رفتن به محتوای اصلی
یکشنبه، ۳ آبان ۱۴۰۵نسخه آنلاین
پایگاه خبری تحلیلیسایت خبری 120 واحد، خبرهای به روز و معتبر
جستجو در آرشیو رسانه
تازه‌ترین
اجتماعی

خبرنگاران؛ چشم بینا و گوش شنوای ملت در روزگار عادی و بحران

· 7 دقیقه مطالعه
خبرنگاران؛ چشم بینا و گوش شنوای ملت در روزگار عادی و بحران

اغلب اوقات، خودِ خبرنگار در قلب حوادث قرار می‌گیرد و چگونگی روایت او، به طور مستقیم بر تصویری که یک جامعه از خاطرات و رویدادهایش در ذهن می‌پروراند، تأثیرگذار است.

دوران جنگ، نمونه‌ای بارز از این واقعیت تلخ و درخشان است. در شرایطی که صدای مهیب انفجارها، اضطراب و اخبار ناگهانی، زندگی روزمره مردم را به شدت تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، وظیفه رسانه‌ها نه تنها متوقف نمی‌شود، بلکه بار مسئولیتشان چندین برابر می‌گردد. در لحظاتی که بسیاری در جستجوی پناهگاهی امن و آرامش هستند، خبرنگار باید خود را به کانون حادثه برساند تا از نزدیک شاهد وقایع باشد و حقیقت را دریابد.

خبرنگار در خط مقدم روایت‌گری

در ایام جنگ و بحران، رسانه‌ها تنها محلی برای انتشار اطلاعیه‌ها و اخبار رسمی نیستند. مردم تشنه دانستن این هستند که در خیابان‌ها چه می‌گذرد، کدام مناطق آسیب دیده‌اند، وضعیت مجروحان چگونه است، خانواده‌ها با چه چالش‌هایی روبرو هستند و چگونه زندگی در شهرهای مختلف همچنان ادامه دارد. این دست اطلاعات حیاتی باید از دل میدان نبرد به دست آید و خبرنگار، یکی از نخستین حلقه‌های این زنجیره ارتباطی است.

در چنین روزهای پر التهابی، خبرنگاران، عکاسان و تصویربرداران، لحظات تاریخی را ثبت کرده‌اند؛ از تصاویری که از یک خیابان جنگ‌زده گرفته شده، تا گفتگوهایی که با خانواده‌های آسیب‌دیده انجام شده، گزارش‌های خبرنگاران از بیمارستان‌ها یا روایت‌های مردم از تداوم زندگی در شرایط جنگی، همه و همه بعدها به بخشی جدانشدنی از حافظه جمعی یک ملت تبدیل می‌شوند.

خبرنگاران؛ چشم بینا و گوش شنوای ملت در روزگار عادی و بحران

جنگ، تیتر اول همه زندگی‌ها

نکته مهم دیگری که در دوران جنگ خود را نشان می‌دهد، کاهش فاصله میان خبرنگار و مردم است. در این روزها، خبرنگار دیگر صرفاً برای تهیه گزارش به میان مردم نمی‌رود، بلکه خود نیز در همان شرایط زیست می‌کند و نگرانی‌های مشابهی را تجربه می‌کند. با این حال، وظیفه حرفه‌ای از او می‌خواهد که میان احساسات شخصی و روایت خبری فاصله بیندازد و اجازه ندهد هیجان، جای دقت و صحت را بگیرد.

اینجاست که اهمیت خبرنگاری حرفه‌ای بیش از پیش آشکار می‌شود. در روزگاری که هر تصویر و هر خبر می‌تواند به سرعت در فضای مجازی منتشر شود، خبرنگار باید توانایی تشخیص حقیقت از شایعه را داشته باشد و همزمان، میان سرعت انتشار و صحت اطلاعات، تعادلی هوشمندانه برقرار کند و تا حد امکان، هر دو را با هم به دست آورد.

در نبردهای شناختی نیز میدان مبارزه فقط به محل اصابت موشک یا درگیری نظامی محدود نمی‌شود؛ بخشی از نبرد در چگونگی روایت‌ها شکل می‌گیرد. اینکه یک حادثه چگونه به تصویر کشیده شود، قربانیان چگونه معرفی گردند و چه تصویری از یک جامعه در ذهن افکار عمومی شکل بگیرد، همه و همه میدان نبردی است که خبرنگار با دوربین و قلم خود به آن وارد می‌شود.

از آمار و ارقام تا چهره‌های انسانی

یکی از مهم‌ترین کارکردهای رسانه در روزهای بحرانی، جلوگیری از گم شدن انسان‌ها در لابلای آمار و ارقام است. هرچند آمار کشته‌ها، مجروحان، خسارات و آسیب‌ها برای اطلاع‌رسانی ضروری است، اما پشت هر عدد، یک زندگی کامل پنهان شده است.

خبرنگاری که به سراغ خانواده یک قربانی می‌رود، هدفش تنها یافتن یک جمله احساسی برای گزارش نیست. او باید بتواند تصویری واقعی و ملموس از انسانی که دیگر در قید حیات نیست، ارائه دهد؛ از شغلش، خانواده‌اش، آرزوهایش و زندگی‌ای که ناگهان متوقف شده است. این روایت‌ها بعدها به بخشی ماندگار از تاریخ اجتماعی یک دوره بدل خواهد شد.

رسانه‌های ایران در دوران جنگ توانستند بخش‌هایی از همین زندگی را ثبت و ضبط کنند؛ از لحظات سرشار از اضطراب و نگرانی تا صحنه‌های همدلی، کمک‌رسانی و استقامت مردم. بسیاری از این تصاویر شاید در همان روز تنها یک خبر معمولی بودند، اما امروز می‌توانند اسنادی ارزشمند برای درک عمیق آن دوران باشند.

حماسه تنها در میدان نبرد نیست

حماسه‌ای که در روزهای جنگ شکل می‌گیرد، تنها به صحنه نظامی محدود نمی‌شود. زمانی که مردم در شرایط دشوار، به زندگی خود ادامه می‌دهند، کادر درمان در بیمارستان‌ها می‌ماند، نیروهای امدادی به خط مقدم یاری‌رسانی می‌شتابند، خانواده‌ها پشت و پناه یکدیگر می‌شوند و خبرنگار برای ثبت تمام این لحظات حضور می‌یابد، مجموعه‌ای از کنش‌ها و واکنش‌ها به وجود می‌آید که تصویر واقعی یک جامعه در زمان بحران را ترسیم می‌کند.

در این میان، خبرنگاران نیز سهم ارزشمند خود را ایفا کردند. آن‌ها روایتگر حماسه‌ای بودند که در کوچه‌ها و خیابان‌ها، بیمارستان‌ها، مراکز امدادی، خانه‌های مردم و حتی در سکوت خانواده‌های داغدار جاری بود. دوربین و قلم آن‌ها سبب شد که بسیاری از این لحظات، تنها در خاطره کسانی که آنجا حضور داشتند، باقی نماند.

البته، ارزش کار خبرنگار را نباید تنها به روزهای جنگ و بحران محدود کرد. خبرنگاری که در یک روز عادی، به سراغ مشکلات یک محله، یک مطالبه عمومی، یک پروژه عمرانی، یک دستاورد علمی یا مسئله‌ای اجتماعی می‌رود، در واقع در حال ثبت بخش دیگری از زندگی جاری جامعه است.

خبرنگاری حرفه‌ای نه قرار است همیشه مدافع باشد و نه همیشه منتقد؛ وظیفه اصلی او کشف واقعیت و ارائه آن با نهایت دقت و انصاف است. گاهی این واقعیت، یک موفقیت بزرگ است و گاهی یک ضعف آشکار؛ گاهی امیدبخش است و گاهی مطالبه‌گر. آنچه اهمیت دارد این است که روایت، تا حد امکان به حقیقت وفادار بماند.

خبرنگاران؛ چشم بینا و گوش شنوای ملت در روزگار عادی و بحران

روایت امروز، سند فرداست

شاید ارزش واقعی خبرنگاری زمانی بیشتر مشخص شود که سال‌ها از یک رویداد مهم گذشته باشد. در آن زمان، فیلم‌ها، عکس‌ها، گزارش‌ها و روایت‌های منتشرشده، دیگر صرفاً محتوای خبری نیستند، بلکه فراتر از آن، به اسنادی بی‌بدیل از یک دوره تاریخی تبدیل می‌شوند.

نسل‌های آینده، جنگ را آن‌گونه که ما تجربه کردیم، حس نخواهند کرد. آن‌ها صدای آن روزها را نشنیده‌اند، اضطرابش را لمس نکرده‌اند و خیابان‌های آن دوران را ندیده‌اند. آنچه برای آن‌ها باقی می‌ماند، همین اسناد است؛ تصاویری که عکاسان ثبت کردند، گزارش‌هایی که خبرنگاران نوشتند و روایت‌هایی که رسانه‌ها منتشر کردند.

از این منظر، خبرنگاران را می‌توان جهادگران گمنام عرصه روایت دانست که سهمشان در ساختن حافظه یک جامعه، بسیار بزرگ‌تر از میزان دیده‌شدن نامشان است.

هفدهم مرداد فرصتی است برای دیدن همین نقش حیاتی؛ برای قدردانی از کسانی که در روزهای عادی، اخبار معمولی را دنبال می‌کنند و در روزهای تاریخی، خودشان را به قلب رویدادها می‌رسانند. کسانی که گاهی تنها چند دقیقه فرصت دارند تا تصویری را ثبت کنند که شاید سال‌ها بعد، تنها سند یک لحظه سرنوشت‌ساز باشد.

خبرنگار، بخشی از تاریخ را نمی‌نویسد تا خودش در تاریخ جاودانه شود؛ کار او این است که نگذارد تاریخ، جزئیات مهم و سرنوشت‌ساز خود را از دست بدهد. شاید این، دقیق‌ترین توصیف از خدمت بی‌منت خبرنگارانی باشد که در روزهای جنگ نیز در کنار مردم ماندند، روایت کردند و با ثبت لحظه‌های بزرگ و کوچک، سهم خود را در ماندگار شدن یک حماسه ملی ایفا نمودند.

گفت‌وگو با خوانندگان

دیدگاه شما