به گزارش سایت ۱۲۰ واحد، پیامهای اخیر تروئیکای اروپایی مبنی بر تمایل برای شروع دوباره گفتوگوها با تهران، بیش از آنکه یک چرخش مبتنی بر اراده صلحطلبانه باشد، بازتابی از شرایط آشفته داخلی در برلین، پاریس و لندن است. پایتختهای قاره سبز که در سالهای اخیر با اتخاذ مواضع تند در پرونده اوکراین و تقابل با ایران مسیر بحران را برگزیدند، اینک با امواجی از ناآرامیهای اجتماعی، تورم کمسابقه و کمبود منابع انرژی دستوپنجه نرم میکنند و بهناچار در جستوجوی مفری برای نجات از تنگناهای خودساخته هستند.
تزلزل اقتصادی و جهش بیسابقه بهای سوخت
ریشه تنشهای کنونی در درون جامعه اروپا را باید در بهای سرسامآور سوخت جستوجو کرد. التهاب در آبراههای تجاری حساس، نظیر تنگه هرمز، هزینههای انتقال کالا و حاملهای انرژی را به سطوحی تاریخی رسانده است؛ چنانکه ارقام ثبتشده در ماههای اخیر از سه برابر شدن نرخ گاز طبیعی نسبت به دوران پیش از تنشها حکایت دارد و قیمت به بیش از ۸۵ یورو در هر مگاواتساعت رسیده است. سرایت این گرانی به سوختهای مصرفی نظیر گازوئیل و بنزین، معیشت خانوارهای اروپایی را بهشدت تحت فشار قرار داده است.
پیامد ملموس این فشارها، ظهور اعتراضات پیاپی در شهرهای مختلف است. از درگیریهای خیابانی در فرانسه و تظاهرات بر سر مسکن در اسپانیا گرفته تا مسدود شدن شریانهای حملونقل توسط رانندگان معترض در ایتالیا، نشانههای پاییز و زمستانی ناآرام را پیش چشم تحلیلگران قرار داده است. در این میان، کاهش شدید حجم ذخیرهسازیهای استراتژیک در کشورهایی چون آلمان، آسیبپذیری ساختار اقتصادی این قاره را دوچندان کرده است.
صورتحساب سنگین جنگ اوکراین برای قاره سبز
مشکلات اروپا تنها محدود به خاورمیانه نیست؛ ارسال صدها میلیارد یورو کمکهای تسلیحاتی و اقتصادی به کییف طی سالیان گذشته و تعهد پرداخت بستههای مالی گسترده جدید، خزانه کشورهای عضو اتحادیه را با کسری مواجه کرده است. افزون بر این، تحریمهای تجاری علیه مسکو موجب کاهش چشمگیر صادرات و واردات صنعتی شده و هزینه سنگین رویارویی نیابتی ناتو با روسیه مستقیماً بر دوش مالیاتدهندگان اروپایی افتاده است. چنین هزینههای گزافی، امکان مانور دیپلماتیک را برای رهبران اروپایی بهشدت محدود کرده است.
برلین در کانون بحران
در میان اعضای تروئیکا، آلمان در موقعیتی بهمراتب متزلزلتر قرار دارد. افت جدی سطح مخازن گازی این کشور و سایه سنگین رکود اقتصادی، هراس دولتمردان آلمانی را از گسترش خشم عمومی تشدید کرده است. از این رو، تعجیل برلین برای میانجیگری و گفتگو، تلاشی مستقیم برای مهار ناپایداریهای درون مرزهای خود محسوب میشود.
وقتی ضربه تحریمها به سوی پرتابکننده بازمیگردد
رفتار کنونی تروئیکا مصداق بارز ضربالمثل بومرنگ است. تلاشهای گذشته اروپاییها برای مسدود کردن مسیرهای دیپلماتیک و فعالسازی اهرمهای فشاری چون سازوکار اسنپبک، مسیر تفاهم را ویران کرد. گرچه در آن مقطع نسبت به بسته شدن کانالهای گفتگو هشدار داده شده بود، اروپا با نادیده گرفتن واقعیتها به سوی تشدید تقابل رفت؛ رفتاری که در نهایت با آشفتگی بازارهای سوخت و کاهش امنیت انرژی به خانه خود بازگشت.
علاوه بر این، مواضع رسمی اروپا در مورد بیطرفی با اسناد میدانی همخوانی ندارد. گزارشهای نهادهای نظامی غربی از جمله ناتو نشان میدهد که پایگاهها و آسمان اروپا بهعنوان بستر پشتیبانی برای اقدامات نظامی واشنگتن علیه منافع منطقهای ایران مورد استفاده قرار گرفته است؛ دوگانگی آشکاری که نشان میدهد اروپا میان تبعیت از راهبردهای آمریکا و حل بحرانهای اقتصادی خود گرفتار شده است.
دیپلماسی از سر استیصال یا تغییر رویکرد؟
نشستن بر سر میز مذاکره اگر صرفاً تاکتیکی مقطعی برای کاهش التهاب در بازارهای انرژی و تضمین امنیت کشتیرانی باشد، گرهای از مشکلات بنیادین نخواهد گشود. اولویتبندی اروپا برای تثبیت تردد دریایی در تنگه هرمز و موکول کردن دیگر موضوعات به مراحل بعدی، گواه آن است که انگیزه اصلی غرب، مدیریت اضطراری بحران است نه نگاه استراتژیک به دیپلماسی. تا هنگامی که پایتختهای غربی از سیاستهای تقابلی و رفتارهای متناقض دست نکشند، چنین مانورهایی تنها مسکنی موقت برای فرار از بحرانهای داخلی خواهد بود.




