شنیدهها حاکی از آن است که رئیسجمهور، پیمان جبلی را نیز مورد توبیخ قرار داده است.
در همین راستا، حسین کمالی، که ریاست خانه احزاب ایران را برعهده دارد، در گفتوگویی صریح به انتقاد از رسانه ملی پرداخت و اظهار کرد: “سالهاست که این سازمان در چرخهای از تکرار و بیبرنامگی گرفتار آمده است. تمام بخشهای آن، از فیلمهای تلویزیونی گرفته تا میهمانان برنامهها و موضوعاتی که مطرح میشوند، از یک استراتژی روشن علمی و منطقی محرومند. نه بر پایه نگاه ملی و دروننگر عمل میکنند و نه با شناخت فرهنگ و سیاست جهانی، رویکرد بروننگر مناسبی دارند؛ گویی نوعی دگردیسی منفی در تمام امور آن محسوس است.”
مدیران صداوسیما فاقد برنامه و سیاست مشخص هستند
وی افزود: “به نظر میرسد مدیران ارشد صداوسیما فاقد هرگونه برنامه یا سیاستگذاری مشخصی هستند. آنها این نهاد را ملک شخصی و متعلق به گروه کوچک همفکر خود میدانند و تنها نظرات کسانی را بازتاب میدهند که با دیدگاههایشان همسو و همجهت باشند. فقط اشخاص خاصی را میپسندند که با افکارشان سازگاری دارند و به همین دلیل، مرتباً از همان چهرههای تکراری برای حضور در برنامهها و مصاحبهها دعوت میکنند.”
کمالی در ادامه به نحوه انتخاب فیلمها نیز اشاره کرد و گفت: “این رویکرد محدودیتزا در پخش فیلمها نیز مشاهده میشود؛ برخی آثار خاص را حتی ده یا بیست بار از شبکههای مختلف پخش میکنند. این در حالی است که هر روزه انبوهی فیلم در سطح جهان تولید میشود، اما رسانه موسوم به ملی ما به نمایش مجموعهای بسیار محدود و گزینشی از آثار مورد نظر خود بسنده میکند.”
رئیس خانه احزاب ایران همچنین به انتقاد از شیوه نظرسنجیها برای انتخاب فیلمها پرداخت و بیان داشت: “گاهی اوقات چهار فیلم از پیش انتخاب شده را به مردم عرضه میکنند و از آنها میخواهند که یکی را برای پخش برگزینند. این روش که گزینهها از ابتدا محدود شدهاند و مخاطب تنها میتواند از میان همان گزینههای از پیش تعیین شده انتخاب کند، نوعی بیاحترامی به شرکتکنندگان در نظرسنجی است که البته برای مجریان آن نامفهوم است.”
وی تصریح کرد: “صداوسیما، با دارا بودن نزدیک به ۱۰ هزار فرستنده و شبکههای متعدد داخلی، بینالمللی، اینترنتی و سنتی، و حتی با بهرهگیری از روزنامه و خبرگزاری، نتوانسته است نقش مثبت و مؤثری در تبیین مظلومیت ملت ایران در سطح بینالملل و ارائه آموزشهای ملی برای مقابله با هجمهها و خطراتی که متوجه این ملت شریف و متمدن است، ایفا کند.”
بسیاری از برنامهها قربانی سانسور و کتمان حقایقاند
کمالی با اشاره به عملکرد بینالمللی این رسانه گفت: “تصویری که امروزه از ایران مظلوم در افکار عمومی جهانیان وجود دارد، به دلیل تبلیغات مسموم بدخواهان، چندان مساعد نیست و این وضعیت تا حد زیادی محصول عملکرد ضعیف مجموعهای است که با دهها هزار نیروی انسانی، بدون برنامه و استراتژی، صرفاً به شکل روزمره و در جهت حفظ بقای خود فعالیت میکند.”
وی همچنین از محتوای برنامههای داخلی صداوسیما انتقاد کرد و اظهار داشت: “بسیاری از برنامهها گرفتار سانسورها و عدم بیان واقعیتها هستند و همین موضوع سبب شده است که اقشار مختلف جامعه، بهخصوص جوانان، برای دسترسی به اخبار بیشتر به رسانههای خارجی روی آورند؛ رسانههایی که غالباً با جهتگیریهای خاص، اخبار صحیح و ناصحیح را در هم میآمیزند و در صدد پیشبرد اهداف استعمارگران در کشور ما هستند. با این رویکرد، بخش قابل توجهی از مردم مجبور به مراجعه به همین رسانهها میشوند.”
کمالی در ادامه گفت: “نبود شفافیت، انحصارگرایی، نادیده گرفتن حقایق، پنهانکاری، بیتوجهی و سانسوری که تمام ارکان صداوسیما را فرا گرفته، موجب آزردگی مردم شده و باعث شده که این سازمان را یک رسانه ملی واقعی ندانند.”
وی همچنین از کارشناسان و تحلیلگران حاضر در برنامههای رسانه ملی انتقاد کرد و گفت: “افرادی که به عنوان تحلیلگر در این رسانه حضور مییابند، بیشتر به مداحان شبیهاند تا به متخصصان و صاحبنظران آشنا با سیاست جهانی، روابط بینالملل و مسائل سیاسی که بتوانند نقشی ملی ایفا کنند. ضمن اینکه تنوعی در انتخاب افراد از میان طیفهای فکری مختلف نیز دیده نمیشود.”
صداوسیما بودجهای بالغ بر ۱۰ تریلیون تومان در اختیار دارد
کمالی اضافه کرد: “حتی از میان اصولگرایان نیز معمولاً افرادی برای حضور در برنامهها انتخاب میشوند که فاقد دانش و توانایی علمی کافی هستند؛ چهرههای تکراری که گویی از یک خط تولید خارج شدهاند و با طرز فکری یکسان، حرفهای ملالآور و تکراری، موجب خستگی و دلزدگی مخاطب میشوند.”
وی افزود: “گاهی شیوه بیان و اظهارنظر برخی میهمانان برنامهها به قدری یکسان است که انگار همگی یک متن واحد را در اختیار دارند؛ یک نفر مطلبی را بیان میکند و نفر بعدی همان حرفها را با همان استدلالها و حتی همان کلمات و ارقام تکرار میکند. نتیجه این میشود که مخاطب با محتوایی یکنواخت و خستهکننده روبرو میشود که در آن هیچ نوآوری و تنوعی وجود ندارد.”
رئیس خانه احزاب ایران با اشاره به بودجه هنگفت صداوسیما اظهار کرد: “این سازمان، با وجود اختصاص بودجهای نزدیک به ۱۰ تریلیون تومان و سهم قابل توجهی از منابع کشور، به گونهای عمل میکند که گویی این امکانات متعلق به مدیران آن است و نه ملت ایران.”
وی ادامه داد: “پیشتر عدهای از «سفره انقلاب» سخن گفته بودند و با واکنشهای تندی مواجه شدند، اما در عمل، همین نگاه در صداوسیما، مجموعههای نفتی و پتروشیمی و برخی دیگر از بخشها نیز مشاهده میشود؛ به این معنا که بودجه و امکانات کشور را بخشی از همین سفره میدانند که باید در اختیار خودشان باشد و آن را بین خود تقسیم کنند، بدون اینکه بازدهی متناسبی برای کشور به همراه داشته باشد.”
کمالی همچنین به عملکرد رسانه ملی در دوران جنگ اشاره کرد و گفت: “در طول جنگ تحمیلی، آموزشهای پدافند غیرعامل در صداوسیما حتی در حداقلترین سطح نیز ارائه نشد و آنچه پخش شد، تنها به یکی دو مورد بسیار محدود خلاصه میشد.”
وی افزود: “بسیاری از هموطنان که در معرض حملات هوایی دشمن قرار میگرفتند، نمیدانستند در چنین شرایطی چه باید بکنند. در عین حال، سایر اقشار جامعه، به ویژه نسل جوان، نیز از آموزشهای لازم و اطلاعرسانی مناسب محروم بودند. حتی برخی تقلیدها از برنامههای خارجی در صداوسیما نیز تقلیدهایی بیثمر است و هیچ نتیجه مثبتی برای جامعه ایران ندارد.”
اتفاقات فعلی در صداوسیما، چالشهای بزرگی در آینده رقم میزند
کمالی تأکید کرد: “صداوسیما، پیش از آنکه به مداحان یا افرادی که صرفاً برای خوشامد مدیران یا حفظ موقعیت خود سخن میگویند، میدان دهد، به کسانی نیاز دارد که جامعه ایران را به درستی بشناسند، با آمال و خواستههای مردم آشنا باشند و بتوانند در راستای حفظ منافع ملی، مدیریت افکار عمومی را بر عهده بگیرند.”
وی هشدار داد: “روندهایی که امروز در صداوسیما جاری است، در آینده مشکلات بزرگی برای کشور ایجاد خواهد کرد و اگر درباره این سازمان تصمیمات صحیح اتخاذ نشود، شاهد نارضایتیهای عمیقتری خواهیم بود؛ نارضایتیهایی که هم کشور و هم مسئولان را با چالشهای جدی مواجه خواهد ساخت.”
کمالی در پاسخ به این پرسش که برای جلوگیری از اقداماتی که به زعم منتقدان علیه همبستگی ملی است، چه برخوردی باید با صداوسیما صورت گیرد، اظهار کرد: “بحث من این نیست که صداوسیما سخنان رئیسجمهور، رئیس مجلس یا سایر مسئولان را سانسور میکند یا خیر، و اساساً قصد ندارم درباره اشخاص صحبت کنم.”
وی ادامه داد: “مسئله اصلی، خود صداوسیما و شیوه عملکرد آن است. این سازمان، با ساختار و عملکرد کنونی خود، «مفتگران» است و نمیتواند پاسخگوی نیازهای واقعی کشور باشد.”
رئیس خانه احزاب ایران، با تأکید بر ضرورت تحول بنیادین در رسانه ملی، گفت: “صداوسیما باید برنامهای نوین داشته باشد و از پایه بازسازی شود، زیرا با شرایط فعلی در مسیر منافع ملی حرکت نمیکند. تمام بخشهای این سازمان نیازمند بازنگری و نوسازی اساسی است.”
وی در پایان تصریح کرد: “موضوع سخن من افراد یا مدیران نیستند، بلکه معتقدم باید «طرحی نو» درانداخته شود؛ به این معنا که همه چیز از ابتدا طراحی و سازماندهی شود. تنها با اتخاذ یک استراتژی صحیح و برنامهای بلندمدت و کوتاهمدت، مبتنی بر فرهنگ ایرانی و منافع ملی، و ایجاد تغییرات بنیادین است که میتوان انتظار داشت صداوسیما در مسیر مردم و خواستههای آنان حرکت کند.”




