رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه، ۳ آبان ۱۴۰۵نسخه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلیسایت خبری 120 واحد، خبرهای به روز و معتبر
جستجو در آرشیو رسانه
تازه‌ترین
اخبار

افشای اسناد محرمانه: چگونه دربار پهلوی فساد خواهر شاه را پنهان می‌کرد؟

· 8 دقیقه مطالعه

از سال ۱۳۳۲ به بعد، سیاست‌های خاصی برای کنترل فضای عمومی و مدیریت منابع ملی به کار گرفته شد. این اقدامات شامل سانسور رسانه‌ها، محدود کردن فعالیت مطبوعات و دخالت نهادهایی چون ساواک بود که همگی در راستای یک هدف مشخص عمل می‌کردند. اسناد و تصمیمات آن دوران، نه به صورت مجزا، بلکه در کنار یکدیگر، نمایی کلی از ساختار قدرت وقت را به تصویر می‌کشند. مطالعه مجدد این اسناد، صرفاً مرور گذشته نیست، بلکه تلاشی برای درک عمیق‌تر اوضاع سیاسی و اجتماعی آن برهه از زمان است.

سانسور برای حفظ «آبرو» دربار

بر اساس یک سند بسیار محرمانه از ساواک که به تاریخ ۲۶ بهمن ۱۳۳۷ بازمی‌گردد، دستگاه امنیتی رژیم پهلوی فرمانی برای سانسور شماره‌ی ۵۲۵۱ مجله‌ی «تایم» صادر کرد. دلیل این دستور، انتشار مطالبی درباره فعالیت‌های مجرمانه و فساد اخلاقی اشرف پهلوی، خواهر دوقلوی شاه، در صفحات میانی این نشریه معتبر بین‌المللی بود.

در کتابی با عنوان «زنان دربار به روایت اسناد ساواک» این‌گونه روایت شده است: «در محافل خبری تهران شایع شده بود که نسخه‌های اخیر مجله تایم که به ایران رسیده، تماماً توسط سازمان اطلاعات و امنیت کشور بررسی و دو صفحه میانی آن حذف شده است. گفته می‌شود محتوای این دو صفحه، که توسط یک خبرنگار آمریکایی تهیه شده بود، به قاچاق مواد مخدر و شبکه قاچاقچیان هروئین و کوکائین در ایران اشاره داشته و والاحضرت اشرف پهلوی و اعلیحضرت همایون شاهنشاه و علیاحضرت ملکه مادر به ترتیب به عنوان گردانندگان اصلی باند فروشندگان این مواد در خاورمیانه و ایران معرفی شده بودند.»

ساواک به خوبی می‌دانست که انتشار چنین اخباری، به خصوص در یک مجله معتبر غربی، می‌تواند پایه‌های تبلیغات رژیم پهلوی را که بر ایده‌ی «تمدن بزرگ» بنا شده بود، متزلزل کند. در ادامه گزارش ساواک آمده: «در این مجله ذکر شده بود که والاحضرت اشرف پهلوی به دلیل شناخته شدن در سفرهایی که برای حمل مواد مخدر انجام می‌دهند، توسط پلیس کشورهای اروپایی تحت نظر هستند. حتی والاحضرت اصولاً حق ورود به خاک فرانسه را ندارند، زیرا در هر سفر […] با استفاده از مصونیت خاندان سلطنتی، مقادیر زیادی مواد افیونی و هروئین را به خاورمیانه منتقل می‌کنند.»

شاهزاده‌ای در نقش سرکرده مافیا

این مورد، تنها یکی از نمونه‌های سانسور در دوران پهلوی نبود، بلکه جزئی از یک الگوی گسترده‌تر به شمار می‌رفت. در این الگو، نهادهای امنیتی و اطلاعاتی رژیم، مسئول پنهان کردن ابعاد مختلف زندگی و فعالیت‌های پرحاشیه اشرف پهلوی بودند. بررسی اسناد و خاطرات باقی‌مانده از آن دوره نشان می‌دهد که اشرف پهلوی، علاوه بر موقعیت سیاسی، به دلیل نفوذ عمیق در ساختار قدرت و دخالت در امور اجرایی کشور، یکی از تأثیرگذارترین و در عین حال جنجالی‌ترین شخصیت‌های خاندان سلطنتی بود. واکنش برخی سیاستمداران آن زمان، از جمله حسین علاء و اردشیر زاهدی، به نقش‌آفرینی‌های او، خود شاهدی بر گستره این نفوذ و چالش‌های ناشی از آن در دل حاکمیت است.

حسین فردوست، رئیس دفتر ویژه اطلاعات و نزدیک‌ترین دوست شاه، در خاطرات خود تصویری از خواهر دوقلوی محمدرضا شاه ارائه می‌دهد که او را نه یک شاهزاده، بلکه یک «قاچاقچی بین‌المللی» معرفی می‌کند. فردوست می‌نویسد: «اشرف قاچاقچی بین‌المللی بود و قطعاً عضو مافیای آمریکاست. او هرجا می‌رفت، در یکی از چمدان‌هایش هروئین حمل می‌کرد و کسی جرئت بازرسی نداشت. این موضوع توسط برخی مأموران به من گزارش شد و من نیز به محمدرضا اطلاع دادم که اشرف چنین کاری می‌کند. محمدرضا فقط دستور داد که به او بگویید این کار را نکند! چه کسی باید می‌گفت، من؟ وقتی خود محمدرضا نمی‌توانست یا نمی‌خواست جلوی اشرف را بگیرد، من چه کاره بودم و چگونه می‌توانستم؟»

اعتراف فردوست به عنوان یکی از مقامات عالی‌رتبه اطلاعاتی رژیم، اعتبار ادعاهای مطرح‌شده درباره نقش اشرف در قاچاق مواد مخدر را به شدت افزایش می‌دهد. بر اساس این سند، نه تنها این اتهامات بی‌اساس نبودند، بلکه شاه نیز با وجود آگاهی کامل، قادر به مقابله با خواهرش نبوده است. فردوست در ادامه اشاره می‌کند: «به هر حال، مسئله قاچاق مواد مخدر و ارتباط اشرف با مافیا به تدریج علنی و به یک رسوایی بین‌المللی تبدیل شد و در مطبوعات خارجی بازتاب یافت.»

مصونیت دیپلماتیک؛ پوششی برای خلافکاری

اشرف پهلوی با سوءاستفاده از جایگاه خود و پاسپورت سیاسی، یک شبکه عظیم ترانزیت مواد مخدر را اداره می‌کرد. در نوامبر ۱۹۶۱ در فرودگاه کوانترن ژنو، چمدان‌های اشرف مورد بازرسی قرار گرفت و مقادیر زیادی هروئین در آن‌ها کشف شد، اما مأموران فرودگاه به دلیل مصونیت دیپلماتیک او را آزاد کردند. مجله آمریکایی «ساگا» در نوامبر ۱۹۷۳ به این ماجرا پرداخت و علت آزادی اشرف را «ذخایر ارزی دربار شاه در بانک‌های سوئیس» اعلام کرد.

علاوه بر این، در تاریخ ۲۱ فوریه ۱۹۷۱ (۲ اسفند ۱۳۴۹) پس از دستگیری حسن قریشی و افشای نقش امیرهوشنگ دولو قاجار (آجودان شاه و سلطان خاویار)، دوباره نام اشرف بر سر زبان‌ها افتاد. روزنامه تریبون دوژنو در تاریخ ۱۱ آوریل ۱۹۷۲ نوشت: «همه شواهد نشان می‌دهد که شاه ایران که قرار است برای افتتاح مجمع عمومی سازمان بین‌المللی کار به ژنو بیاید، علاقه‌مند است که این جریان هرچه سریع‌تر به پایان برسد.» دربار ایران برای سرپوش گذاشتن بر این رسوایی، مبالغ هنگفتی رشوه به مقامات قضایی سوئیس پرداخت تا پرونده مختومه اعلام شود.

گستره این فعالیت‌ها تا آنجا بود که مجله ساگا در مقاله‌ای با عنوان «ثروتمندترین و مشهورترین مردی که قاچاق مواد مخدر می‌کند» نوشت: «۱۴ تن تریاک قاچاق که در مرز افغانستان توقیف شده بود، به کاخ سعدآباد، محل اقامت والاحضرت شاهدخت اشرف پهلوی برده می‌شود و سپس توسط [او] به فروش می‌رسد […] کلیه مواد مخدر پس از کشف توسط مأموران، باید پس از سی روز به کاخ سعدآباد فرستاده شود.»

شبکه جنایت و حذف فیزیکی

خاطرات پروین غفاری، از جمله منابعی است که به ابعاد دیگری از فعالیت‌هایی که به اشرف پهلوی نسبت داده می‌شود، پرداخته است. او در روایت خود از قتل یک خلبان آمریکایی به نام «جک» سخن می‌گوید که به گفته وی، در قاچاق کوکائین دست داشته است. بر اساس این روایت، اشرف پهلوی به دلیل نقشی که در این شبکه‌ها ایفا می‌کرده، در جریان یک رقابت مافیایی دستور حذف او را صادر و سپس تلاش کرده با صحنه‌سازی، مسئولیت قتل را متوجه پروین غفاری کند.

همچنین، حادثه ترور نافرجام اشرف در نیس فرانسه (شهریور ۱۳۵۶) که منجر به کشته شدن «فروغ خواجه‌نوری» شد، پرده‌ای دیگر از ارتباطات خطرناک او با باندهای تبهکار برمی‌دارد. فردوست در این باره می‌نویسد: «ناگهان اتومبیلی جلوی آن‌ها را سد می‌کند و فروغ را که از ترس به اشرف چسبیده بود، با یک رگبار از پای درمی‌آورد. بعدها مشخص شد که آن‌ها از اعضای مافیا بوده‌اند.»

ترانزیت مواد مخدر از بالاترین سطوح

بررسی‌ها نشان می‌دهد که رژیم پهلوی، در حالی که در داخل کشور تظاهر به «مبارزه با اعتیاد» می‌کرد و قاچاقچیان خُرد را به جوخه‌های اعدام می‌سپرد، در بالاترین سطوح خود به کانونی برای ترانزیت مواد مخدر تبدیل شده بود. ارتشبد فردوست با اشاره به نقش ارتشبد اویسی (فرمانده وقت ژاندارمری) می‌گوید: «اویسی سهم خود را از تریاک‌های وارد شده از افغانستان و ترکیه برمی‌داشت. او حتی تریاک‌های مکشوفه را نیز بالا می‌کشید و می‌فروخت.»

حتی در داخل دربار نیز این موضوع باعث ایجاد تنش شده بود. طبق اسناد ساواک، یکی از بانوان نزدیک به اشرف اظهار داشته: «چندی قبل از سفر شاهنشاه به شیراز، میان [او] و والاحضرت اشرف پهلوی بر سر دخالت والاحضرت در امر قاچاق مواد مخدر گفت‌وگو و مجادله‌ای صورت گرفت […] و حتی در پاسخ به والاحضرت که با تندی در حضور برادر تاجدار خود صحبت می‌کرده، فرموده‌اند: در صورت تکرار، دستور جلوگیری صادر خواهم کرد. روی همین اصل از روز مذکور تا کنون بین شاهنشاه و والاحضرت اشرف پهلوی کدورتی ایجاد شده و در حال قهر می‌باشند.» اما این تذکرات شاه، نه از سر دلسوزی برای جامعه، بلکه بیشتر به خاطر حفظ ظواهر و جلوگیری از رسوایی‌های بین‌المللی بود.

گفت‌وگو با خوانندگان

دیدگاه شما