رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه، ۳ آبان ۱۴۰۵نسخه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلیسایت خبری 120 واحد، خبرهای به روز و معتبر
جستجو در آرشیو رسانه
تازه‌ترین
سیاست خارجی

چرا ثبات افغانستان به تغییر رویکرد ایران گره خورده است؟ کابل زیر سایه معادلات تهران

· 6 دقیقه مطالعه
چرا ثبات افغانستان به تغییر رویکرد ایران گره خورده است؟ کابل زیر سایه معادلات تهران

امنیت، اقتصاد، مدیریت منابع آب و حتی سرنوشت میلیون‌ها انسان، همگی ابعادی از این پیوند عمیق است که هرگونه تغییر در سیاست‌های تهران، به‌طور مستقیم کابل را متأثر می‌سازد. این وابستگی متقابل، تغییر معادلات ایران را برای افغانستان به مسئله‌ای حیاتی تبدیل کرده است.

امنیت مرزی؛ خط مقدم مقابله با تهدیدات

مرز طولانی میان دو کشور، نه فقط یک خط جغرافیایی، بلکه عرصه‌ای مهم برای تعاملات امنیتی است. رشد فزاینده گروه‌های تروریستی مانند داعش خراسان، تهدیدی جدی و فوری برای هر دو ملت محسوب می‌شود. تجربیات گذشته نشان داده است که ناامنی در یک سوی مرز می‌تواند به سرعت به سوی دیگر سرایت کند. از این رو، هرگونه دگرگونی در رویکرد امنیتی ایران در قبال مرزها، به‌معنای تقویت یا تضعیف سپر دفاعی افغانستان خواهد بود. همکاری‌های مستمر امنیتی و اطلاعاتی، تبادل دقیق داده‌ها درباره تحرکات تروریست‌ها و ایجاد سازوکارهای مشترک برای پایش و کنترل مرزها، از عواملی حیاتی برای پایداری و ثبات هر دو کشور است.

شریان‌های حیاتی اقتصاد؛ از چابهار تا بازار کابل

افغانستان به‌عنوان کشوری محصور در خشکی، نیاز مبرمی به مسیرهای ارتباطی برای دسترسی به بازارهای جهانی و منطقه‌ای دارد. در این میان، بندر راهبردی چابهار در ایران، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و مقرون‌به‌صرفه‌ترین مسیرها، دروازه کابل به آب‌های آزاد و بازار پهناور هند به شمار می‌رود. توسعه این بندر و تسهیل عبور کالا از خاک ایران، قادر است هزینه‌های تجاری افغانستان را به میزان قابل توجهی کاهش داده و اتکای آن را به مسیرهای سنتی کمتر کند.

ایران همچنین یکی از بزرگ‌ترین شرکای تجاری افغانستان است. هرگونه تغییر در سیاست‌های گمرکی، تعرفه‌ای و ارزی ایران، تأثیری مستقیم بر بازار داخلی افغانستان خواهد داشت. روان‌سازی فرآیندهای تجاری، حذف موانع اداری و تضمین ثبات در سیاست‌های اقتصادی، می‌تواند به شکوفایی روابط بازرگانی دوجانبه و در نتیجه تقویت اقتصاد افغانستان کمک شایانی کند.

مدیریت منابع آب؛ معمای هیرمند

مسئله حقابه رودخانه هلمند/هیرمند، همواره یکی از پیچیده‌ترین و جدی‌ترین چالش‌ها میان تهران و کابل بوده است. این موضوع تنها یک مسئله فنی یا حقوقی نیست؛ بلکه ابعاد گسترده اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی دارد. معیشت کشاورزان و زیست‌بوم مناطق مرزی افغانستان به‌شدت به مدیریت صحیح این منابع آبی وابسته است و از سوی دیگر، خشکسالی در شرق ایران نیز می‌تواند بر روابط دیپلماتیک دو کشور سایه افکند.

رویکرد ایران، چه از طریق تعامل و چه از راه تقابل در این پرونده، نقشی تعیین‌کننده بر کشاورزی و زندگی مردم مناطق مرزی افغانستان و همچنین بر روابط دیپلماتیک دوجانبه دارد. گفت‌وگوهای تخصصی و حقوقی منظم، احترام به معاهدات پیشین و پرهیز از سیاسی کردن این موضوع، می‌تواند از بروز تنش‌های جدید جلوگیری کرده و راه را برای مدیریت مشترک و پایدار منابع آب هموار سازد.

سرنوشت میلیون‌ها مهاجر افغان در ایران

ایران میزبان میلیون‌ها مهاجر و تبعه افغان از اقشار گوناگون است. این حضور گسترده، پیوندهای عمیق انسانی و اقتصادی میان دو ملت ایجاد کرده است. تصمیمات دولت ایران درباره سازماندهی، اسکان، بازگشت یا اعطای تسهیلات به این مهاجرین، فشار اقتصادی و اجتماعی مستقیمی را به داخل افغانستان منتقل می‌کند.

بازگشت ناگهانی و بدون برنامه‌ریزی مهاجرین می‌تواند بار سنگینی بر بازار کار، خدمات عمومی و زیرساخت‌های شهری افغانستان وارد کند. در مقابل، ایجاد سازوکارهای منظم برای حضور قانونی مهاجرین، اعطای مجوزهای کار و حمایت از حقوق آنان، می‌تواند به نفع هر دو کشور باشد. این موضوع نشان می‌دهد که سیاست مهاجرتی ایران نمی‌تواند صرفاً یک تصمیم داخلی تلقی شود؛ بلکه تأثیری مستقیم و بسزا بر ثبات اجتماعی و اقتصادی افغانستان دارد.

جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی کابل؛ با حمایت تهران

ایران، به‌عنوان یک بازیگر مهم و کلیدی در منطقه، می‌تواند روند ادغام دیپلماتیک افغانستان در سازمان‌های منطقه‌ای، مانند سازمان همکاری شانگهای را تسهیل کند. جایگاه ممتاز تهران در معادلات منطقه‌ای، توانایی آن برای نقش‌آفرینی در نشست‌های چندجانبه و روابط گسترده با کشورهای همسایه، از عواملی است که می‌تواند بر موقعیت بین‌المللی کابل تأثیرگذار باشد.

همکاری ایران در معرفی افغانستان به نهادهای منطقه‌ای، حمایت از حضور نمایندگان افغانستان در اجلاس‌های اقتصادی و امنیتی و تلاش برای ایجاد درک مشترک درباره تحولات این کشور، می‌تواند از انزوای دیپلماتیک کابل بکاهد و مسیر تعامل آن با جامعه جهانی را هموارتر کند.

نتیجه‌گیری

معادلات سیاسی و راهبردی ایران، همچون دماسنجی برای سنجش ثبات در افغانستان عمل می‌کند. کابل برای عبور موفقیت‌آمیز از بحران‌های اقتصادی و امنیتی خود، نیازمند بازتعریف و تقویت روابط با تهران بر پایه منافع مشترک است. هرگونه چرخش در سیاست خارجی ایران در قبال همسایگان، می‌تواند به‌معنای گشایش اقتصادی یا تشدید انزوای ژئوپلیتیک برای افغانستان باشد.

ایران و افغانستان، به دلیل همسایگی دیرین، پیوندهای فرهنگی و تاریخی عمیق و وابستگی‌های متقابل اقتصادی و امنیتی، نمی‌توانند نسبت به تحولات داخلی یکدیگر بی‌تفاوت باشند. آینده روابط دو کشور، بیش از هر چیز به توانایی دو طرف در شناخت منافع مشترک، مدیریت هوشمندانه اختلافات و ساختن سازوکارهای پایدار همکاری بستگی دارد. در چنین بستری، تغییر معادلات ایران تنها یک موضوع سیاست داخلی تهران نیست؛ بلکه عاملی تعیین‌کننده در مسیر آینده و سرنوشت افغانستان به شمار می‌رود.

گفت‌وگو با خوانندگان

دیدگاه شما