رفتن به محتوای اصلی
شنبه، ۲ آبان ۱۴۰۵نسخه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلیسایت خبری 120 واحد، خبرهای به روز و معتبر
جستجو در آرشیو رسانه
تازه‌ترین
سیاست خارجی

به گزارش ۱۲۰ واحد: هشدار تریتا پارسی درباره توافق هرمز؛ آیا دیپلماسی نجات می‌یابد؟

· 12 دقیقه مطالعه
به گزارش ۱۲۰ واحد: هشدار تریتا پارسی درباره توافق هرمز؛ آیا دیپلماسی نجات می‌یابد؟

تشدید تنش‌ها پس از توافق

تنها چند هفته از امضای تفاهم‌نامه‌ای میان تهران و واشنگتن نگذشته که دو قدرت بار دیگر درگیر یک رویارویی نظامی مستقیم شده‌اند. در واکنش به اتهامات آمریکا مبنی بر حمله نیروهای ایرانی به کشتی‌های عبوری در تنگه هرمز، واشنگتن از هدف قرار دادن ده‌ها نقطه در ایران خبر داد. مقام‌های آمریکایی این حملات را با مهمات دقیق و بسیار گسترده‌تر از عملیات پیشین توصیف کردند.
علاوه بر این اقدام نظامی، دولت پرزیدنت دونالد ترامپ یکی از مهم‌ترین امتیازات اقتصادی توافق را نیز لغو کرد؛ مجوز عمومی خرید نفت ایران که نشان‌دهنده استراتژی جدید آمریکا در بهره‌گیری هم‌زمان از اهرم‌های نظامی و اقتصادی برای افزایش فشار بر تهران است.
در مقابل، ایران نیز از حملاتی به ده‌ها پایگاه نظامی آمریکا در منطقه خبر داد و مدعی شد بخش‌هایی از آن‌ها را منهدم کرده است. با وجود تفاوت در روایت‌های دو طرف از جزئیات درگیری، یک حقیقت روشن است: تفاهم‌نامه‌ای که قرار بود به کاهش تنش‌ها کمک کند، اکنون خود به کانون اصلی اختلافات بدل شده است.

دو دیدگاه، یک توافق

تریتا پارسی بر این باور است که ریشه اصلی بحران، نه در متن خود تفاهم‌نامه، بلکه در تفاسیر متفاوت ایران و آمریکا از مفاد آن نهفته است.
از منظر تهران، این توافق هرگز به معنای چشم‌پوشی از نقش ایران در مدیریت تنگه هرمز نبوده است. مقامات ایرانی معتقدند که با وجود نیاز به باز بودن این آبراه برای تردد کشتی‌های تجاری، در طول دوره موقت ۶۰ روزه، تمام شناورها باید عبور خود را با ایران هماهنگ کنند تا در این فرصت، دو طرف به یک سازوکار دائمی برای اداره تنگه دست یابند.
اما آمریکا برداشتی کاملاً متفاوت از همین متن دارد. واشنگتن تاکید می‌کند که باز بودن تنگه هرمز به معنای عبور آزادانه کشتی‌ها از مسیرهای دریایی موجود است و نقش ایران صرفاً به تامین امنیت این مسیرها محدود می‌شود، نه صدور مجوز برای تمامی شناورها.
در ظاهر، این اختلاف بر سر چند کلمه در توافق است، اما در عمل، همین تفاوت تفسیری اکنون به یک بحران امنیتی جدی تبدیل شده که می‌تواند کل فرآیند دیپلماسی را به شکست بکشاند.

چرا تنگه هرمز برای ایران تنها یک آبراه نیست؟

پارسی یادآور می‌شود که نگاه ایران به این موضوع صرفاً حقوقی یا اداری نیست. از دیدگاه تهران، تنگه هرمز مهم‌ترین ابزار بازدارندگی کشور در برابر فشارهای خارجی محسوب می‌شود. اگر کشتی‌ها بتوانند بدون هماهنگی با ایران از مسیرهای جایگزین عبور کنند، این اهرم به تدریج کارایی خود را از دست خواهد داد.
به همین دلیل، ایران نگران است که آمریکا با استناد به تفاهم‌نامه، عملاً الگوی جدیدی برای عبور کشتی‌ها ایجاد کند؛ الگویی که حتی با بازگشت تنش‌های نظامی نیز ادامه یابد و نقش ایران را در این آبراه راهبردی کم‌رنگ سازد.
از منظر ایران، از سرگیری کشتیرانی تجاری با حفظ این اهرم هیچ منافاتی ندارد، مشروط بر اینکه تمام شناورها همچنان عبور خود را با تهران هماهنگ کنند. در غیر این صورت، مقامات ایرانی بر این باورند که توافقی که برای کاهش تنش‌ها طراحی شده بود، به ابزاری برای تضعیف موقعیت استراتژیک ایران تبدیل خواهد شد.

راه حلی که می‌توانست بحران را مهار کند

تریتا پارسی معتقد است اتفاقات اخیر لزوماً به معنای شکست تفاهم‌نامه نیست. به گفته او، شواهد نشان می‌دهد که دو طرف پیش از اوج‌گیری دوباره درگیری‌ها، در حال رسیدن به راه حلی بودند که هم نگرانی‌های امنیتی ایران را برطرف می‌کرد و هم از این جلوگیری می‌کرد که آمریکا و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس احساس کنند کنترل کامل تنگه هرمز به دست تهران افتاده است.
این راه حل بر پایه یک سازوکار ساده اما هوشمندانه بنا شده بود: کشتی‌های تجاری هنگام عبور از تنگه، اطلاعات مسیر خود را هم‌زمان به ایران و یک مرجع دریایی که از سوی شورای همکاری خلیج فارس انتخاب شده، اعلام کنند. به این ترتیب، ایران از تردد کشتی‌ها مطلع می‌شد، بدون آنکه هیچ‌یک از طرف‌های مقابل مجبور به به رسمیت شناختن ادعای حاکمیتی تهران بر تنگه هرمز شوند.
به اعتقاد پارسی، ارزش این پیشنهاد دقیقاً در همین بود که بدون ورود به مناقشه پیچیده حاکمیت، امکان ادامه اجرای تفاهم‌نامه را فراهم می‌آورد و اختلاف اصلی را به مذاکرات آتی موکول می‌کرد.

وقفه و تغییر معادلات

اما این مسیر هیچ‌گاه به نتیجه نرسید. مذاکرات پیش از نهایی شدن، هم‌زمان با مراسم تشییع آیت‌الله علی خامنه‌ای متوقف شد و فرصت دستیابی به یک توافق موقتی از دست رفت.
در همین فاصله، چندین کشتی تجاری با غیرفعال کردن سیستم شناسایی خودکار (AIS) و بدون اطلاع‌رسانی به تهران، از مسیر جنوبی تنگه هرمز عبور کردند. از نگاه ایران، این اقدام تنها یک تخلف دریایی نبود، بلکه تلاشی برای محک زدن مرزهای تفاهم‌نامه و به چالش کشیدن تفسیر تهران از آن تلقی می‌شد.
واکنش ایران نیز از همین زاویه قابل درک است. تهران این عمل را نشانه‌ای از تلاش برای بی‌اعتبار کردن نقش خود در مدیریت تنگه هرمز دانست و با توسل به قدرت نظامی به آن پاسخ داد؛ پاسخی که بار دیگر دو کشور را در چرخه‌ای از عمل و عکس‌العمل گرفتار کرد.

نبرد بر سر «حاکمیت» نه «کشتیرانی»

تریتا پارسی تاکید می‌کند اگر اختلاف صرفاً بر سر امنیت کشتیرانی بود، دلیلی برای این بحران وجود نداشت. ایران تاکنون مانعی برای عبور کشتی‌ها از مسیر شمالی تنگه ایجاد نکرده و تردد از آن مسیر همواره امکان‌پذیر بوده است.
پس چرا اصرار بر استفاده از مسیر جنوبی بدون اطلاع به تهران تا این حد حساسیت‌زا شد؟
پاسخ پارسی روشن است: زیرا این موضوع دیگر صرفاً به مسیر حرکت کشتی‌ها محدود نمی‌شود، بلکه به این پرسش گره خورده که کدام کشور در عمل مرجع مدیریت یکی از حیاتی‌ترین گذرگاه‌های انرژی جهان است.
از یک سو، ایران معتقد است هماهنگی کشتی‌ها با تهران، نشانه‌ای از پذیرش نقش این کشور در اداره تنگه هرمز است؛ نقشی که آن را بخشی جدایی‌ناپذیر از بازدارندگی استراتژیک خود می‌داند.
از سوی دیگر، ایالات متحده و بسیاری از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تمایلی ندارند حتی به صورت نمادین، اقدامی انجام دهند که بعدها به معنای پذیرش کنترل یا حاکمیت ایران بر تنگه هرمز تفسیر شود.
به همین دلیل، پارسی خاطرنشان می‌کند که بحران امروز بیش از آنکه اختلافی بر سر آزادی کشتیرانی باشد، رقابتی برای تثبیت نفوذ، اعتبار سیاسی و موازنه قدرت در منطقه است؛ رقابتی که هر حرکت نمادین در آن، می‌تواند پیامدهایی فراتر از عبور چند کشتی تجاری داشته باشد.

آیا پنجره دیپلماسی همچنان گشوده است؟

با وجود تشدید درگیری‌ها، پارسی همچنان معتقد است که راه خروج از بحران مسدود نشده است. از نگاه او، همان طرح «اطلاع‌رسانی دوگانه» واقع‌بینانه‌ترین گزینه برای جلوگیری از فروپاشی تفاهم‌نامه است.
اجرای این طرح، نه ایران را مجبور به عقب‌نشینی از مواضع خود می‌کند و نه آمریکا را در موقعیتی قرار می‌دهد که به پذیرش ادعای حاکمیتی تهران متهم شود. در عوض، به دو طرف فرصت می‌دهد تا اختلاف بنیادین خود را به مذاکرات آینده واگذار کنند و در این میان، از تبدیل شدن یک اختلاف حقوقی به جنگی تمام‌عیار جلوگیری شود.
به باور پارسی، نابود کردن توافقی که می‌تواند بستر ترتیبات امنیتی گسترده‌تری در خلیج فارس فراهم آورد، صرفاً بر سر این پرسش که در چند هفته آینده کدام نهاد مسئول اسمی هماهنگی عبور کشتی‌ها باشد، تصمیمی پرهزینه و غیرضروری است؛ تصمیمی که ممکن است پیامدهای آن بسیار فراتر از بحران کنونی باشد.

راهبرد جدید آمریکا: بازدارندگی یا تغییر قواعد بازی؟

تریتا پارسی در پایان تحلیل خود، توجه را از اختلاف بر سر تنگه هرمز به راهبرد کلان واشنگتن معطوف می‌کند. از نگاه او، پاسخ اخیر آمریکا صرفاً یک عملیات تلافی‌جویانه نبود، بلکه تلاشی برای تغییر موازنه روانی و نظامی پیش از بازگشت احتمالی به میز مذاکره است.
به اعتقاد پارسی، حملات گسترده به اهدافی در داخل ایران، در کنار بازگرداندن تحریم‌های صادرات نفت، نشان می‌دهد که دولت پرزیدنت دونالد ترامپ در پی تثبیت چیزی است که در ادبیات راهبردی با عنوان «برتری در تشدید تنش» از آن یاد می‌شود؛ یعنی این پیام که اگر ایران سطح درگیری را افزایش دهد، واشنگتن قادر است هزینه‌هایی به مراتب سنگین‌تر بر رقیب تحمیل کند.
در این چارچوب، هدف آمریکا تنها جلوگیری از تکرار اقدامات ایران نیست؛ بلکه می‌خواهد این تصور را در تهران ایجاد کند که ادامه تقابل، برای ایران بسیار پرهزینه‌تر از آمریکاست. به همین دلیل، واکنش واشنگتن در این دور از بحران، به مراتب شدیدتر از اولین رویارویی پس از امضای تفاهم‌نامه بود؛ گویی کاخ سفید می‌خواهد پیش از ازسرگیری مذاکرات، قواعد بازدارندگی را به سود خود بازنویسی کند.

تحریم نفت: اهرم فشار یا پاشنه آشیل آمریکا؟

با این حال، پارسی هشدار می‌دهد که یکی از مهم‌ترین تصمیمات واشنگتن ممکن است در بلندمدت نتیجه‌ای معکوس داشته باشد. لغو مجوز عمومی خرید نفت ایران، اگرچه در ظاهر ابزار فشاری علیه تهران است، اما همزمان می‌تواند اعتبار مهم‌ترین مشوق اقتصادی آمریکا را نیز زیر سوال ببرد.
این مجوز، یکی از ارکان اصلی تفاهم‌نامه بود؛ امتیازی که قرار بود ایران را به ادامه اجرای توافق ترغیب کند. اما ارزش هر مشوقی به این بستگی دارد که طرف مقابل تا چه اندازه به دوام آن اعتماد داشته باشد.
پارسی یادآوری می‌کند که حتی پیش از بحران اخیر نیز بسیاری از شرکت‌ها و دولت‌ها به دلیل تردید نسبت به آینده مذاکرات، حاضر نبودند وارد قراردادهای بلندمدت برای خرید نفت ایران شوند. نگرانی از اینکه دولت پرزیدنت دونالد ترامپ هر لحظه سیاست خود را تغییر دهد و مجوز را تمدید نکند، باعث شده بود این امتیاز از همان ابتدا بخشی از ارزش اقتصادی خود را از دست بدهد.
اکنون اگر واشنگتن در فاصله‌ای کوتاه این مجوز را صادر و سپس لغو کند، این پیام به بازارهای جهانی مخابره می‌شود که خرید نفت ایران بیش از آنکه یک فرصت اقتصادی باشد، تصمیمی است که هر لحظه ممکن است قربانی تحولات سیاسی شود. در چنین شرایطی، طبیعی است که سرمایه‌گذاران و خریداران بالقوه با احتیاط بیشتری عمل کنند و از ورود به تعهدات بلندمدت خودداری ورزند.

توافقی که هنوز می‌توان آن را نجات داد

از نگاه تریتا پارسی, آمریکا ممکن است از منظر خود حق داشته باشد که اقدام ایران را نقض تفاهم‌نامه تلقی کرده و به آن پاسخ دهد؛ اما اگر در این مسیر، مهم‌ترین مشوق اقتصادی توافق را بی‌اعتبار کند، در واقع یکی از مؤثرترین ابزارهای فشار خود را نیز تضعیف خواهد کرد.
واقعیت این است که هرچه مجوز خرید نفت ایران در نگاه بازارهای جهانی غیرقابل اعتمادتر شود، ارزش آن در مذاکرات آینده نیز کاهش خواهد یافت. در نتیجه، واشنگتن هنگام بازگرداندن این امتیاز، دیگر نخواهد توانست امتیازات بزرگی از تهران مطالبه کند؛ زیرا طرف مقابل و حتی بازیگران اقتصادی، اطمینان چندانی به ماندگاری آن نخواهند داشت.
پارسی در نهایت به این جمع‌بندی می‌رسد که بحران کنونی، بیش از آنکه نشانه شکست قطعی دیپلماسی باشد، آزمونی برای سنجش میزان اراده سیاسی دو طرف است. اختلاف اصلی نه بر سر اصل باز بودن تنگه هرمز، بلکه بر سر تفسیر نقش ایران در مدیریت این آبراه و چگونگی حفظ موازنه بازدارندگی شکل گرفته است.
اگر تهران و واشنگتن بتوانند دوباره به راه حلی میانه، مانند سازوکار «اطلاع‌رسانی دوگانه»، بازگردند، هنوز می‌توان از فروپاشی تفاهم‌نامه جلوگیری کرد. اما اگر هر دو طرف بر تفسیر حداکثری خود اصرار ورزند، اختلافی که از نحوه عبور چند کشتی تجاری آغاز شد، می‌تواند به بحرانی تبدیل شود که نه تنها این تفاهم‌نامه، بلکه هرگونه چشم‌انداز برای ایجاد ترتیبات امنیتی پایدار در خلیج فارس را نیز از میان ببرد.
این، شاید مهم‌ترین هشدار تریتا پارسی باشد؛ اینکه گاهی توافق‌ها نه به دلیل اختلافات بزرگ، بلکه بر سر حل نشدن اختلاف‌هایی ظاهراً کوچک از هم می‌پاشند؛ اختلاف‌هایی که اگر اراده سیاسی وجود داشته باشد، می‌توان برای آنها راه حلی یافت، اما اگر به میدان رقابت بر سر اعتبار، بازدارندگی و حیثیت سیاسی تبدیل شوند، هزینه‌ای به مراتب فراتر از موضوع اولیه بر دوش همه طرف‌ها خواهند گذاشت.

گفت‌وگو با خوانندگان

دیدگاه شما