در این میان، این باور شکل میگیرد که مسیرهای جایگزین میتوانند جهان را از وابستگی به هرمز رها سازند و تامین انرژی ادامه یابد. برای مثال، اخیراً اخباری مبنی بر انتقال بخشی از نفت عراق از طریق خاک سوریه منتشر شد. در نگاه اول، این خبر امیدبخش به نظر میرسید، اما بررسی دقیقتر نشان داد که این مسیر در بهترین حالت تنها قادر به انتقال روزانه بین ۵۰ تا ۷۰ هزار بشکه نفت است؛ رقمی که در مقایسه با صادرات تقریباً چهار میلیون بشکهای نفت عراق، بسیار ناچیز و بیاهمیت محسوب میشود.
در حقیقت، مشکل به عراق محدود نمیشود. تقریباً تمامی پروژههایی که طی دهههای اخیر با هدف دور زدن تنگه هرمز تعریف و اجرا شدهاند، همواره با چالشهایی نظیر ظرفیت محدود، هزینههای سرسامآور، تهدیدات امنیتی و موانع سیاسی جدی روبرو بودهاند.
تنگه هرمز: شاهراهی بیبدیل در قلب انرژی جهان
روزانه نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت از تنگه هرمز عبور میکند که این میزان، تقریباً معادل یکپنجم کل مصرف روزانه نفت در سراسر جهان است. در مقابل، اگر ظرفیت عملیاتی تمامی مسیرهای جایگزین را در خوشبینانهترین حالت جمع کنیم، این رقم بین ۳.۵ تا ۵.۵ میلیون بشکه در روز تخمین زده میشود. این یعنی حتی در صورت فعالیت تمام خطوط لوله با حداکثر توان، همچنان بخش عظیمی از نفت مورد نیاز جهان چارهای جز عبور از هرمز نخواهد داشت.
به همین دلیل، پروژههای جایگزین، بیش از آنکه به قصد حذف این آبراه طراحی شده باشند، نقشی شبیه به یک بیمهنامه برای صادرات انرژی در شرایط بحرانی را ایفا میکنند و جایگاه هرمز را دستنخورده باقی میگذارند.
خط لوله پترولاین: تلاش عربستان برای کاهش وابستگی
عربستان سعودی یکی از گستردهترین سرمایهگذاریهای منطقه را با هدف کاهش وابستگی خود به تنگه هرمز انجام داده است. خط لوله شرق به غرب، که به «پترولاین» مشهور است، نفت را از میادین بقیق به بندر ینبع در کرانه دریای سرخ منتقل میکند.
ظرفیت اسمی این خط لوله حدود پنج میلیون بشکه در روز است و مقامات ریاض اعلام کردهاند که در مواقع اضطراری میتوانند آن را تا هفت میلیون بشکه نیز افزایش دهند. با این حال، حتی در صورت بهرهبرداری کامل نیز تنها بخشی از حجم عظیم نفت عبوری از تنگه هرمز را پوشش خواهد داد.
حمله پهپادی سال ۲۰۱۹ به تاسیسات بقیق نیز به وضوح نشان داد که این مسیر، با وجود اهمیتش به عنوان یک جایگزین، در برابر تهدیدات امنیتی آسیبپذیر است و از مصونیت کامل برخوردار نیست.
فجیره: مسیر جایگزین امارات و چالشهای آن
امارات متحده عربی نیز سالها پیش با احداث خط لوله حبشان ـ فجیره، تلاش کرد تا بخشی از نفت صادراتی خود را بدون نیاز به عبور از تنگه هرمز به بازارهای جهانی برساند.
این طرح با صرف هزینهای بیش از سه میلیارد دلار به بهرهبرداری رسید و ظرفیت انتقال روزانه حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت را دارد. هرچند بندر فجیره امروزه به یکی از قطبهای اصلی ذخیرهسازی نفت در دنیا تبدیل شده، اما این خط لوله نیز تنها کمتر از هشت درصد از کل نفتی را جابجا میکند که روزانه از تنگه هرمز عبور میکند.

عراق: تلاش برای گریز از وابستگی نفتی به بصره و هرمز
بیش از ۸۰ درصد از نفت عراق از میادین جنوبی این کشور و از طریق بندر بصره صادر میشود؛ مسیری که به طور کامل به تنگه هرمز وابسته است.
به همین دلیل، بغداد طی سالیان اخیر پروژههای جایگزین متعددی را در دستور کار قرار داده است؛ از خط لوله کرکوک ـ جیهان در ترکیه گرفته تا طرح احیای خط لوله کرکوک ـ بانیاس در سوریه و همچنین پروژه بزرگ بصره ـ عقبه در اردن.
خط لوله کرکوک ـ جیهان، با وجود ظرفیت تقریبی ۹۰۰ هزار بشکه در روز، بارها به دلیل اختلافات سیاسی، حملات تروریستی و مناقشات میان بغداد و اربیل دچار توقف و اختلال شده است.
پروژه بصره ـ عقبه نیز در صورت تکمیل، قرار است روزانه حدود ۲.۵ میلیون بشکه نفت را به دریای سرخ منتقل کند. اما این طرح هنوز وارد فاز بهرهبرداری نشده و تکمیل آن نیازمند میلیاردها دلار سرمایهگذاری جدید است.
پروژه آیمک: کریدوری جهانی، نه جایگزین نفتی هرمز
کریدور هند ـ خاورمیانه ـ اروپا (IMEC) اگرچه به عنوان یکی از مهمترین پروژههای ژئوپلیتیکی سالهای اخیر شناخته میشود، اما بر خلاف تصور رایج، هدف آن جایگزینی تنگه هرمز برای انتقال نفت نیست.
این طرح بر پیوند ریلی، توسعه بنادر، تسهیل انتقال کالا، انرژی (به اشکال دیگر) و داده تمرکز دارد و اساساً برای حمل و نقل مستقیم نفت خام طراحی نشده است.
سرمایهگذاریهای عظیم و سرنوشت تلخ پروژههای جایگزین
تجربه پروژههای گذشته به وضوح نشان میدهد که دور زدن تنگه هرمز مسیری آسان نیست و با چالشهای غیرقابل پیشبینی همراه است.
به عنوان مثال، خط لوله عراق ـ عربستان که با ظرفیت بیش از ۱.۶ میلیون بشکه در روز احداث شده بود، پس از بحران کویت متوقف شد و هرگز به چرخه صادرات بازنگشت.
نمونه برجستهتر، پروژه نورد استریم است که میان روسیه و آلمان ساخته شد. این طرح با صرف میلیاردها دلار سرمایهگذاری، پس از تحولات ژئوپلیتیکی و انفجار خطوط لوله، عملاً از مدار انتقال انرژی خارج شد و به نمادی از شکنندگی زیرساختهای حیاتی در جهان تبدیل گردید.
این وقایع تلخ ثابت میکند که حتی عظیمترین پروژههای حوزه انرژی نیز در برابر تغییرات امنیتی و سیاسی مصون نیستند و میتوانند به سادگی از کار بیفتند.
رقابتهای منطقهای و آرایش نوین ژئوپلیتیک انرژی
تحولات سالیان اخیر در غرب آسیا نشاندهنده آن است که رقابتهای منطقهای تنها به انتقال نفت محدود نمیشود، بلکه پایهریزی نظمی جدید در عرصه ژئوپلیتیک منطقه را هدف قرار داده است.
از طرحهایی نظیر پروژه زنگزور گرفته تا اتصال عراق به اردن و مصر، توسعه گسترده بنادر کشورهای عربی، سرمایهگذاری در کریدورهای ترانزیتی جدید و اجرای پروژه IMEC، همگی در راستای رقابتی وسیع برای بازتعریف مسیرهای تجارت و انرژی در منطقه هستند.
با این وجود، تنگه هرمز همچنان به عنوان مهمترین اهرم ژئوپلیتیکی ایران مطرح است؛ چرا که بخش اعظم صادرات انرژی جهان کماکان از این مسیر عبور میکند و هیچ پروژه یا طرحی نتوانسته جایگاه راهبردی آن را به لرزه درآورد.
خطوط لوله: نقش مکمل، نه جایگزین کامل برای هرمز
بررسی جامع تمامی پروژههای موجود به یک نتیجه روشن و قاطع میرسد: خطوط لوله منطقه، هرچند میتوانند در مواقع بحران بخشی از صادرات نفت را حفظ کنند، اما فاقد ظرفیت، امنیت و توجیه اقتصادی لازم برای جایگزینی کامل تنگه هرمز هستند.
از سوی دیگر، احداث هر خط لوله جدید مستلزم میلیاردها دلار سرمایهگذاری، صرف سالها زمان، دستیابی به توافقات پیچیده سیاسی و ایجاد امنیت پایدار در سراسر مسیر است. این مؤلفهها، به ویژه تحقق همزمان آنها در منطقه پرتنش غرب آسیا، همواره با دشواریهای فراوانی روبرو بوده است.
تنگه هرمز: ستون فقرات پایدار بازار انرژی جهانی
برخلاف تصور رایج، افزایش تعداد خطوط لوله به معنای افول نقش تنگه هرمز نیست. این پروژهها تنها قادرند بخشی از ریسکهای موجود در بازار انرژی را کاهش دهند و حتی در بهترین سناریوها نیز نمیتوانند جایگزین انتقال روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از این آبراه حیاتی شوند.
به همین دلیل، هرگونه تحول امنیتی در تنگه هرمز، همچنان به صورت مستقیم بر قیمت جهانی نفت، بازارهای بینالمللی و معادلات ژئوپلیتیکی تاثیرگذار خواهد بود. حقیقت آن است که پس از دههها سرمایهگذاری هنگفت، هنوز هیچ مسیر زمینی یا دریایی موفقی یافت نشده که بتواند جایگاه راهبردی این تنگه را از بین ببرد؛ واقعیتی که نشان میدهد هرمز نه فقط یک گذرگاه دریایی، بلکه یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی جهان در معادلات انرژی باقی مانده است.
پیام ایران: تنگه هرمز، خط قرمز امنیت انرژی جهان
ابوالفضل ظهرهوند، کارشناس مسائل بینالملل و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، با اشاره به مساعی برخی کشورها برای ایجاد مسیرهای جایگزین تنگه هرمز، اظهار داشت: هرگاه سطح تنشها در منطقه افزایش مییابد، پروژههایی نظیر خطوط لوله، کریدورهای ترانزیتی یا بنادر جایگزین دوباره مطرح میشوند. اما واقعیت میدانی این است که هیچکدام از این طرحها، نه از منظر ظرفیت و نه از لحاظ امنیتی، توانایی جایگزینی با تنگه هرمز را ندارند.
وی افزود: امروزه تقریباً یکپنجم نفت مصرفی جهان از تنگه هرمز عبور میکند. ظرفیت کلی خطوط لولهای که طی دهههای گذشته با صرف دهها میلیارد دلار احداث شدهاند، حتی در صورت بهرهبرداری کامل نیز، با حجم عظیم نفت عبوری از هرمز فاصله قابل توجهی دارد. این امر نشان میدهد که اهمیت این آبراه، واقعیتی انکارناپذیر در جغرافیای سیاسی جهان است که با تبلیغات رسانهای یا طراحی چند طرح عمرانی از میان نمیرود.
این عضو کمیسیون مجلس در ادامه تأکید کرد: دشمنان در تلاشند تا این تصور را القا کنند که با توسعه مسیرهای جایگزین، میتوانند از نفوذ ایران در معادلات انرژی بکاهند. این در حالی است که تجربه چندین دهه اخیر عکس این موضوع را ثابت کرده؛ بسیاری از این پروژهها یا نیمهکاره رها شدهاند، یا به دلیل ناامنی، اختلافات سیاسی و هزینههای گزاف، هرگز به ظرفیتهای پیشبینیشده خود دست نیافتهاند.
ظهرهوند با تأکید بر اینکه امنیت انرژی جهان همچنان به ثبات در خلیج فارس و تنگه هرمز گره خورده است، تصریح کرد: هر کشوری که گمان کند میتواند با تهدید امنیت ایران، همزمان امنیت انتقال انرژی خود را تضمین کند، دچار خطای محاسباتی بزرگی شده است. امنیت در این منطقه مفهومی تجزیهناپذیر است و اگر هر طرفی قصد برهم زدن آن را داشته باشد، پیامدهای آن تمامی بازیگران را درگیر خواهد کرد.
وی به راهبردهای جمهوری اسلامی ایران اشاره کرد و گفت: ایران بارها نشان داده که آغازگر هیچ بحرانی نیست، اما در صورتی که امنیت و منافع حیاتی کشور مورد هدف قرار گیرد، تمام ابزارهای قانونی و مشروع خود را برای دفاع از منافع ملی به کار خواهد گرفت. این موضوع بخشی جداییناپذیر از مؤلفههای بازدارندگی ایران است و دشمنان نباید آن را نادیده بگیرند.
نماینده مجلس خاطرنشان کرد: برخی بر این باورند که با انتقال بخشی از نفت از مسیرهای جایگزین، میتوان وابستگی به هرمز را از بین برد، در حالی که این خطوط لوله صرفاً نقش پشتیبان را ایفا میکنند و برای مدیریت بخشی از بحران طراحی شدهاند، نه برای حذف کامل بزرگترین شاهراه انرژی جهان.
ظهرهوند افزود: هزینههای سرسامآور ساخت این زیرساختها به میلیاردها دلار میرسد، اما با این وجود، آنها همچنان در برابر تهدیدات امنیتی آسیبپذیر هستند. وقایع گذشته مانند حمله به تاسیسات نفتی در منطقه و همچنین سرنوشت برخی خطوط لوله عظیم در جهان، ثابت کرد که هیچ زیرساخت انرژی در شرایط جنگ و بحران، مصونیت مطلق ندارد.
وی با خطاب قرار دادن آمریکا و متحدانش اظهار داشت: اگر آنها تصور میکنند با فشارهای نظامی، تحریم یا ایجاد ناامنی میتوانند جمهوری اسلامی ایران را به عقبنشینی وادارند، باید بدانند که هرگونه اقدام خصمانه، پاسخ متناسب و متقابلی در پی خواهد داشت. هزینههای هر ماجراجویی تنها به میدان نبرد محدود نخواهد شد، بلکه بازارهای جهانی انرژی، زنجیره تامین، اقتصاد بینالملل و منافع راهبردی خود آنها را نیز به شدت تحت تاثیر قرار خواهد داد.
این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس تاکید کرد: ایران هرگز امنیت منطقه را تهدید نکرده است، اما به هیچوجه اجازه نخواهد داد که دیگران با ناامن کردن فضای پیرامونی، امنیت ملی کشور را هدف قرار دهند. پیام جمهوری اسلامی روشن است: امنیت باید برای همه تضمین شود و اگر طرفی قصد برهم زدن این معادله را داشته باشد، نباید انتظار داشته باشد که پیامدهای آن تنها متوجه ایران باشد.
ظهرهوند در پایان سخنان خود گفت: دشمنان باید درک کنند که تنگه هرمز فقط یک آبراه نیست؛ این گذرگاه یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلیتیکی در سراسر جهان است. هرگونه خطای محاسباتی در خصوص جایگاه ایران در این معادله، میتواند هزینههایی به مراتب سنگینتر از آنچه طراحان آن تصور میکنند، بر آنها تحمیل کند. جمهوری اسلامی ایران با تمامی ظرفیتهای مشروع و قانونی خود از منافع ملیاش دفاع خواهد کرد و هرگز اجازه نخواهد داد که معادلات امنیتی منطقه به ضرر ملت ایران تغییر کند.




