این حملات که از زمان آتشبس آبان ۱۴۰۲ بیسابقه بوده، در بحبوحه افزایش تنشها میان ایران و ایالات متحده، عملاً توافق آتشبس میان حزبالله و اسرائیل را بیاعتبار ساخته است. بسیاری از تحلیلگران، این اقدامات را پیامی از سوی تلآویو به گروههای مسلح نزدیک به ایران تلقی میکنند.
این درگیریها که خونینترین نوع خود از زمان توافق آتشبس به شمار میرود، نقشآفرینی اسرائیل را در تضعیف حزبالله برجستهتر میکند تا از این طریق، توان این گروه برای ورود به هرگونه نزاع نظامی احتمالی در منطقه کاهش یابد.
جزئیات حملات و اهداف:
مناطقی نظیر بعلبک، ریاق و اردوگاه عینالحلوه، در حومه شهر صیدا در جنوب لبنان، آماج حملات گسترده اسرائیل قرار گرفتند. منابع لبنانی از کشته شدن غیرنظامیان و فرماندهان میدانی حزبالله خبر میدهند و آمار اولیه حاکی از ۱۰ کشته و بیش از ۳۰ زخمی است. گزارشهای محلی از افزایش شمار قربانیان و درخواست گسترده برای اهدای خون در بیمارستانها حکایت دارد.
در اردوگاه عینالحلوه، یک پهپاد اسرائیلی یک منطقه مسکونی را هدف قرار داد که به گفته وزارت بهداشت لبنان، دستکم دو قربانی در پی داشت. تصاویر منتشرشده در شبکههای اجتماعی، از تخریب گسترده ساختمانهای غیرنظامی و ستونهای دود غلیظ خبر میدهند.
ارتش اسرائیل پس از این حملات، با صدور بیانیهای اعلام کرد که «مراکز فرماندهی حزبالله در بعلبک» و «یک مقر حماس در عینالحلوه» را هدف قرار داده است. تلآویو مدعی شد که این مراکز برای «طراحی عملیات علیه اسرائیل» مورد استفاده قرار میگرفتهاند. خبرگزاری فرانسه به نقل از منابع نزدیک به حزبالله گزارش داد که یکی از فرماندهان میدانی این گروه در میان کشتهشدگان است. اگرچه تأیید رسمی وجود ندارد، اما نامهای علی زید الموسوی و محمد ابراهیم الموسوی به عنوان چهرههای ارشد حزبالله در میان قربانیان مطرح شده است.
واکنش بیروت و نقض آتشبس:
این حملات در حالی صورت گرفت که توافق آتشبس میان لبنان و اسرائیل، طرفین را به توقف درگیریهای وسیع ملزم میکرد. با این وجود، مقامات لبنانی بارها اسرائیل را به نقض مکرر این توافق متهم کردهاند. بر اساس گزارش وزارت بهداشت لبنان، صدها نفر از زمان آتشبس تاکنون در حملات منتسب به اسرائیل کشته یا زخمی شدهاند.
رئیسجمهور لبنان، جوزف عون، این حملات را «نقض جدید حاکمیت لبنان» و بیاعتنایی به قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل دانست. در مقابل، رسانهها به نقل از ارتش اسرائیل ادعا کردهاند که عملیات اخیر، پاسخی به «نقضهای مکرر تفاهمنامههای آتشبس» توسط گروههای مسلح در لبنان بوده و هدف آن، جلوگیری از استقرار زیرساختهای نظامی در عمق خاک لبنان است. اسرائیلیها مدعی هستند که حزبالله در تلاش برای بازسازی زیرساختهای نظامی خود برای درگیریهای احتمالی آینده با اسرائیل است.
اهداف استراتژیک و پیامدهای منطقهای:
تحلیلگران لبنانی بر این باورند که وسعت و پراکندگی اهداف، از ریاق و قصرنبا تا ارتفاعات نبی شیث، نشان میدهد که اسرائیل تنها به دنبال ضربه تاکتیکی نیست، بلکه در پی بازتعریف منطقه تهدید است. برخی ناظران معتقدند که حملات مکرر به شمال رود لیتانی میتواند تلاشی برای گسترش عمق عملیاتی اسرائیل به ۱۰ کیلومتر یا بیشتر در داخل خاک لبنان باشد؛ اقدامی که فراتر از روح قطعنامه ۱۷۰۱ شورای امنیت سازمان ملل متحد تلقی میشود.
هدف قرار دادن ساختمانهایی که به صورت غیرمستقیم با ساختارهای اجتماعی یا مالی مرتبط با حزبالله دانسته میشوند، مانند ساختمانی در نزدیکی مؤسسه «قرضالحسنه»، از دیدگاه این تحلیلگران، حامل پیامی سیاسی نیز هست: تضعیف شبکههای حمایتی اجتماعی و مالی که به حزبالله امکان بازسازی و تثبیت حضور میدهد.
همچنین، برخی گزارشها از هدف قرار گرفتن یک نشست محرمانه خبر دادهاند که گفته میشود فرماندهانی از حزبالله و احتمالاً چهرههایی نزدیک به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در آن حضور داشتهاند. صحت این ادعاها به طور مستقل تأیید نشده، اما در صورت صحت، نشاندهنده ارتقای سطح اطلاعات عملیاتی اسرائیل در عمق خاک لبنان خواهد بود.
ارتباط با تنشهای ایران و آمریکا:
این حملات همزمان با افزایش تنشها میان تهران و واشنگتن رخ میدهد. اسرائیل بارها اعلام کرده که در صورت تشدید رویارویی مستقیم با ایران، از تمامی ظرفیتهای نظامی خود برای مهار گروههای مسلح نزدیک به جمهوری اسلامی استفاده خواهد کرد. از این رو، اسرائیل با این حملات به دیگر گروههای نزدیک به جمهوری اسلامی این پیام را ارسال کرده که هرگونه اقدام میتواند منجر به شکلگیری درگیری گسترده شود.
رسانهها به نقل از بیانیه ارتش اسرائیل گزارش دادهاند که برخی از حملات از طریق ناو جنگی انجام شده و این اقدام «پیامی روشن برای گروههای شبهنظامی نیابتی ایران در خاورمیانه» است.
در سوی دیگر، واکنش تهران و حزبالله به این حملات، با محاسبات پیچیدهای همراه است. پاسخ محدود میتواند به حفظ بازدارندگی کمک کند، اما خطر لغزش به سوی جنگی گستردهتر را افزایش میدهد. در مقابل، سکوت یا واکنشی حداقلی ممکن است به فرسایش تدریجی معادله بازدارندگی منجر شود؛ اتفاقی که عملاً در یک سال گذشته نیز شاهد آن بودهایم.
پیامدهای داخلی و منطقهای:
در سطح داخلی لبنان، تداوم حملات میتواند فشار مضاعفی بر دولت این کشور وارد کند. دولت لبنان میان تعهد به قطعنامههای بینالمللی و واقعیت توازن قوای داخلی گرفتار است. هرگونه ناتوانی در مهار تنشها، بحثهای جاری درباره سلاح حزبالله و حاکمیت دولت مرکزی را دوباره برجسته خواهد کرد. دولت لبنان در ماههای گذشته در پی پیشبرد ایده «یک دولت، یک ارتش» برای خلع سلاح حزبالله بوده، اما با مقاومت این گروه مواجه شده است.
در سطح منطقهای، تشدید درگیری در جنوب و شرق لبنان میتواند جبهه شمالی اسرائیل را دوباره فعال کند. جبههای که در صورت همزمانی با بحران در غزه یا تنش مستقیم با ایران، به یک سناریوی چندجبههای تبدیل خواهد شد. چنین وضعیتی نه تنها امنیت لبنان و اسرائیل، بلکه ثبات شکننده شرق مدیترانه را تحت تأثیر قرار خواهد داد.
آینده منطقه در گرو این تنشها:
در حال حاضر، نشانهای از تمایل فوری دو طرف به جنگی تمامعیار دیده نمیشود، اما تکرار حملات و ترورها، منطقه را در وضعیت میان جنگ و صلح نگه داشته است. در چنین شرایطی، باید دید که آیا حزبالله اساساً توان رویارویی نظامی با اسرائیل را در بزنگاههای پیش رو دارد یا حملات به شکل یکطرفه ادامه خواهد یافت و این عدم توازن منطقه را به چه سمتی خواهد برد.




