این درگیری که با حملات وسیع و کشتار بیرحمانه غیرنظامیان از جمله دانشآموزان بیگناه آغاز گشت، به سرعت ابعاد انسانی، امنیتی و اقتصادی عظیمی به خود گرفته و بازتابهای گوناگونی را در رسانههای جهانی پدید آورده است. اگرچه یک آتشبس دو هفتهای برقرار و سپس توسط دونالد ترامپ، رئیسجمهور کنونی آمریکا، تمدید شد، اما راهی طولانی و پرچالش تا دستیابی به پایان حقیقی این تجاوز نظامی در پیش است.
رسانههای بینالمللی، هر یک با دیدگاهها و تحلیلهای متفاوت، در تلاشند تا روایت خود را از این جنگ شکل دهند؛ واکاوی این بازتابها میتواند درک عمیقتری از وضعیت کنونی درگیری و چشمانداز آینده آن فراهم آورد.
شبکه خبری بیبیسی در تفسیری تازه، به چالشهای پیش روی آتشبس ناپایدار بین ایران و ایالات متحده پرداخت و گزارش داد که طرفین مجدداً در منطقه خلیج فارس درگیر حملات متقابل شدهاند. طبق این گزارش، فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام) ادعا کرد که چهار فروند پهپاد هجومی متعلق به ایران را که به سمت تنگه هرمز در پرواز بودند، ساقط کرده و سپس مواضع راداری نظارت ساحلی در بخش جنوبی ایران را مورد حملات تلافیجویانه قرار داده است.
بیبیسی در ادامه افزود که ایران نیز در واکنش به این اقدامات، با شلیک هفت موشک بالستیک، دو پایگاه هوایی آمریکا در کویت و همچنین تأسیسات نیروی دریایی ایالات متحده در بحرین را هدف قرار داد. سنتکام در ادعای خود اظهار داشت که شش فروند از این موشکها را رهگیری کرده و یک فروند دیگر نیز به هدف اصابت نکرده است. این تقابل نظامی تنها چند روز پس از حمله پهپادی به فرودگاه بینالمللی کویت رخ داد که ادعا میشود توسط ایران صورت گرفته و منجر به یک کشته و بیش از شصت زخمی شده بود. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ضمن رد هرگونه مسئولیت در قبال حمله به فرودگاه، تأکید کرد که خسارات وارده ناشی از «خطای سیستم رهگیر موشکی آمریکا» بوده است.
این شبکه خبری بریتانیایی همچنین به وقفه در مذاکرات صلح اشاره دارد و به نقل از سخنگوی وزارت امور خارجه ایران بیان میکند که ایالات متحده «به طور مداوم دیدگاههای خود را تغییر داده و خواستههای جدید یا متناقضی را مطرح میسازد.» بخش پایانی این گزارش به یک نکته دیپلماتیک قابل تأمل اشاره میکند: همزمان با تداوم منازعات، آمریکا برای تیم ملی فوتبال ایران به منظور شرکت در رقابتهای جام جهانی، ویزا صادر کرده است. این در حالی است که رئیسجمهور ترامپ صراحتاً اعلام کرده است که محاصره دریایی بنادر ایران «تا زمان دستیابی به یک توافق نهایی» با تمام قوا ادامه خواهد یافت.
در گزارشی از روزنامه گاردین، به تازهترین دور تبادل آتش میان ایران و آمریکا و پیامدهای آن پرداخته شد. گاردین نوشت که بحرین و کویت مورد حملات موشکی و پهپادی ایران واقع شدهاند. این نشریه اعلام کرد که روز شنبه آژیرهای هشدار حمله هوایی در بحرین به صدا درآمد و نیروهای مسلح کویت نیز از رهگیری پهپادها و موشکهای متجاوز خبر دادند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی مسئولیت حمله به پایگاه هوایی علی السالم در بحرین را که مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا محسوب میشود، بر عهده گرفت.
این حملات چند ساعت پس از آن صورت گرفت که سنتکام ادعا کرد چهار پهپاد ایرانی را ساقط کرده و به پایگاههای راداری نظارت ساحلی ایران در سیریک و جزیره قشم حمله کرده است. گاردین اضافه میکند که این سلسله درگیریهای متقابل، آتشبس موجود را بیش از پیش شکننده ساخته و مسیر دستیابی به یک توافق صلح پایدار را با موانع جدی مواجه کرده است. در همین راستا، برنامه جهانی غذا (WFP) در تحلیل جدید خود هشدار داده که احتمال دارد تا ماه ژوئن، ۴۵ میلیون نفر در پی افزایش قیمت سوخت و مواد غذایی که نتیجه مستقیم این جنگ است، با معضل ناامنی غذایی روبرو شوند.
این نشریه بریتانیایی همچنین به اظهارات متناقض رئیسجمهور ترامپ اشاره دارد. رئیسجمهور آمریکا روز جمعه ادعا کرد که «وضعیت ایران به شکل بسیار خوبی در حال پیشروی است»، اما در همان زمان، در مصاحبهای با شبکه انبیسی، اذعان داشت که ایران همچنان بخش قابل توجهی از توان موشکی خود را حفظ کرده است.
شبکه المیادین در مقالهای تحلیلی اظهار داشت که دولت رئیسجمهور ترامپ در مواجهه با ایران، به یک دوراهی حساس و دشوار رسیده است: یا باید توافقی را بپذیرد که به منزله ناکامی در دستیابی به اهداف جنگی آمریکا تلقی خواهد شد، و یا ناچار به ادامه جنگی فرسایشی شود که میتواند به شکستی استراتژیک برای واشنگتن منجر شود.
به گفته نویسنده، برخلاف ادعاهای رئیسجمهور ترامپ مبنی بر انهدام قابلیتهای هستهای و نظامی ایران، واقعیتهای موجود در صحنه عمل گواه این است که ایران کماکان از توانایی مقاومت، حفظ ثبات درونی و اعمال فشار بر منافع ایالات متحده و رژیم صهیونیستی برخوردار است. از دیدگاه این مقاله، عدم موفقیت آمریکا در بازگشایی اجباری تنگه هرمز و ورود ناگزیر به مذاکرات غیرمستقیم با وساطت پاکستان، نشانگر موقعیت مذاکرهای نسبتاً برتر ایران است.
از نظر نویسنده، ایران موفق شده است تا مسائل مرتبط با برنامه موشکی و روابط منطقهای خود را از دستور کار مذاکرات حذف کرده و گفتگوها را بر محور پایان دادن به جنگ متمرکز سازد. پیشنویس تفاهمنامه میان دو طرف نیز شامل کاهش تحریمهای اقتصادی و فشارهای دریایی علیه ایران در ازای پایبندی تهران به عدم توسعه سلاحهای هستهای بوده است.
این مقاله بنیامین نتانیاهو را عامل اصلی به ثمر نرسیدن این تفاهم قلمداد میکند. به باور نگارنده، نخستوزیر اسرائیل همچنان هدف خود را براندازی نظام ایران قرار داده و با بهرهگیری از نفوذ سیاسی گسترده خود در آمریکا، رئیسجمهور ترامپ را از امضای این توافقنامه بازداشته است.
در نهایت، نویسنده به این نتیجه میرسد که تداوم مذاکرات، معقولترین گزینه پیش روی آمریکا و ایران است و سرنوشت آینده منطقه به نتایج این گفتگوها گره خورده است.
شبکه الجزیره در گزارشی تحلیلی، دگرگونیهای تازه در ساختار امنیتی خلیج فارس را واکاوی کرده و استدلال میکند که این منطقه از یک «چتر امنیتی تکبعدی آمریکا» به سمت یک نظام امنیتی چند وجهی و پیچیدهتر در حال حرکت است. در این راستا، رقابت میان قدرتهای بزرگ جهانی (ایالات متحده، چین و روسیه) سبب شده است که خلیج فارس به یکی از نقاط کانونی ژئوپلیتیک جهانی بدل شود. همزمان، پارهای از طرحها میکوشند تا اسرائیل را به عنوان یک بازیگر امنیتی و اطلاعاتی در چارچوب ساختار امنیتی منطقه ادغام نمایند.
نگارنده بیان میکند که این روند میتواند معنای امنیت را از «حفاظت مبتنی بر استقلال» به «وابستگی فنی و اطلاعاتی» تغییر دهد؛ به طوری که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در زمینههای دفاع موشکی، گردآوری اطلاعات و حتی تعریف تهدیدات، به بازیگران خارجی متکی شوند. چنین وضعیتی به تدریج به شکلگیری یک نوع «وابستگی پیچیده و چندلایه» خواهد انجامید.
این مقاله همچنین به پیامدهای سیاسی و اقتصادی این دگرگونی اشاره دارد؛ از بالا رفتن احتمال درگیر شدن زیرساختهای حیاتی در تنشهای منطقهای گرفته تا افزایش آسیبپذیری سرمایهگذاریها و مبادلات تجاری. از منظر سیاسی، این روند میتواند انسجام شورای همکاری خلیج فارس را تضعیف کرده و آن را به مجموعهای از رویکردهای امنیتی پراکنده بدل سازد.
در نهایت، نویسنده تأکید میکند که تهدید اصلی نه صرفاً در خطرات بیرونی، بلکه در بازتعریف مفهوم امنیت به گونهای است که وابستگی به قدرتهای خارجی را نهادینه کرده و موازنه داخلی منطقه را مختل سازد.
روزنامه رأی الیوم در مقالهای، به تحلیل دیدگاه راهبردی ایران در سیاست منطقهای و مفهوم «مقاومت مستمر» یا آنچه در متن با عنوان «جنگ دائمی» از آن یاد شده، میپردازد. نگارنده بر این باور است که ایران، پس از سالها تجربه فشار، تحریم و درگیریهای مستقیم و غیرمستقیم، به این نتیجه رسیده است که اتکا به توافقات محدود با ایالات متحده کارساز نیست و تنها از طریق بازدارندگی فعال و تداوم رویکرد مقاومت میتواند از منافع و امنیت خود و همپیمانانش حراست کند. در این چهارچوب، ترور سردار شهید سلیمانی و حملات مستقیم به برخی مواضع ایرانی، به عنوان نقطه عطفی در دگرگونی استراتژی تهران معرفی میگردد.
این مقاله همچنین تأکید دارد که این دگرگونی صرفاً برآمده از رویکرد جریانات تندرو نیست، بلکه نتیجه اجماع نسبی در کل ساختار قدرت ایران برای حفظ همبستگی داخلی و رویارویی با فشارهای خارجی است. بر اساس این تحلیل، محور مقاومت با ایجاد ارتباط و هماهنگی میان جبهههای گوناگون منطقهای، میکوشد تا از هرگونه توافقات جداگانهای که به تضعیف متحدانش منجر شود، جلوگیری کند.
در ادامه، نویسنده این وضعیت را به نوعی «جنگ سرد فعال» تشبیه میکند که در آن نه صلحی پایدار برقرار شده و نه جنگی تمامعیار به وقوع پیوسته است. به اعتقاد وی، این شرایط به ایران فرصت میدهد تا جایگاه منطقهای خود را تثبیت نماید. در پایان نیز تصریح میشود که راهبرد مقاومت، هرچند مستلزم هزینههایی است، اما در نهایت میتواند به برقراری موازنه جدید منطقهای و پایان دادن به اشغالگری و مداخلات خارجی منتهی شود.
روزنامه «چاینا دیلی» در پکن، طی گزارشی تحت عنوان «تنشهای جدید، آتشبس شکننده ایران و آمریکا را تحت فشار گذاشته است»، اعلام کرد که تشدید مجدد درگیریهای نظامی و اختلافات سیاسی، روند مذاکرات برای اتمام جنگ را با موانع جدیدی مواجه ساخته است. این روزنامه اشاره کرد که در حالی که مقامات ایرانی از عدم پیشرفت ملموس در گفتگوهای مربوط به پایان جنگ سخن




