رفتن به محتوای اصلی
جمعه، ۱ آبان ۱۴۰۵نسخه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلیسایت خبری 120 واحد، خبرهای به روز و معتبر
جستجو در آرشیو رسانه
تازه‌ترین
دفاعی امنیتی

جنگ زمینی یا آتش‌بس؟ سناریوهای داغ رویارویی ایران و آمریکا در یک قدمی

· 8 دقیقه مطالعه
جنگ زمینی یا آتش‌بس؟ سناریوهای داغ رویارویی ایران و آمریکا در یک قدمی

در صورت شعله‌ور شدن این رویارویی، احتمال وقوع یک جنگ زمینی با ابعاد گسترده‌تر از درگیری‌های پیشین، قوت می‌گیرد. از سوی دیگر، گزینه آتش‌بس نیز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و شکننده به نظر می‌رسد.

با توجه به پیچیدگی شرایط، سه سناریوی اصلی برای آینده این بحران محتمل‌تر به نظر می‌رسد: تشدید عملیات نظامی، بازگشت به آتش‌بسی موقت، یا ورود به فاز جنگی فرسایشی و حتی زمینی که می‌تواند ماه‌ها به درازا بکشد. اما نشانه‌های موجود چه می‌گویند و کدام سناریو از احتمال بیشتری برخوردار است؟

همزمان با کاهش نسبی درگیری‌ها، خبرهایی از تلاش میانجی‌های بین‌المللی و منطقه‌ای نظیر قطر، مصر و پاکستان برای ارائه طرح یک آتش‌بس ده‌روزه به گوش می‌رسد. هدف از این پیشنهاد، ایجاد مجالی دوباره برای احیای تفاهم و کاهش تنش‌ها اعلام شده است.

پیش از این نیز پس از چهل روز درگیری، توافقی برای کاهش تنش‌ها، بازگشایی مسیرهای کشتیرانی و آغاز گفت‌وگو درباره مسائل اساسی از جمله برنامه هسته‌ای صورت گرفته بود. اما برداشت‌های متفاوت از نحوه اجرای مفاد، به خصوص درباره وضعیت تنگه هرمز، عمر این آتش‌بس را کوتاه کرد.

در حالی که واشنگتن خواستار از سرگیری بدون قید و شرط تردد کشتی‌ها بود، تهران تنگه هرمز را جزئی از ابزارهای بازدارنده خود می‌دانست. این اختلاف دیدگاه، زمینه را برای شعله‌ور شدن دوباره بحران فراهم آورد. اکنون بار دیگر پیشنهاد آتش‌بس با محوریت مذاکره پیرامون تنگه هرمز در دستور کار ایران و آمریکا قرار گرفته است.

بر اساس گزارش‌ها، فضای تصمیم‌گیری در واشنگتن نیز نسبت به اوایل درگیری‌ها دستخوش تغییر شده است. گرچه دولت آمریکا همچنان بر افزایش فشار نظامی و سیاسی اصرار دارد، اما دستیابی به اهداف اولیه جنگ با چالش‌های جدی مواجه شده است. این جنگ که در ابتدا تصور می‌شد به سرعت خاتمه یابد، اکنون به بحرانی پرهزینه تبدیل شده و بار سنگین نظامی، اقتصادی و سیاسی آن روزافزون است. اعتراضات داخلی، تلاطم در بازارهای انرژی و فشار فزاینده بر هم‌پیمانان منطقه‌ای آمریکا، همگی از پیامدهای ناگزیر تداوم این درگیری‌ها برای واشنگتن هستند.

به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که دولت آمریکا در حال حاضر با دو راهی دشواری روبه‌رو است: پذیرش سومین آتش‌بس و عقب‌نشینی بدون حصول به اهداف اولیه، یا تشدید عملیات نظامی با پذیرش هزینه‌هایی به مراتب سنگین‌تر؛ گزینه‌ای که ممکن است منجر به ورود دوباره اسرائیل به دامنه درگیری‌ها شود.

طی روزهای اخیر، گمانه‌زنی‌ها پیرامون حمله زمینی به ایران مجدداً اوج گرفته است. این موضوع به خصوص پس از آنکه دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، این احتمال را رد نکرد و ویدئویی از نظامیان آمریکایی را در شبکه‌های اجتماعی خود به اشتراک گذاشت، بیشتر مورد توجه قرار گرفت. با این حال، سناریوی حمله زمینی، گرچه در محافل سیاسی و رسانه‌ای مطرح می‌شود، اما با تردیدهای جدی از سوی بسیاری از کارشناسان نظامی آمریکایی همراه است.

پیشتر نیز در جریان درگیری‌های چهل روزه، احتمال عملیات زمینی مطرح بود. اما در همان زمان نیز اختلاف نظرهایی در واشنگتن وجود داشت و حتی پیت هگست، وزیر دفاع وقت آمریکا، به دلیل مخالفت‌ها، تعدادی از ژنرال‌ها را از سمت خود برکنار کرده بود.

تحلیلگران نظامی هشدار می‌دهند که وسعت جغرافیایی ایران، توان بالای موشکی و پهپادی، وجود مین‌های دریایی، شناورهای بدون سرنشین و قابلیت هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکایی در منطقه، هرگونه عملیات زمینی را به یک ماموریت فوق‌العاده پرهزینه و چالش‌برانگیز تبدیل خواهد کرد. برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که فرماندهان بازنشسته و پژوهشگران مراکز تحقیقاتی آمریکا بارها تاکید کرده‌اند که تجربیات عراق و افغانستان نشان می‌دهد مداخله زمینی در ایران، فاقد راهبرد خروج مشخصی خواهد بود و می‌تواند به جنگی فرسایشی و طولانی مدت بیانجامد.

در مقابل، مقامات ایرانی نیز بارها هشدار داده‌اند که هرگونه تهاجم زمینی با پاسخی قاطع و گسترده مواجه خواهد شد و ساختار دفاعی کشور برای مقابله با چنین سناریویی در آمادگی کامل است. حتی در روزهای اخیر نیز نیروهایی به مناطق جنوبی کشور اعزام شده‌اند تا آمادگی لازم برای هرگونه عملیات زمینی را تضمین کنند.

با این وجود، حتی در صورت تشدید بحران، بسیاری از ناظران احتمال وقوع عملیات زمینی گسترده را کم ارزیابی می‌کنند. دلیل اصلی این امر، هزینه‌های انسانی، لجستیکی و سیاسی بسیار سنگینی است که چنین تصمیمی برای ایالات متحده در پی خواهد داشت. نکته قابل توجه دیگر آن است که حتی در صورت تسخیر جزایر ایرانی در تنگه هرمز توسط آمریکا، حفظ این مواضع نیروهای آمریکایی را در معرض حملات موشکی و پهپادی بدون پدافند موثر قرار خواهد داد.

علی‌رغم افزایش تنش‌ها، نشانه‌ها حاکی از آن است که هیچ یک از طرفین تمایلی به ورود به جنگی تمام‌عیار و خارج از کنترل ندارند. ایالات متحده در تلاش است تا فشار دریایی و هوایی خود را حفظ کند، اما درباره جنگ زمینی با ایران، تردیدهای جدیدی در کاخ سفید و وزارت دفاع آمریکا به چشم می‌خورد. ایران نیز ضمن حفظ توان بازدارندگی خود، می‌کوشد تا هزینه‌های اقدامات نظامی را برای طرف مقابل افزایش دهد. بسته شدن تنگه باب‌المندب توسط حوثی‌ها می‌تواند به عنوان اهرمی جدید در مذاکرات یا درگیری‌های آینده برای ایران عمل کند، هرچند ایران نیز تمایلی به ورود به جنگی تمام‌عیار با آمریکا ندارد.

در چنین شرایطی، نقش میانجی‌های منطقه‌ای از اهمیت فزاینده‌ای برخوردار است. تجربه آتش‌بس اولیه نشان داد که کشورهایی نظیر پاکستان، قطر، مصر، عمان و ترکیه می‌توانند به عنوان کانال‌های ارتباطی موثری میان تهران و واشنگتن عمل کنند؛ ظرفیتی که اکنون با محوریت قطر دوباره فعال شده است.

مجموع تحولات جاری نشان می‌دهد که آینده این بحران را می‌توان در قالب سه سناریوی اصلی بررسی کرد:

سناریوی اول، تشدید تدریجی درگیری‌هاست؛ به این معنی که حملات هوایی و دریایی گسترده‌تر شده، درگیری‌ها در خلیج فارس افزایش یابد و فشار بر زیرساخت‌های انرژی و مسیرهای کشتیرانی بیشتر شود، اما به اشغال زمینی منجر نگردد.

سناریوی دوم، برقراری یک آتش‌بس جدید است. پیشنهادهای اخیر برای توقف ده‌روزه درگیری‌ها نشان می‌دهد که امید به دیپلماسی هنوز به طور کامل از بین نرفته است. حتی مقامات آمریکایی، از جمله معاون رئیس‌جمهور و وزیر خارجه ترامپ، نیز به ادامه روند مذاکرات همزمان با درگیری‌ها اشاره کرده‌اند. سفر اسکندر مومنی، وزیر کشور ایران، به پاکستان نیز می‌تواند نشانه‌ای بر تداوم مذاکرات غیرمستقیم و احتمال دستیابی به سومین آتش‌بس باشد. در صورتی که هر دو طرف به این نتیجه برسند که ادامه جنگ بیش از منافع، برایشان هزینه دارد، امکان بازگشت به میز مذاکره و توافقی موقت وجود خواهد داشت. در چنین شرایطی، احتمالا تفاهم اولیه اسلام‌آباد احیا شده و مبنایی برای ازسرگیری گفت‌وگوها خواهد شد.

سناریوی سوم، تداوم وضعیت موجود است؛ یعنی نه جنگی تمام‌عیار و نه صلحی پایدار. در این حالت، حملات محدود، فشارهای سیاسی و رقابت بر سر اهرم‌های منطقه‌ای ادامه خواهد یافت و هر رخداد پیش‌بینی نشده‌ای می‌تواند منطقه را دوباره تا آستانه بحرانی بزرگ‌تر پیش ببرد. باید دید در چنین وضعیتی، کدام طرف زودتر فرسوده خواهد شد.

در مجموع، با در نظر گرفتن ارزیابی بسیاری از تحلیلگران نظامی درباره هزینه‌های سنگین یک تهاجم زمینی، محتمل‌ترین سناریو در کوتاه‌مدت، ادامه نبردهای هوایی و دریایی، همراه با جنگ‌های نیابتی و تلاش‌های مقطعی برای برقراری آتش‌بس است. با این وجود، شکنندگی اوضاع به حدی است که یک اشتباه محاسباتی یا رویدادی غیرمنتظره می‌تواند معادلات را به سرعت دگرگون سازد. بنابراین، آینده روابط ایران و آمریکا همچنان بین تشدید درگیری‌ها و مدیریت بحران در نوسان خواهد بود و دستیابی به توافقی پایدار با موانع متعددی روبه‌رو است.

گفت‌وگو با خوانندگان

دیدگاه شما