مختلف بازپخش میشود و همچنان توانسته جایگاه خود را در میان مخاطبان نسلهای گوناگون حفظ کند.

میرباقری با نمایش صحنههای نبرد و روایت رشادتهای شخصیتها، علاوه بر کوشش برای ارائه یک برداشت تاریخی و مذهبی، اثری دیدنی خلق کرده که تماشاگر با شور و هیجان آن را دنبال میکند. اگرچه خطاهای تاریخی این مجموعه از همان ابتدا با انتقادات زیادی مواجه شد که همچنان ادامه دارد، اما میرباقری در مقام فیلمنامهنویس نیز عملکرد موفقی داشته و با خلق دیالوگهای گیرا، یک سیر داستانی پرکشش و مهیج را به وجود آورده است.
در زمینه بازیگری نیز این مجموعه موفق بود و شخصیتهایی نظیر مختار با هنرنمایی فریبرز عربنیا، ابن زیاد با بازی فرهاد اصلانی و عبدالله بن زبیر با نقشآفرینی رضا کیانیان، توانستند توجهات بسیاری را به خود جلب کنند.
فریبرز عربنیا، فرهاد اصلانی، رضا رویگری، مهدی فخیمزاده، جعفر دهقان، نسرین مقانلو، محمد فیلی و فریبا کوثری از بازیگران اصلی این پروژه به شمار میروند.




