خوشبختانه ساختار شورای عالی امنیت ملی به گونهای طراحی شده که ترکیبی از چهرههای سیاسی و مسئولان اقتصادی مانند رئیس سازمان برنامه و بودجه در آن حضور دارند تا تصمیمگیریها بر پایه آمار و واقعیتهای عینی انجام شود، نه شعارهای توخالی. برآیند تصمیمات این نهاد بدون شک بسیار فراتر از نظرات پراکنده و آرمانگرایانه فردی خواهد بود.
هدف این نوشتار، تاکید بر لزوم هوشیاری در برابر پاتکهای حریف است. متاسفانه شاهدیم که برخی رسانهها مجدداً خواستار برخورد شدید با چهرههای اصلاحطلب و اعتدالگرا شدهاند؛ صرفاً به این دلیل که درباره نحوه مواجهه با تنگه هرمز هشدارهایی دادهاند. در حالی که دغدغه اصلی، مراقبت از بازیهای سیاسی حریف است. نباید فراموش کرد که دشمن با هدف براندازی و غارت منابع به میدان آمد اما امروز حاکمیت کشور پابرجا و منابع حفظ شده است.
این رفتار تهاجمی به منتقدان داخلی یادآور رویکرد گروههای انحرافی در دهههای گذشته است؛ زمانی که در توجیه ترورها میگفتند دشمن اصلی (آمریکا) دور است و دشمنان نزدیکتر را باید زد! سالها بعد نیز جریانهای تکفیری مانند داعش در پاسخ به این سوال که چرا به جای مبارزه با آمریکا به کشتار مسلمانان میپردازند، همین منطق را تکرار کردند و منتقدان داخلی را دشمنان نزدیکتر خواندند.
این شیوه برخورد، حکایت معروف ملانصرالدین را تداعی میکند که کلیدش را در تاریکی خیابان گم کرده بود اما در خانه به دنبال آن میگشت، چون خانه روشنتر بود! برخی جریانها نیز به جای مواجهه منطقی با واقعیتها، به دلیل راحتی کار، به متهم کردن چهرههای داخلی روی میآورند.
اینکه هر موضوعی را به نقد و تخریب اصلاحطلبان یا تحلیلگران مستقل ربط دهیم، شبیه داستان معروف «و اما پاکستان» است که فرد در هر بحثی نهایتاً به پاکستان گریز میزد. در شرایطی که فرآیند تصمیمگیریهای کلان و توافقات حاصل کار جمعی در نهادهای حاکمیتی است و دولت فعلی به ریاست مسعود پزشکیان نیز مسیر مصوبات توافقشده را طی میکند، متهم کردن تحلیلگران بیرونی بیانصافی آشکار است.




