رفتن به محتوای اصلی
جمعه، ۱ آبان ۱۴۰۵نسخه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلیسایت خبری 120 واحد، خبرهای به روز و معتبر
جستجو در آرشیو رسانه
تازه‌ترین
سیاست خارجی

راز مرزهای ایران و عراق: از عثمانی تا جنگ تحمیلی و قرارداد الجزایر!

· 12 دقیقه مطالعه
راز مرزهای ایران و عراق: از عثمانی تا جنگ تحمیلی و قرارداد الجزایر!

به گزارش ۱۲۰ واحد، بامداد ۳۰ مرداد سال ۱۳۶۷، پس از سال‌ها درگیری خونین، سرانجام مرزهای ایران و عراق شاهد آرامش نسبی بودند. سکوت ناشی از آتش‌بس، خبری بود که تیتر روزنامه‌ها را به خود اختصاص داده بود، اما واقعیت میدانی نشان می‌داد که هنوز پایان کامل ماجرا فرا نرسیده است. نیروهای ناظر سازمان ملل در مناطق مرزی مستقر شده بودند تا ضمن پایش روند آتش‌بس، عقب‌نشینی ارتش‌های دو کشور را به سوی مرزهای قانونی بین‌المللی تضمین کنند.

این تصویر، چکیده‌ای از فضای آن زمان را به خوبی نشان می‌دهد؛ در حالی که جنگ نظامی به پایان رسیده بود، پیچیدگی‌های مرزی همچنان پابرجا بودند.

آتش‌بس در ساعت ۳ بامداد روز ۲۰ اوت ۱۹۸۸ (۲۹ مرداد ۱۳۶۷) به وقت گرینویچ عملیاتی شد. وظیفه اصلی هیئت ناظران نظامی سازمان ملل متحد (UNIIMOG)، نظارت دقیق بر پایان درگیری‌ها و اطمینان از عقب‌نشینی نیروهای نظامی به خطوط مرزی بین‌المللی تعیین شده بود. اعضای اولیه این هیئت حتی پیش از آغاز رسمی آتش‌بس وارد منطقه شده بودند تا مقدمات کار را فراهم کنند.

اما سؤال اساسی این بود که این «مرزهای شناخته‌شده بین‌المللی» دقیقاً به چه خطوطی اشاره داشتند؟ پاسخ به این پرسش، ما را به گذشته‌های دورتر از سال ۱۳۶۷ می‌برد؛ به عصری که هنوز کشور عراق به عنوان یک نهاد مستقل شکل نگرفته بود و رقیب اصلی ایران در غرب، امپراتوری قدرتمند عثمانی بود.

خط‌کشی تاریخی: از عثمانی تا عراق

مرز کنونی میان ایران و عراق صرفاً یک خط مرزی نیست که در قرن بیستم شکل گرفته باشد. بخش عمده‌ای از این مرز، ریشه‌هایی عمیق در اختلافات و مذاکرات تاریخی میان ایران و امپراتوری عثمانی دارد؛ نزاع‌هایی که گستره وسیعی از کوهستان‌های زاگرس تا جلگه‌های بین‌النهرین و سرانجام اروندرود را در بر می‌گرفت.

معاهده دوم ارزروم در سال ۱۸۴۷ میلادی، یکی از فصول تعیین‌کننده در این داستان تاریخی است. این پیمان، حاصل سال‌ها گفت‌وگو میان ایران و دولت عثمانی بود که با وساطت قدرت‌های بزرگ آن زمان، یعنی روسیه و بریتانیا، به امضا رسید.

در آن دوره، خبری از تشکیل کشوری مستقل به نام عراق نبود. شهرهای بغداد، بصره، سلیمانیه و بخش‌های وسیعی از نواحی غربی ایران، تحت حاکمیت امپراتوری عثمانی قرار داشتند. بنابراین، وقتی از «مرز ایران و عراق» سخن می‌گوییم و به معاهده ارزروم اشاره می‌کنیم، در حقیقت به یکی از نقاط آغازین و پایه‌های تاریخی این خط مرزی می‌پردازیم که پس از اضمحلال عثمانی و ظهور عراق، به مرز رسمی میان دو ملت مبدل گشت.

پیمان ارزروم دوم در تاریخ ۳۱ مه ۱۸۴۷ به امضا رسید. طبق مفاد آن، ایران از مطالبات خود در قبال سلیمانیه و مناطق اطراف آن چشم‌پوشی کرد و در عوض، حاکمیت ایران بر محمره (خرمشهر کنونی) و همچنین برخی نواحی و جزایر واقع در کرانه‌های اروندرود مورد تایید قرار گرفت. علاوه بر این، حق کشتیرانی ایران در آبراه اروندرود نیز در این توافق‌نامه به رسمیت شناخته شد.

با این حال، لازم است به نکته‌ای حیاتی اشاره کرد: مرزهای فعلی ایران و عراق را نمی‌توان تنها به «معاهده دوم ارزروم» نسبت داد. چنین برداشتی، پیچیدگی‌های تاریخی شکل‌گیری این مرز را به شکلی افراطی ساده‌سازی می‌کند.

پس از توافق ارزروم، تعیین و علامت‌گذاری دقیق خطوط مرزی چندین بار به بحث و مذاکره گذاشته شد. در برخی قسمت‌های مرز زمینی، نزاع بر سر مکان دقیق عبور خط همچنان پابرجا بود. در مورد اروندرود نیز، چالش اصلی به مسئله‌ای فنی اما با ابعاد گسترده سیاسی تبدیل شد: آیا مرز باید در ساحل شرقی رودخانه قرار گیرد یا در خط تالوگ، یعنی عمیق‌ترین و قابل کشتیرانی‌ترین مسیر آن؟

همین موضوع، سال‌ها بعد به یکی از مهم‌ترین چالش‌ها و نقاط کور در روابط دوجانبه تهران و بغداد تبدیل گشت.

شط‌العرب: کانون نزاعی دیرینه

با استقلال عراق پس از پایان جنگ جهانی اول، کشمکش‌های مرزی دیرینه میان ایران و عثمانی، این بار به جدالی میان ایران و دولت تازه تاسیس عراق تبدیل شد.

پیمان سال ۱۹۳۷، خط مرزی در غالب بخش‌های اروندرود را به نزدیکی ساحل ایران برد و تنها در مقابل آبادان، استثنایی قائل شد. این رویکرد، برای ایران قابل قبول نبود و نزاع بر سر حاکمیت و بهره‌برداری از حقوق کشتیرانی در این آبراه حیاتی همچنان پابرجا ماند.

در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ شمسی، تنش‌های مرزی به اوج خود رسید. عراق از گروه‌های معارض با دولت ایران حمایت می‌کرد و در مقابل، ایران نیز پشتیبان مخالفان حکومت بغداد، خصوصاً کردهای عراق، بود. درگیری‌های نظامی در مرز شدت یافت و دو کشور به سرعت به سوی یک بحران گسترده و تمام‌عیار گام برمی‌داشتند.

نقطه عطف این منازعات در ۶ مارس ۱۹۷۵ در الجزیره رقم خورد؛ جایی که محمدرضا پهلوی، شاه ایران، و صدام حسین، معاون وقت رئیس شورای فرماندهی انقلاب عراق، با پادرمیانی هواری بومدین، رئیس‌جمهور الجزایر، به توافقی تاریخی دست یافتند.

پیمان الجزایر: ترسیم دوباره خطوط مرزی

توافق الجزایر برای حل اختلافات مرزی ایران و عراق از اهمیتی فوق‌العاده برخوردار بود، چرا که برای اولین بار اصل «تالوگ» یا «خط‌القعر» را برای بخش رودخانه‌ای مرز در اروندرود به رسمیت شناخت. این به معنای آن بود که خط مرزی در رودخانه باید بر اساس عمیق‌ترین مسیر قابل کشتیرانی تعیین شود، نه صرفاً در امتداد ساحل ایران.

این تغییر رویکرد برای ایران دستاورد مهمی محسوب می‌شد. نزاعی که دهه‌ها بر سر وضعیت اروندرود ادامه داشت، این بار به شکلی واضح و صریح در چارچوب یک معاهده دوجانبه حل و فصل شد. هر دو کشور همچنین متعهد شدند که از هرگونه دخالت در امور داخلی یکدیگر و حمایت از گروه‌های مسلح علیه طرف مقابل اجتناب ورزند. به دنبال این توافق، مجموعه‌ای از پروتکل‌ها و الحاقیه‌ها در سال ۱۹۷۵ برای تحدید حدود و علامت‌گذاری دقیق مرز به امضا رسید و صدها نقطه مرزی مشخص و تثبیت گردید.

بدین ترتیب، زمانی که امروز از «مرزهای فعلی ایران و عراق» سخن به میان می‌آید، باید به دو بُعد تاریخی آن توجه داشت: ریشه‌های دیرینه در توافقات میان ایران و عثمانی، به ویژه معاهده دوم ارزروم، و همچنین تعیین و تثبیت بخش‌های مهمی از خط مرزی معاصر در موافقت‌نامه‌های سال ۱۹۷۵ الجزایر.

این تفکیک اهمیت ویژه‌ای دارد. معاهده دوم ارزروم به تنهایی نمی‌تواند تابلوی کامل مرزهای امروز را ترسیم کند؛ اما بدون درک صحیح آن، روایت شکل‌گیری مرزهای ایران و عراق ناتمام خواهد ماند.

میدان نبرد دوباره: سرنوشت تلخ یک توافق

انتظار می‌رفت که پیمان الجزایر به اختلافات مرزی پایان دهد، اما تنها پنج سال پس از امضای آن، دولت بغداد اعلام کرد که دیگر خود را پایبند به مفاد آن نمی‌داند.

صدام حسین در ۱۷ سپتامبر ۱۹۸۰، به صورت رسمی قرارداد الجزایر را باطل اعلام کرد و مدعی شد که حاکمیت کامل عراق بر آبراه اروندرود باید اعاده گردد. تنها پنج روز پس از این اعلام، در تاریخ ۲۲ سپتامبر، ارتش عراق تهاجم گسترده‌ای را علیه خاک ایران آغاز کرد.

جنگ تحمیلی که در پی این رویداد آغاز شد، به سرعت از حدود یک درگیری مرزی ساده فراتر رفت. شهرها و روستاهای مرزنشین به عرصه‌های نبرد تبدیل گشتند و خطوطی که تا پیش از آن بر روی نقشه‌های دیپلماتیک مشخص شده بودند، به جبهه‌ای چندین صد کیلومتری از درگیری‌های خونین مبدل گشتند.

پس از آزادسازی قسمت‌های زیادی از سرزمین‌های اشغالی ایران، جنگ در سال‌های متعاقب وارد فاز جدیدی شد و حتی به بخش‌هایی از خاک عراق نیز کشیده شد. سرانجام، بعد از هشت سال مقاومت، قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد به عنوان مبنایی برای پایان دادن به این جنگ طولانی پذیرفته شد.

پس از آتش‌بس: معمای مرزهای ناپیدا

تاریخ ۲۹ مرداد ۱۳۶۷ نقطه پایانی بر درگیری‌های مسلحانه بود، اما به معنای حل و فصل کامل تمامی مسائل و اختلافات مرزی نبود.

هیئت UNIIMOG وظیفه داشت تا نیروهای نظامی دو کشور را از خطوط تماس به مرزهای بین‌المللی شناخته شده بازگرداند. گزارش‌های سازمان ملل نشان می‌دهد که در روزهای اولیه پس از آتش‌بس، حتی بر سر جایگاه دقیق برخی مواضع دفاعی طرفین اختلاف نظرهای جدی وجود داشت و این مسئله در نقاطی به درگیری‌های محدود نیز منجر شد.

این واقعیت اغلب در روایت‌های عمومی از آتش‌بس نادیده گرفته می‌شود: جنگ نظامی به پایان رسیده بود، اما پیامدهای جغرافیایی و مرزی آن همچنان باقی مانده بود و نیازمند زمان برای بازگشت به وضعیت عادی بود.

هنگام اجرای آتش‌بس، بخش قابل توجهی از خاک ایران همچنان در اشغال نیروهای عراقی قرار داشت. طبق آمار منابع ایرانی، مساحت این مناطق حدود ۲۴۰۰ کیلومتر مربع تخمین زده می‌شد که شامل نواحی حساسی نظیر شلمچه، طلائیه، فکه، مهران، میمک، سومار و نفت‌شهر بود. عقب‌نشینی کامل ارتش عراق از این سرزمین‌ها در سال ۱۳۶۹ به وقوع پیوست. بر اساس گزارش‌های داخلی ایران، ۳۱ مرداد ۱۳۶۹ به عنوان تاریخ نهایی خروج نیروهای عراقی از خاک کشور اعلام شد. بنابراین، این باور عمومی که «با آتش‌بس، عراق بلافاصله از تمامی خاک ایران عقب‌نشینی کرد»، دقیق نیست. آتش‌بس سال ۱۳۶۷ تنها سرآغاز فرآیند بازگشت به خطوط مرزی بین‌المللی بود و اجرای کامل این بخش از توافق، تقریباً دو سال به طول انجامید.

بازگشت به الجزایر: راهکار در میان بحران

در سال ۱۳۶۹، تحولات منطقه‌ای دستخوش تغییرات بنیادین شده بود. عراق در آستانه ورود به بحرانی جدید قرار داشت و طولی نکشید که به کویت حمله کرد.

درست در همین بستر سیاسی متلاطم، صدام حسین طی نامه‌ای به مقامات ایرانی، آمادگی خود را برای بازگشت به مرزهای بین‌المللی و آغاز فرآیند آزادی اسیران اعلام داشت. عقب‌نشینی نهایی عراق از مناطق اشغالی باقی‌مانده در ایران نیز در همین دوره زمانی به انجام رسید.

به این ترتیب، خطوط مرزی که در سال ۱۳۵۹ به عنوان یکی از دلایل اصلی آغاز درگیری‌ها میان بغداد و تهران مطرح شده بود، بار دیگر به چارچوب حقوقی مورد توافق پیش از جنگ بازگردانده شد.

نکته مهم تاریخی که باید به آن توجه داشت این است: جنگ هشت ساله، در نهایت، مرزهای ایران و عراق را از بنیان تغییر نداد یا «بازآفرینی» نکرد. آنچه در پایان این منازعه تثبیت شد، در واقع بازگشت به همان ساختار مرزی شناخته شده پیش از تجاوز عراق بود؛ چارچوبی که مهم‌ترین ابعاد جدید آن در سال ۱۹۷۵ و بر مبنای اصل «خط‌القعر» در اروندرود تثبیت شده بود. حتی سازمان ملل متحد نیز مأموریت هیئت UNIIMOG را بر اساس عقب‌نشینی نیروها به «مرزهای بین‌المللی شناخته‌شده» تعریف کرده بود.

اهمیت پایدار: چرا ارزروم فراموش نشدنی است؟

شاید در نگاه اول، معاهده‌ای که در سال ۱۸۴۷، تقریباً دو قرن پیش، میان ایران و امپراتوری عثمانی به امضا رسیده است، تنها یک سند تاریخی تلقی شود. اما فرآیند شکل‌گیری مرزها به سادگی یک سند نیست.

خطوط مرزی، برخلاف ترسیمات ساده روی نقشه درسی، پدیده‌ای دفعی نیستند. گاهی محصول تغییرات ناشی از جنگ‌ها هستند، گاهی نتیجه توافقات و معاهدات، زمانی در کمیسیون‌های تخصصی مرزی شکل می‌گیرند و گاهی نیز حاصل دهه‌ها مذاکره و نقشه‌برداری دقیق‌اند. مرز میان ایران و عراق مصداقی بارز از این فرآیند پیچیده و چندوجهی است.

معاهده دوم ارزروم بخش عمده‌ای از پایه‌های تاریخی این مرز را بنیان نهاد. دگرگونی‌های پس از اضمحلال امپراتوری عثمانی، این مرز را به مرحله‌ای نوین وارد ساخت. پیمان سال ۱۹۳۷ نیز تلاشی مهم برای تعیین تکلیف آبراه اروندرود بود. توافق الجزایر در سال ۱۹۷۵، با پذیرش اصل خط‌القعر، مرز رودخانه‌ای را تثبیت کرد. جنگ تحمیلی (۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷) این مرز را به یکی از خونبارترین خطوط در جهان تبدیل نمود و سرانجام، با برقراری آتش‌بس و دخالت سازمان ملل، طرفین به همان مرزهای بین‌المللی پیشین بازگشتند.

از این دیدگاه، بامداد ۳۰ مرداد ۱۳۶۷ تنها «فردای آتش‌بس» به شمار نمی‌رفت، بلکه فردای روزی بود که پس از حدود یک قرن و نیم نزاع و کشمکش بر سر این خط، بار دیگر این سوال محوری مطرح شد که مرز واقعی کجاست و چه اسناد و توافقاتی آن را تعریف می‌کنند.

پاسخ به این پرسش، برخلاف ساده‌سازی‌های رایج، تنها یک نام یا یک تاریخ مشخص نیست؛ بلکه مجموعه‌ای پیچیده از اسناد و رخدادهاست که از معاهده دوم ارزروم آغاز شده، از دگرگونی‌های دوران عثمانی و تشکیل کشور عراق عبور کرده، به قرارداد ۱۹۳۷ و سپس توافق الجزایر در ۱۹۷۵ می‌رسد و پس از هشت سال جنگ، با عقب‌نشینی نیروها به مرزهای بین‌المللی، معنای کامل خود را بازمی‌یابد. شاید به همین دلیل است که برای درک صحیح تصویر امروزین مرزهای ایران و عراق، لازم است به زمان‌های بسیار دورتر از بامداد ۳۰ مرداد ۱۳۶۷ بازگردیم؛ به سال‌هایی که هنوز «عراق» به عنوان یک کشور مستقل بر روی نقشه ظاهر نشده بود و مرزی که بعدها به یکی از پرتنش‌ترین خطوط در خاورمیانه بدل شد، در مذاکرات میان تهران و استانبول شکل می‌گرفت.

گفت‌وگو با خوانندگان

دیدگاه شما