به گزارش سایت ۱۲۰ واحد، جایگاه میرزا تقیخان امیرکبیر در حافظه تاریخی ایرانیان فراتر از یک مقام دیوانی ساده در عصر قاجار است؛ نام او به نمادی از اصلاحگری و تحولخواهی بدل شده که در گذر حکومتها و دگرگونیهای فکری دستنخورده باقی مانده است. با این حال، رجوع به اسناد موثق تاریخی نشان میدهد که نباید امیرکبیر را انسانی معصوم و فارغ از اشتباه پنداشت. او در حقیقت دولتمردی قاطع، سرسخت و عملگرا بود که طی عمر کوتاه ۳۹ ماهه صدارت خویش، دگرگونیهای بزرگی پدید آورد ولی در عین حال تصمیماتی پرمناقشه نیز گرفت. جمشید کیانفر، محقق تاریخ معاصر، در بررسی این مقطع مهم تاریخی به ارزیابی کارنامه امیر و زدودن غبار اسطورهسازی از چهره او پرداخته است.
به باور این پژوهشگر، منابع قاجاری به سه دسته عمده تقسیم میشوند؛ دسته اول مکتوبات همعصر قاجار هستند که اغلب چهرهای موجه از امیر ارائه دادهاند، مگر در موارد نادری چون آثار لسانالملک سپهر که بخشهای انتقادی آن بعدها به فرمان ناصرالدینشاه حذف شد؛ چرا که شاه جوان علیرغم صدور دستور قتل، مانع از بدگویی علنی درباره صدراعظم پیشین میشد. دسته دوم منابع عصر پهلوی را در بر میگیرد که با رویکردی سراسر انتقادی به دوره قاجار، تنها معدودی از چهرهها نظیر عباسمیرزا، قائممقام فراهانی، امیرکبیر و سپهسالار را برجسته و ستایش کردند. در این دوره، مابقی رجال قاجار مانند حاج میرزا آقاسی فردی بیکفایت شمرده میشدند، هرچند همان فرد در بنیانگذاری صنایع نظامی و ریختهگری توپ گامهای موثری برداشته بود. اما در دوران جدید و در دسته سوم منابع، مورخان کوشیدهاند بدون تخریب سایر شخصیتها، کارنامه قاجار را منصفانه و مستند بازخوانی کنند.

روش حکمرانی قاطع و اتهام استبداد فردی
یکی از مباحث مناقشهبرانگیز در خصوص شیوه مدیریت امیرکبیر، تمرکز شدید قدرت در دستان او بود. هرچند امیر اهل رایزنی بود، اما تصمیم نهایی را منحصراً خودش اتخاذ و عملی میکرد. اطلاق عنوان دیکتاتور به او ناشی از تطبیق مفاهیم مدرن بر شرایط تاریخی گذشته است؛ زیرا اداره امور در آن مقطع نیازمند اقتدار بیچونوچرا بود. این روحیه سازشناپذیر را حتی پیش از دوران صدارت و در ماجرای مذاکرات ارزروم با دولت عثمانی نیز میتوان مشاهده کرد؛ جایی که امیر با سرسختی از موضع خود دفاع کرد و حتی جانش به خطر افتاد.
بدعتگذاری در شکستن سنت دیرینه «بستنشینی»
از جمله اقدامات پرچالش امیرکبیر که تبعات درازمدتی در پی داشت، نادیده گرفتن حریم بست و پناهندگی مذهبی بود. در روزگاری که دادگستری مدون و ساختار دادرسی عادلانهای وجود نداشت، بستنشینی در اماکن متبرکه فرصتی برای میانجیگری، پرداخت دیه یا احراز بیگناهی متهمان به شمار میرفت. امیرکبیر نخستین فردی بود که این سنت دیرین را زیر پا گذاشت و مانع بستنشینی مخالفان شد. شکسته شدن این حرمت سبب شد سالها بعد در دورههای بحرانی، دولتمردان و مشروطهخواهان به جای مساجد و بقاع متبرکه، به سفارتخانههای بیگانه نظیر انگلیس و روس پناه ببرند.
توسعه سلامت همگانی و تقابل با تفکرات سنتی
در کنار رویکردهای سختگیرانه، دلسوزی و پایمردی امیرکبیر در حفظ سلامت عمومی غیرقابل انکار است. در شرایطی که بیماریهای مهلکی چون آبله جان کودکان را میگرفت، او مایهکوبی عمومی را الزامی کرد و برای سرپیچی از آن جریمه در نظر گرفت. نقل است پدری تنگدست که توان پرداخت جریمه واکسیناسیون فرزندش را نداشت، با تدبیر امیر مواجه شد که هزینه جریمه را شخصاً تقبل کرد تا قانون اجرا شود. امیر در این راه با مقاومت شدید سنتگرایان قشری روبهرو شد، اما از سلامت جامعه عقبنشینی نکرد.
دارالفنون؛ پایگاهی نوین برای آموزش فنون نظامی
تأسیس دارالفنون را بیتردید میتوان والاترین خدمت فرهنگی و علمی امیرکبیر قلمداد کرد که لقب برازنده «کاخ دانش» را میتوان به آن داد. بررسی متون درسی و ساختار ابتدایی این مرکز آشکار میسازد که هدف اصلی امیر بیش از آنکه ایجاد مدرسهای عمومی باشد، راهاندازی آکادمی نظامی پیشرفته بود. دروسی همچون نقشهبرداری، مشق نظام، توپخانه و حتی پزشکی متناسب با نیازهای اردوی نظامی تنظیم شده بودند. با راهاندازی دارالفنون، نیاز به اعزام هزینهبر محصلان به اروپا به شکل چشمگیری کاهش یافت و نسل جدیدی از نخبگان و رجال دیوانی پرورش یافتند که در دهههای پس از امیر نقش اساسی در تحولات اداری ایران ایفا کردند.




