رفتن به محتوای اصلی
شنبه، ۲ آبان ۱۴۰۵نسخه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلیسایت خبری 120 واحد، خبرهای به روز و معتبر
جستجو در آرشیو رسانه
تازه‌ترین
بین‌الملل

راز عجیب دختر آلمانی: معمای پزشکی قرن که کلیسا و نازی‌ها را درگیر کرد!

· 9 دقیقه مطالعه
راز عجیب دختر آلمانی: معمای پزشکی قرن که کلیسا و نازی‌ها را درگیر کرد!

اما رویدادهای خارق‌العاده‌ای که پس از جنگ جهانی اول در زندگی او رخ داد، نامش را فراتر از مرزهای روستایش برد و هزاران نفر را به خانه‌اش سرازیر کرد؛ عده‌ای به دنبال قدیسه‌ای برای زیارت، گروهی در پی مشاهده معجزه، و برخی دیگر در جستجوی نشانه‌ای از یک فریب بزرگ. تریزه نویمان در سال ۱۸۹۸ در روستای “کنرسرویت” در ایالت بایرن آلمان به دنیا آمد. او در خانواده‌ای پرجمعیت و با وضع مالی متوسط رو به پایین بزرگ شد و زندگی‌ای بی‌آلایش داشت. آرزوی او این بود که روزی راهبه و مبلّغ دینی شود، اما شعله‌های جنگ جهانی اول مسیر زندگی‌اش را دگرگون کرد.

در سال ۱۹۱۸، تریزه دچار چندین حادثه جسمی و سقوط‌های متوالی شد که به تدریج وضعیت جسمانی او را به وخامت کشاند. او مدتی توان حرکت از دست داد و سپس، بر اساس مستندات آن دوران، بینایی‌اش را نیز از دست داد. اما این اتفاقات تنها پیش‌درآمدی بر حوادثی بودند که چند سال بعد رخ دادند و سرنوشت او را برای همیشه دگرگون کردند.

راز عجیب دختر آلمانی: معمای پزشکی قرن که کلیسا و نازی‌ها را درگیر کرد!

راز زخم‌های خونین؛ تکرار هر جمعه
نقطه عطف ماجرا در مارس ۱۹۲۶ فرا رسید، زمانی که زخم‌هایی مرموز ابتدا بر سینه و سپس بر دست‌ها و پاهای نویمان ظاهر شدند. اما این پایان داستان نبود؛ او ادعا می‌کرد در حالت‌های خلسه عمیق مذهبی، صحنه‌هایی از درد و رنج و مصلوب شدن مسیح را تجربه می‌کند و در همین لحظات، زخم‌های بدنش شروع به خونریزی دوباره می‌کنند. این پدیده، که بیشتر در روزهای جمعه تکرار می‌شد، به سرعت نام تریزه نویمان را در میان پیروان کلیسای کاتولیک بر سر زبان‌ها انداخت. تصاویر سیاه و سفیدی که از آن دوران به جا مانده، به خوبی گواه این اتفاقات است: زنی در لباس سفید، با نشانه‌های زخم و خون بر اطراف چشم، دست‌ها و صورت، در حالتی که ناظران آن را «خلسه مذهبی» توصیف کرده‌اند.

ادعای حیرت‌انگیز: سال‌ها زندگی بدون غذا و آب!
شهرت تریزه نویمان به زخم‌های خونین محدود نشد. از اوایل دهه ۱۹۲۰، گزارش‌هایی درباره ناتوانی او در مصرف غذا و نوشیدنی منتشر گردید. سپس ادعا شد که او از سال ۱۹۲۶ به بعد، تنها با مصرف نان مقدس (عشای ربانی) زندگی کرده و هیچ ماده غذایی دیگری نمی‌خورد. این ادعا در صورت صحت، از نظر علمی و پزشکی کاملاً بی‌سابقه بود؛ چرا که بدن انسان تنها برای مدت کوتاهی می‌تواند بدون آب زنده بماند و زندگی چندین ساله بدون آب و غذا با هیچ یک از اصول فیزیولوژی شناخته شده همخوانی ندارد. به همین دلیل، ماجرای نویمان به سرعت از حیطه اعتقادات مذهبی خارج و به موضوعی داغ در محافل پزشکی تبدیل شد. در سال ۱۹۲۷ و تحت فشار مقامات کلیسا، تحقیقات پزشکی دقیقی روی او انجام گرفت. نویمان به مدت تقریبی ۱۵ روز تحت نظارت کامل پزشکان و پرستاران قرار گرفت تا میزان مصرف غذا و نوشیدنی، وزن و وضعیت عمومی بدنش رصد شود. اما نتایج این رصد، نتوانست به طور قاطع به این پرونده خاتمه دهد. حامیانش تاکید داشتند که او واقعاً چیزی نخورده است، در حالی که منتقدان معتقد بودند روش نظارت برای اثبات چنین ادعای خارق‌العاده‌ای کافی نبوده. حتی تحقیقات پزشکی جدیدتر نیز نتوانستند این پرونده را به طور کامل حل کنند. سال‌ها بعد، یک مطالعه پزشکی قانونی بر روی نمونه‌های خون به جا مانده از پانسمان‌های او نشان داد که خون متعلق به یکی از بستگان مادری او بوده و هیچ اثری از دستکاری یا تقلب در آن دیده نشد. اما این یافته، به تنهایی، اثبات‌کننده ادعای زندگی بدون غذا نبود.

تحول یک روستایی به پدیده‌ای جهانی
در طول دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰، “کنرسرویت” از یک روستای ناشناخته در بایرن به مقصدی جهانی تبدیل شد. سیل عظیمی از مردم، نه تنها از سراسر آلمان بلکه از کشورهای دیگر، برای ملاقات با تریزه نویمان راهی این روستا می‌شدند. برخی در آرزوی دیدن یک معجزه، گروهی برای مشاهده خونریزی‌های مرموز روز جمعه، و عده‌ای نیز با نیت آشکار کردن آنچه فریب می‌پنداشتند، به آنجا می‌شتافتند. “فریتس گرلیش”، روزنامه‌نگار سرشناس آن دوران، یکی از برجسته‌ترین منتقدان اولیه او بود. گرلیش در ابتدا با هدف برملا کردن حقیقت ادعاهای نویمان به کنرسرویت سفر کرد، اما دیدار با او چنان تأثیری بر وی گذاشت که بعدها به یکی از سرسخت‌ترین حامیانش تبدیل شد و حتی به مذهب کاتولیک گروید. گرلیش بعدها نشریه‌ای با نام “Der gerade Weg” (راه راست) را بنیان نهاد که به شدت علیه ایدئولوژی ناسیونال‌سوسیالیسم و هیتلر موضع‌گیری می‌کرد. اینجاست که داستان زندگی نویمان از یک پدیده صرفاً مذهبی، ابعاد سیاسی به خود گرفت و وارد تاریخ پرفراز و نشیب آلمان شد.

راز عجیب دختر آلمانی: معمای پزشکی قرن که کلیسا و نازی‌ها را درگیر کرد!

ورود نازی‌ها به پرونده تریزه نویمان
در دوران به قدرت رسیدن نازی‌ها، حلقه اطرافیان نویمان به دلیل ارتباط با گروه‌های مخالف رژیم نازی، تحت فشارهای شدیدی قرار گرفتند. البته، باید با احتیاط به این بخش از ماجرا نگریست؛ زیرا روایت‌های عامیانه گاهی داستان را به سادگی به این شکل مطرح می‌کنند که «هیتلر از نویمان وحشت داشت و دستور معاینه او را صادر کرد.» اما بررسی اسناد و پژوهش‌های تاریخی، تصویری به مراتب پیچیده‌تر را نمایان می‌سازد. مورخان آلمانی، محفل پیرامون نویمان را نمادی از مقاومت‌های اجتماعی و مذهبی در برابر نازیسم قلمداد کرده‌اند؛ مقاومتی که همیشه به معنای مبارزات سیاسی سازمان‌یافته نبود، بلکه گاهی در قالب حفظ ارزش‌های مذهبی و مخالفت فرهنگی با ایدئولوژی نازی‌ها بروز می‌یافت. حتی در بحبوحه جنگ جهانی دوم، خانه و نزدیکان نویمان تحت نظارت و فشار مداوم بودند و برخی از اطرافیان او با مشکلات جدی روبه‌رو شدند. بنابراین، داستان تریزه در دوران نازی‌ها فراتر از صرفاً «زنی با زخم‌های عجیب» است؛ این روایت، بخشی از تعامل پیچیده میان دین، جامعه و حکومت نازی در تاریخ آلمان را بازگو می‌کند. نکته جالب‌تر اینجاست که برخلاف آنچه ممکن است در شبکه‌های اجتماعی منتشر شود، هیچ پاسخ قطعی و مورد اتفاق نظری درباره پدیده‌های مرتبط با او وجود ندارد. اگرچه کاتولیک‌ها او را شخصیتی معنوی می‌دانستند، اما کلیسای رسمی هرگز استیگماتا یا ادعای زندگی بدون غذا را به عنوان «معجزه‌ای اثبات‌شده» تایید نکرده است. حتی در زمان حیاتش، مقامات کلیسایی با احتیاط فراوان به شهرت نویمان می‌نگریستند و درباره پدیده‌های “کنرسرویت” اختلاف نظرهای زیادی وجود داشت. پژوهش‌های تاریخی نیز نشان می‌دهند که روایت‌های مربوط به او از همان ابتدا میان ایمان، تردیدهای علمی، بحث‌های پزشکی، پوشش رسانه‌ای و افسانه‌پردازی در نوسان بوده است. همین ابهام و عدم قطعیت، جذابیت داستان او را دوچندان می‌کند؛ چرا که اگر همه چیز اثبات شده بود، دیگر معمایی برای کشف باقی نمی‌ماند.

تحقیقات علمی جدید و ابهامات پابرجا
در سال ۲۰۰۵، یعنی دهه‌ها پس از مرگ تریزه نویمان، یک تحقیق پزشکی قانونی در آلمان بار دیگر بر یکی از جنبه‌های کلیدی پرونده او تمرکز کرد: خون موجود در پانسمان‌های قدیمی. محققان با بهره‌گیری از تکنیک‌های پیشرفته ژنتیکی، DNA موجود در این آثار خون را مورد بررسی قرار دادند. نتایج حاکی از آن بود که این خون با DNA یکی از خویشاوندان مادری نویمان مطابقت دارد و هیچ شواهدی مبنی بر اینکه خون متعلق به فرد یا حیوان دیگری باشد، یافت نشد. اما این آزمایش تنها به یک سوال پاسخ داد: «خون روی پانسمان‌ها از چه کسی بود؟» و نه به سوالات مهم‌تر: «چرا این زخم‌ها ایجاد می‌شدند؟» یا «آیا او واقعاً بدون غذا و آب زنده می‌ماند؟» همین تفاوت ظریف، مرز میان «یک یافته علمی» و «ادعایی معجزه‌آسا» را تعیین می‌کند.
پرونده‌ای که هرگز بسته نشد
تریزه نویمان در تاریخ ۱۸ سپتامبر ۱۹۶۲ در سن ۶۴ سالگی چشم از جهان فروبست. اما مرگ او پایان این ماجرای پر رمز و راز نبود. در سال ۲۰۰۵، یعنی بیش از چهار دهه پس از درگذشتش، اسقف‌نشین “رگنسبورگ” به طور رسمی روند بررسی پرونده او را برای «اعلام سعادت» آغاز کرد. این پرونده همچنان به عنوان یک پرونده کلیسایی در دست بررسی است و این به معنای آن نیست که کلیسای کاتولیک او را قدیس یا صاحب معجزات اثبات‌شده اعلام کرده است. حتی در سال ۲۰۲۵ نیز گزارش‌هایی از ادامه تحقیقات تاریخی پیرامون این پرونده در آلمان منتشر شد. شاید عجیب‌ترین بخش ماجرا همین باشد: زنی روستایی که در سال ۱۹۲۶ با چند زخم خونین به یکی از مشهورترین چهره‌های مذهبی اروپا تبدیل شد، هنوز یک قرن پس از آن، همچنان موضوع بحث و جدل میان مؤمنان، پزشکان و مورخان است. برای عده‌ای، تریزه نویمان زنی عارف و رنج‌کشیده است که زندگی‌ای سرشار از تجربه‌های معنوی را از سر گذراند. برای گروهی دیگر، پرونده‌ای پیچیده از بیماری، جنبه‌های روان‌شناختی، قدرت تلقین و بستر فرهنگی-مذهبی آن دوران است؛ و برای بعضی دیگر، او هنوز یک معمای تاریخی حل‌نشده باقی مانده است. شاید به همین دلیل است که تصویر سیاه و سفید آن زن، با چشمان نیمه‌بسته و رد خون بر صورت، حتی پس از گذشت نزدیک به یک قرن، همچنان تا این اندازه عجیب و تأثیرگذار به نظر می‌رسد.

گفت‌وگو با خوانندگان

دیدگاه شما